es
Feedback
Light Workers🔆

Light Workers🔆

Ir al canal en Telegram

چو ذَرِه باش، پویان سویِ خورشید؛ که تا چون خاک، زیرِ پا نمانی چو اِستاره به بالا، شب‌روی کن که تا زآن ماه بی‌همتا نمانی صفحه اینستاگرام https://www.instagram.com/lightworkers.ir @lightworkers

Mostrar más
379
Suscriptores
Sin datos24 horas
+37 días
+830 días
Archivo de publicaciones
امروز می‌خواهم خودم را از چنگال عادت های مخرب رها کنم... مسیر رسیدن به خودآگاهی پر پیچ و خم است. و عادتهای مخرب از بزرگترین موانع در این مسیر است... ما عادت کرده‌ایم مثل دیگران رفتار کنیم، ساعتها به تماشای تلویزیون بنشینیم، در فضاهای مجازی پرسه بزنیم ، به جمع های تکراری بپیوندیم ،و برای هزارمین بار حرفهای تکراری بزنیم... عادت به پر خوری، پر حرفی، غیبت ، تهمت ، لوده بازی و تمسخر و دست انداختن دیگران..... برای دقایقی چشمانت را ببند و بگذار دیدن طلوع و غروب خورشید به عادت تبدیل شود ، بگذار ورزش و تغذیه سالم به عادت تبدیل شود، بگذار مطالعه و رشد و بلوغ فیزیکی ،جسمی و روانی به عادت تبدیل شود، بگذار لبخند ، مهربانی ، آرامش و سکوت به عادت تبدیل شود... بگذار اب دادن گلها به عادت تبدیل شود... بگذار خودت بودن به عادت تبدیل شود.... امروزت را مگذران به تکرار مکرراتی که هیچ نمی‌ارزد.... #مراقبه @lightworkers

هفت قانون (شنبه هفتم تیرماه۹۹) قانون هفتم ☑️قانون"دارما" یا غایت حیات هنگامی که استعداد بی همتای خود را به خدمت به دیگران می آمیزیم، وجد و استعلای جان خویش را تجربه می کنیم که هدف غایی همه هدفهاست. و راه آن: کشف ضمیر برتر، تهیه فهرست از استعدادهای بی همتای خود، و خدمت به دیگران است. کاربرد قانون" دارما" یا غایت حیات با خود عهد می بندم با دنبال کردن گامهای زیر، قانون دارما را به عمل خواهم آورد: 1️⃣ امروز با مهر و محبت خدایی را که در ژرفای روحم نهفته است خواهم پروراند. به جان درونم که هم به جسم و هم به ذهنم روح می بخشد توجه خواهم کرد. خود را به روی سکون ژرف قلبم بیدار خواهم کرد. آگاهی بی زمان و هستی جاودانه میان وجود محدود به زمان را با خود همراه خواهم داشت. 2️⃣ از استعدادهای یکتای خود فهرستی تهیه خواهم کرد. آنگاه همه آنچه را که دوست دارم انجام خواهم داد و به هنگام بیان و کاربرد استعدادهای بی همتایم در راه خدمت به بشریت،"گذشت زمان را از یاد خواهم برد و در زندگی خودم و دیگران فراوانی به وجود خواهم آورد." 3️⃣هر روز از خود خواهم پرسید:" چگونه می توانم خدمت کنم؟ چگونه می توانم کمک کنم؟ پاسخ به این سئوالها به من اجازه خواهد داد تا با عشق به همنوعانم خدمت کنم." #هفت_قانون_معنوی_دیپاک_چوبرا #دیپاک_چوبرا @lightworkers

کفشی که برای پاهایت مناسب است، شاید پای دیگری را زخم کند اشتباه است که عقاید و راه و روش زندگی خود را برای دیگران مناسب بدانیم آنچه در ذهن تو می‌گذرد، اصل مطلق نیست! #جان_اشتاین_بک @lightworkers

