es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

Resident Evils™

Resident Evils™

Ir al canal en Telegram

🌿به نام پروردگار 🔺رزیدنت ایولز : ➖چنلی بی حاشیه برای هواداران رزیدنت ایول ⚜قدیمی ترین منبع خبری رزیدنت ایول در تلگرام(از ۱۳۹۴) ارتباط با ادمین: @GoForMb

Mostrar más
1 805
Suscriptores
-124 horas
-107 días
+530 días
Atraer Suscriptores
nov '26
noviembre '26
+7
en 0 canales
octubre '26
+50
en 0 canales
Get PRO
septiembre '26
+1 319
en 3 canales
Get PRO
agosto '26
+3 197
en 1 canales
Get PRO
julio '26
+123
en 1 canales
Get PRO
junio '26
+138
en 2 canales
Get PRO
mayo '26
+101
en 1 canales
Get PRO
abril '26
+27
en 0 canales
Get PRO
marzo '26
+15
en 0 canales
Get PRO
febrero '26
+120
en 2 canales
Get PRO
enero '26
+61
en 1 canales
Get PRO
diciembre '25
+74
en 2 canales
Get PRO
noviembre '25
+33
en 2 canales
Get PRO
octubre '25
+26
en 0 canales
Get PRO
septiembre '25
+40
en 2 canales
Get PRO
agosto '25
+37
en 0 canales
Get PRO
julio '25
+31
en 0 canales
Get PRO
junio '25
+70
en 2 canales
Get PRO
mayo '25
+29
en 4 canales
Get PRO
abril '25
+26
en 1 canales
Get PRO
marzo '25
+30
en 2 canales
Get PRO
febrero '25
+41
en 1 canales
Get PRO
enero '25
+51
en 0 canales
Get PRO
diciembre '24
+63
en 0 canales
Get PRO
noviembre '24
+55
en 2 canales
Get PRO
octubre '24
+100
en 3 canales
Get PRO
septiembre '24
+62
en 9 canales
Get PRO
agosto '24
+78
en 13 canales
Get PRO
julio '24
+59
en 12 canales
Get PRO
junio '24
+62
en 11 canales
Get PRO
mayo '24
+78
en 12 canales
Get PRO
abril '24
+132
en 13 canales
Get PRO
marzo '24
+127
en 11 canales
Get PRO
febrero '24
+59
en 0 canales
Get PRO
enero '24
+68
en 0 canales
Get PRO
diciembre '23
+69
en 2 canales
Get PRO
noviembre '23
+50
en 2 canales
Get PRO
octubre '23
+48
en 1 canales
Get PRO
septiembre '23
+45
en 0 canales
Get PRO
agosto '23
+46
en 0 canales
Get PRO
julio '23
+129
en 0 canales
Get PRO
junio '23
+69
en 0 canales
Get PRO
mayo '23
+29
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+61
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+62
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+46
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+45
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+57
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+29
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+69
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+46
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+38
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+37
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+65
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+34
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+10
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+41
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+20
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+36
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+22
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+19
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+16
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+16
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+34
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+92
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+63
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+80
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+83
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+54
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+46
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+51
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+766
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
07 noviembre0
06 noviembre+1
05 noviembre0
04 noviembre+2
03 noviembre+1
02 noviembre+1
01 noviembre+2
Publicaciones del Canal
‍ 🔺چپتر ۲ - ورود تیم آلفا به معرکه در همان زمان، بالگرد تیم آلفا بر فراز جنگل آرکلی پرواز می‌کرد. کریس ردفیلد به پنجره نگاه کرد. جنگل زیر پایشان کشیده شده بود. سبز. تاریک. بی‌انتها. جیل ولنتاین کنارش نشسته بود. جیل: از آخرین تماس چقدر گذشته؟ کریس: سه ساعت. جیل: سه ساعت تایم زیادیه. کریس: میدونم. بری برتون از عقب بالگرد فریاد زد: شاید فقط مشکل رادیویی باشه. این کوهستان همیشه مشکل ارتباطی داشته. آلبرت وسکر که کنار خلبان ایستاده بود، برگشت. وسکر: یا شاید اتفاق بدتری افتاده. کریس به وسکر نگاه کرد. وسکر: آماده باشید. ما نمی‌دونیم با چی روبه‌رو می‌شیم. بالگرد فرود آمد. پنج نفر پیاده شدند. هوا سرد بود. کریس اسلحه‌اش را آماده کرد. جیل کنارش ایستاد. بری شانه‌هایش را تکان داد. وسکر جلو رفت. وسکر: بالگرد براوو باید همین نزدیکی باشه. آن‌ها راه افتادند. چند دقیقه بعد... صدای گلوله‌ای از دور شنیده شد. کریس: شما هم صدارو شنیدید؟ جیل: آره. بری: از اون طرف اومد! آن‌ها دویدند. بالگرد تیم براوو آنجا بود. اما خالی... کریس به اطراف نگاه کرد. کریس: هیچ‌کس نیست... جیل: لعنتی... بری: شاید داخل جنگل پناه گرفتن. وسکر: یا شاید گیر افتادن. ناگهان صدای غرشی از میان درختان بلند شد. کریس برگشت. چیزی از تاریکی بیرون آمد. یک سگ... اما نه یک سگ معمولی. پوستش کنده شده بود. استخوان‌هایش بیرون زده بود. چشمانش قرمز و بی‌روح بود. 🐕 Cerberus سگ با سرعت به سمت کریس پرید. کریس خودش را کنار کشید. و به سر سگ شلیک کرد و او را به زمین انداخت سگ روی زمین افتاد. اما سگ دوم از تاریکی بیرون اومد و به سمت جیل حرکت کرد. جیل فریاد زد: کریس! بری با چند شلیک آن را از پا درآورد. بری: برگردید! برگردید! هر چه بیشتر میگذشت تعدادشان بیشتر می‌شد. کریس فریاد زد:اون ساختمون! بریم! آن‌ها به سمت عمارت دویدند. دروازه با صدایی سنگین باز شد. همگی وارد شدند. چند ثانیه کسی حرفی نزد. فقط صدای نفس‌هایشان در سالن پیچیده بود. کریس به اطراف نگاه کرد. یک عمارت بزرگ و قدیمی. راهروهای تاریک. تابلوهای عجیب. سکوتی غیرطبیعی. کریس: اینجا کجاست...؟ وسکر اسلحه‌اش را پایین آورد. وسکر: فعلا تنها جای امن ماست. جیل به دیوار تکیه داد. جیل: اون سگ‌ها... چی بودن؟ بری: نمی‌دونم. ولی هرچی بودن، دیگه مرده بودن. کریس به راهروها نگاه کرد. کریس: باید بفهمیم براوو کجاست. وسکر: اول باید مطمئن بشیم اینجا امنه. و در همان لحظه... صدای شلیک از داخل عمارت شنیده شد. همه به سمت صدا برگشتند. کریس فریاد زد: جیل! بری! اینجا بمونید! آن‌ها برای پیدا کردن منبع صدا از یکدیگر جدا شدند. کریس وارد راهروی سمت چپ شد. جیل به همراه بری به سمت راست رفت. وسکر در سالن ماند. چند دقیقه بعد... خبری از کریس نشد. و جیل تنها مانده بود... #ReNarration ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←