وجد #سهراب_پورناظری  @lightworkers

دلبری #سهراب_پورناظری  @lightworkers

تو جان مایی، ماه سمایی فارغ ز جمله اندیشهایی جویی ز فکرت، داروی علت فکرست اصل علت فزایی فکرت برون کن، حیرت فزون کن نی مرد فکر
تو جان مایی، ماه سمایی فارغ ز جمله اندیشهایی جویی ز فکرت، داروی علت فکرست اصل علت فزایی فکرت برون کن، حیرت فزون کن نی مرد فکری مرد صفایی فکرت درین ره شد ژاژ خایی مجنون شو ای جان، عاقل چرایی؟! بد نام مجنون رست از کشاکش باهوش کرمی، مست اژدهایی کرم بریشم، اندیشه دارد زیرا که جوید صنعت نمایی صنعت نماید، چیزی بزاید از خود برآید زان خیره‌رایی صنعت رها کن، صانع بست استت شاهد همو بس، کم ده گوایی او نیستها را دادست هستی او قلبها را بخشد روایی داد او فلک را دوران دایم نامد زیانش بی‌دست و پایی خامش! برآن باش که پر نگویی هرچند با خود بر می‌نیایی #حضرت_مولانا @lightworkers

#ابونواس_اهوازی @lightworkers
#ابونواس_اهوازی @lightworkers

هفت قانون (جمعه ششم تیرماه ۹۹) قانون ششم ☑️ قانون عدم وابستگی با اشتیاق خود به گام نهادن در ناشناخته که حیطه تمامی امکانات است، خودرا به ذهن خلاقی می سپاریم که چرخش کائنات را همنوا می سازد. و راه آن: عدم وابستگی، حکمت عدم یقین، و امکانات نامحدود است. کاربرد قانون عدم وابستگی با خود عهد می بندم با دنبال کردن گامهای زیر، قانون عدم وابستگی را به عمل در خواهم آورد: 1️⃣عهد می بندم که امروز عدم وابستگی را به کاربندم. به خودم و اطرافیانم این آزادی را خواهم داد که همان گونه که هستند باشند. عقیده ام را در هیچ موردی به دیگران تحمیل نخواهم کرد. راه حلها را بر مشکلات تحمیل نخواهم کرد، تا از این طریق مشکلات تازه ایجاد کنم. با عدم دلبستگی در همه امور مشارکت خواهم جست. 2️⃣امروز عدم یقین را به صورت بخشی بنیادی از زندگیم به کار خواهم گرفت. به دلیل اشتیاقم برای پذیرش عدم یقین، راه حلها خود به خود از دل مشکل- از دل آشفتگی و بی نظمی و اغتشاش – بر می خیزند و پدیدار می شوند. هر چه امور نامطمئن تر به نظر برسند، احساس امنیت بیشتری خواهم کرد زیرا عدم یقین، راه من به سوی آزادی است. از طریق حکمت عدم یقین، امنیت خود را خواهم یافت. 3️⃣ به حیطه تمامی امکانات گام خواهم نهاد و هیجانی را انتظار خواهم کشید که وقتی در برابر بیکرانگی انتخابها گشوده بمانم می توانند رخ دهند. وقتی به حیطه تمامی امکانات گام بگذارم، شادی و ماجرا و افسون و رمز و راز زندگی را تجربه خواهم کرد. #هفت_قانون_معنوی_دیپاک_چوبرا #دیپاک_چوبرا @lightworkers

فردا برای هیچ‌کس تضمین نشده است، پیر یا جوان... شاید امروز آخرین‌باری باشد که کسانی را می‌بینی که دوستشان داری، پس زمان از کف مده! عمل کن، همین‌امروز... شاید فردا هیچ‌وقت نیاید و تو بی‌شک تأسفِ روزی را خواهی‌خورد که فرصت داشتی برای یک ‌لبخند، یک‌ آغوش، اما مشغولیت‌های زندگی، تو را از برآوردن آخرین خواسته‌ی آن‌ها بازداشت... دوستانت را حفظ کن و نیازت را به آن‌ها مدام در گوششان زمزمه کن... مهربانانه دوستشان داشته باش... زمان را برای گفتنِ یک “متأسفم”، “مرا ببخش”، “متشکرم” و دیگر مهرواژه‌هایی که می‌دانی از دست مده! هیچ‌کس تو را به‌خاطر افکار پنهانت به یاد نمی‌آورد، پس از خداوند، خرد و تواناییِ بیان احساساتت را طلب کن تا دوستانت بدانند حضورشان تا چه‌حد برای تو عزیز است... #گابریل_گارسیا_مارکز @lightworkers

دیباچه #سهراب_پورناظری  @lightworkers

افسانه شو #سهراب_پورناظری  @lightworkers

بازتاب #سهراب_پورناظری  @lightworkers

هرچه بیشتر بر روی توقعات خود پافشاری کنیم ناراحتی ما بیشتر می شود. وقتی دنیا با توقعات ما سازگار نمی شود. این انتظارات ماست ک
هرچه بیشتر بر روی توقعات خود پافشاری کنیم ناراحتی ما بیشتر می شود. وقتی دنیا با توقعات ما سازگار نمی شود. این انتظارات ماست که باید با واقعیت ها سازگار شود. @lightwoekers

هیچ ذره از ذراتِ عالم نیست که خدای با آن نیست از جهت آن که ، خیال ، بی حقیقت و سایه ، بی ذات نتواند بود. و این سخن تو را جز به مثالی معلوم نشود ، بدان که نزدیکِ حکما ، هوا ، هستی است نیست نمای، و سراب ، نیستی است هست نمای. وجودِ سراب ، به هواست ، و ظهورِ هوا ، به سراب است. و هوا ، حقیقتِ سراب است ، و سراب ، صورتِ هواست. پس معیّتِ خدای (همراهی او) را با عالم همچنین می‌دان که معیّتِ هوا با سراب است. و اینجا گفته‌اند که ، العالمُ کلُّهُ خیال فی خیال اَو مَنامُ فی مَنام. (دنیا ، خیال در خیال و خواب در خواب است.) این است معنی اَلناسُ نِیامٌ فاذا ماتُوا انتَبَهُوا. (مردم در خوابند و زمانی که از دنیا رفتند بیدار می‌شوند.) شیخ عزیزالدین نسفی @lightworkers

هفت قانون (پنج شنبه پنجم تیر۹۹) قانون پنجم ☑️ قانون قصد و آرزو در هر قصد و آرزویی مکانیسم توفیق و تجلی آن نهفته است... قصد و آرزو در حیطه توانایی مطلق دارای قدرت نشام دهنده نامحدود است؛ و هنگامی که در خاک حاصلخیز توانایی مطلق قصدی را درافکنیم، این قدرت نشام دهنده نامحدود را برای خود به کار وا می داریم. و راه آن این است: تهیه فهرست آرزوها، عدم دلبستگی و تسلیم آرزوها به کائنات، حضور در لحظه حال. کاربرد قانون قصد و آرزو با خود عهد می بندم که با دنبال کردن گامهای زیر،قانون قصد و آرزو را به عمل درخواهم آورد: 1⃣فهرستی از آرزوهایم تهیه خواهم کرد. این فهرست را به هر کجا که بروم خواهم برد. پیش از سکوت و مراقبه ام به این فهرست نگاه خوام کرد. پیش از خواب شبانه ام به فهرستم خواهم نگریست. صبح به محض بیدارشدن از خواب به آن نگاه خواهم کرد. 2⃣ فهرست آرزوهایم را رها خواهم کرد و به زهدان آفرینش خواهم سپرد. یقین دارم هنگامی که به نظر می رسد که امور به راه خود نمی روند، دلیلی دارد و مشیت کیهانی برایم طرحهایی بسیار عظیمتر از آنچه تصور می کردم در نظر دارد. 3⃣ به هنگام همه اعمالم به خاطر خود خواهم آورد تا هوشیاری از لحظه حال را تمرین کنم. اجازه نخواهم داد موانع، کیفیت توجهم در لحظه حال را از بین ببرند و متلاشی کنند. اکنون را همان گونه که هست خواهم پذیرفت، و از طریق ژرفترین و ارجمندترین قصدها و آرزوهایم آینده را متجلی خواهم ساخت. #هفت_قانون_معنوی_دیپاک_چوبرا #دیپاک_چوبرا @lightworkers

هفت قانون (چهارشنبه چهارم تیر۹۹) قانون چهارم ☑️ قانون کمترین تلاش قانون کمترین تلاش مبتنی بر این واقعیت است که هوشمندی طبیعت با سهولت، بی تقلا و به آرامی عمل می کند. اگر به جذر ومد، شکوفایی یک گل و یا حر کت ستارگان نظری بیاندازیم اثری از تقلای بیهوده در طبیعت دیده نمی شود. دنیای طبیعت دارای تعادل و ریتمی است که با هماهنگ شدن با آن میتوان بهترین استفاده از قانون کمترین تلاش را، با به حد اقل رساندن تلاش و حداکثررساندن نتیجه، نمود. کاربرد قانون کمترین تلاش عهد می بندم که با دنبال کردن گامهای زیر،قانون کمترین تلاش را به عمل در خواهم آورد. 1️⃣ پذیرش را تمرین خواهم کرد. امروز افراد و اوضاع و شرایط و موقعیتها و رویدادها را همان گونه که پیش می آیند خواهم پذیرفت. خواهم دانست که این لحظه همان گونه است که باید باشد، زیرا کل کائنات همان گونه است که باید باشد. با عدم ستیز بر ضد این لحظه، بر ضد کل کائنات به ستیز بر نخواهم خاست. پذیرشم کامل و تمام عیار است. امور را همان گونه که در این لحظه هستند می پذیرم، نه آن گونه که آرزو می کردم باشند. 2️⃣ با پذیرش امور به همان گونه که هستند، مسئولیت وضعیت خود و همه رویدادهایی را که به صورت مشکلات می بینم به عهده می گیرم. می دانم که مسئولیت یعنی ملامت نکردن هیچ کس یا هیچ چیز برای وضعیتی که دارم (از جمله خودم). این را نیز می دانم که هر مشکل مجالی است در جامه مبدل، و این هوشیاری در برابر مجالها به من اجازه می دهد تا این لحظه را به موهبتی عظیمتر متحول کنم. 3️⃣ امروز آگاهیم در عدم تدافع استقرار خواهد یافت. نیاز به دفاع از نقطه نظرم را رها خواهم کرد. نیازی احساس نخواهم کرد تا دیگران را مجاب یا ترغیب کنم که نقطه نظرم را بپذیرند. در برابر همه نقطه نظرها گشوده خواهم ماند، و سرسختانه به هیچکدام از آنها نخواهم چسبید. #هفت_قانون_معنوی_دیپاک_چوبرا #دیپاک_چوبرا @lightworkers

یا بفرما به سَرآیم یا بفرما به سَر ، آیم غرضم وصل تو باشد چه تو آیی چه من آیم... #سعدی @lightworkers
یا بفرما به سَرآیم یا بفرما به سَر ، آیم غرضم وصل تو باشد چه تو آیی چه من آیم... #سعدی @lightworkers

هر کس که می عشق بجامش کردند از دردی درد تلخ کامش کردند گويا همه غمهای جهان در يک جا جمع آمده بود، عشق نامش کردند #هلالی_جغتاي
هر کس که می عشق بجامش کردند از دردی درد تلخ کامش کردند گويا همه غمهای جهان در يک جا جمع آمده بود، عشق نامش کردند #هلالی_جغتايی @lightworkers

حکایت عَیّاضی رحمة الله که هفتاد جنگ کرده بود سینه برهنه گفت عَیّاضی : نود بار آمدم تن برهنه ، بو که زخمی آمدم تن برهنه می شدم در پیشِ تیر تا یکی تیری خورم من جای گیر تیر خوردن بر گلو یا مَقتَلی درنیابد جز شهیدی ، مُقبِلی بر تنم یک جایگه بی زخم نیست این تنم از تیر چون پَرویزنی ست لیک بر مَقتَل نیامد تیرها کارِ بخت است این ، نه جَلدی و دَها چون شهیدی روزیِ جانم نبود رفتم اندر خلوت و در چلّه زود یکی از صوفیانِ صافی به نام عیّاضی نود بار با تنِ برهنه به میدان کارزار شتافت و بی محابا خود را به میان تیغ و تیر افکند باشد که به شهادت رسد . اما چنین نشد . او می گوید : وقتی دیدم شهادت قسمتِ من نشد به چلّه نشینی پرداختم و تن را به ریاضات شاقّ سپردم . در یکی از روزها بود که کوس و طبل مجاهدانِ فی سبیل الله طنین افکند . ناگهان نَفسِ امّاره ام با آوایی که حتّی با گوشِ حس نیز شنیده می شد به من گفت: خیز هنگام غزا آمد ، برو خویش را در غزو کردن کن گِرو عجبا نَفس امّاره مرا به جهاد فی سبیل الله می خواند . چه شده است ؟ چه حیلتی در کار دارد . ناچار بدو گفتم : ای ناپاک تو کجا و جهاد کجا ؟ راستش را بگو و اِلّا چنان به ریاضات شاقّ گرفتارت می کنم که بیچاره شوی. وقتی نَفس دید که تهدیدهایم جدّی است راز دعوتش را اینگونه فاش کرد : از بس به من ریاضت می دهی که نَفَسم بریده است . این کار برایم مرگِ تدریجی است . می خواهم که به آوردگاه روی و آماج تیغ و تیر شوم تا به یکباره خلاص گردم . و دیگر آنکه مردم رشادت های مرا تحسین کنند و مرا مجاهدِ فی سبیل الله بشمرند . بدو گفتم : عجب موجودی هستی . بدان که هر کس در خلوت محض ریاضت می کشد اهل خود نمایی نیست . اینک به جهاد اکبر ( مبارزه با نَفس ) ادامه می دهم که آن جهاد دیگر ، جهاد اصغر است و البته که هر دو جهاد کارِ آدم های ترسو و عافیت طلب نیست . مولانا در این حکایت چند نکتۀ عالی بیان کرده است؛ نکته اول اینکه : نَفسِ امّاره دارای تلوّن است و بوقلون صفت . دائماََ رنگ عوض می کند و برای فریب آدمی به هر لباسی ملبّس می شود. حتّی به لباس شرع و صلاح درمی آید. چنانکه عیّاضی را دعوت به جهاد فی سبیل الله کرد و این دعوت قهراََ بدخواهانه و سالوس گرانه بود . نکته دوم آنکه نوعِ دعوتِ نَفسِ امّاره متناسب با مرتبۀ روحی و شخصیتی افراد است . او اهلِ هوی را آنگونه به شرّ و ضلال نمی خواند که اهل الله را . برای فریب گروه اوّل به جذّابیت های مبتذل دنیوی تشبّت می جوید و برای اغوای گروه دوم به شرعیّات متمسّک می شود . گروه اول را به حجاب ظلمانی گرفتار می سازد و گروه دوم را به حجاب نورانی . #مثنوی_معنوی #حضرت_مولانا @lightworkers

بالا برو بالا برو، بالا و بالاتر برو زین هم گذر زان هم گذر، آنجا و آنجاتر برو ساکن مشو بی خود برو تا خانه‌ی هدهد برو از من شن
بالا برو بالا برو، بالا و بالاتر برو زین هم گذر زان هم گذر، آنجا و آنجاتر برو ساکن مشو بی خود برو تا خانه‌ی هدهد برو از من شنو بی من شنو هر لحظه برپاتر برو بست است پاها باز کن، راه طرب را ساز کن این عقل پای‌افراز کن، امشب پرآواتر برو نور این رهت روشن کند، موسیقی‌ات ره می‌برد موسیقی جان گوش کن، آنگه به دریاتر برو جان بر سر امواج ده، هر چیز خواهد باج ده بشکاف این بحر طویل، این‌بار موساتر برو عشقت بجو صحن برون، صحن درون را راه رو راه درونی می‌روی، فرد و فریباتر برو بسیار از ره می‌برند، در قامت حق می‌سرند این هم دمی باشد ولیکن تو شکیباتر برو توفان ز وحشت می‌دمد، اسبان ظلمت می‌رمد بینی فلک را می‌خمد، بخروش و غوغاتر برو این بگذرد آن بگذرد، این جان ز صد خوان بگذرد خاموش باش و لب گز و پنهان به حاشاتر برو حلمی نگفت از خود سخن، لب جفت و بیرون از بدن شب بود و روحِ لامکان فرمود لالاتر برو #حلمی @lightworkers