2
‍ 🔺چپتر ۲ - ورود تیم آلفا به معرکه در همان زمان، بالگرد تیم آلفا بر فراز جنگل آرکلی پرواز می‌کرد. کریس ردفیلد به پنجره نگاه کرد. جنگل زیر پایشان کشیده شده بود. سبز. تاریک. بی‌انتها. جیل ولنتاین کنارش نشسته بود. جیل: از آخرین تماس چقدر گذشته؟ کریس: سه ساعت. جیل: سه ساعت تایم زیادیه. کریس: میدونم. بری برتون از عقب بالگرد فریاد زد: شاید فقط مشکل رادیویی باشه. این کوهستان همیشه مشکل ارتباطی داشته. آلبرت وسکر که کنار خلبان ایستاده بود، برگشت. وسکر: یا شاید اتفاق بدتری افتاده. کریس به وسکر نگاه کرد. وسکر: آماده باشید. ما نمی‌دونیم با چی روبه‌رو می‌شیم. بالگرد فرود آمد. پنج نفر پیاده شدند. هوا سرد بود. کریس اسلحه‌اش را آماده کرد. جیل کنارش ایستاد. بری شانه‌هایش را تکان داد. وسکر جلو رفت. وسکر: بالگرد براوو باید همین نزدیکی باشه. آن‌ها راه افتادند. چند دقیقه بعد... صدای گلوله‌ای از دور شنیده شد. کریس: شما هم صدارو شنیدید؟ جیل: آره. بری: از اون طرف اومد! آن‌ها دویدند. بالگرد تیم براوو آنجا بود. اما خالی... کریس به اطراف نگاه کرد. کریس: هیچ‌کس نیست... جیل: لعنتی... بری: شاید داخل جنگل پناه گرفتن. وسکر: یا شاید گیر افتادن. ناگهان صدای غرشی از میان درختان بلند شد. کریس برگشت. چیزی از تاریکی بیرون آمد. یک سگ... اما نه یک سگ معمولی. پوستش کنده شده بود. استخوان‌هایش بیرون زده بود. چشمانش قرمز و بی‌روح بود. 🐕 Cerberus سگ با سرعت به سمت کریس پرید. کریس خودش را کنار کشید. و به سر سگ شلیک کرد و او را به زمین انداخت سگ روی زمین افتاد. اما سگ دوم از تاریکی بیرون اومد و به سمت جیل حرکت کرد. جیل فریاد زد: کریس! بری با چند شلیک آن را از پا درآورد. بری: برگردید! برگردید! هر چه بیشتر میگذشت تعدادشان بیشتر می‌شد. کریس فریاد زد:اون ساختمون! بریم! آن‌ها به سمت عمارت دویدند. دروازه با صدایی سنگین باز شد. همگی وارد شدند. چند ثانیه کسی حرفی نزد. فقط صدای نفس‌هایشان در سالن پیچیده بود. کریس به اطراف نگاه کرد. یک عمارت بزرگ و قدیمی. راهروهای تاریک. تابلوهای عجیب. سکوتی غیرطبیعی. کریس: اینجا کجاست...؟ وسکر اسلحه‌اش را پایین آورد. وسکر: فعلا تنها جای امن ماست. جیل به دیوار تکیه داد. جیل: اون سگ‌ها... چی بودن؟ بری: نمی‌دونم. ولی هرچی بودن، دیگه مرده بودن. کریس به راهروها نگاه کرد. کریس: باید بفهمیم براوو کجاست. وسکر: اول باید مطمئن بشیم اینجا امنه. و در همان لحظه... صدای شلیک از داخل عمارت شنیده شد. همه به سمت صدا برگشتند. کریس فریاد زد: جیل! بری! اینجا بمونید! آن‌ها برای پیدا کردن منبع صدا از یکدیگر جدا شدند. کریس وارد راهروی سمت چپ شد. جیل به همراه بری به سمت راست رفت. وسکر در سالن ماند. چند دقیقه بعد... خبری از کریس نشد. و جیل تنها مانده بود... #ReNarration ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
1
3
🌿nighty night #Re4Remake ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
🌿nighty night #Re4Remake ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
296
4
🤝Deserve it ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
🤝Deserve it ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
373
5
🔺اگر j'avo هارو جزو زامبی ها در نظر نگیریم... ...میتونیم بگیم این اولین بار در سریه که زامبی ها بعد از حمله، پناه میگیرند ➖و
🔺اگر j'avo هارو جزو زامبی ها در نظر نگیریم... ...میتونیم بگیم این اولین بار در سریه که زامبی ها بعد از حمله، پناه میگیرند ➖وقتی با سرباز های زامبی مسلح bsaa رو در رو می شید، می‌ بینید که اونا بعد از شلیک، برای اینکه اسیب نبینند، سنگر می‌گیرند 🔰از این کارشون میتونیم دوباره به حرف ناکانیشی برسیم که می‌ گفت: این ویروس جهش یافته از مدل T،یه خاصیتی داره اونم اینه که آلوده شده ها بخشی از کار روتینشون رو مدام انجام میدن و جزوه اولین زامبی هایی هستن که بعد از الودگی، حافظشون به طور کامل از دست نمیره #Re9 #Fact ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
416
6
🔺یکی از جزئیات جالبی که توو رکوئیم وجود داره اینه که اگر لیان حمله لیکر رو پری کنه، میتونه راحت زبونشو قطع کنه و علنا به لیک
🔺یکی از جزئیات جالبی که توو رکوئیم وجود داره اینه که اگر لیان حمله لیکر رو پری کنه، میتونه راحت زبونشو قطع کنه و علنا به لیکر کور، خاصیت لالی هم اضافه کنه ➖توو این شرایط لیکر فقط میتونه از دستاش برای حمله استفاده کنه #Re9 #Details ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
418
7
دوستان تو یکی از بزرگترین و بهترین سالن های تهران قراره اکران بشه! تمدید هم نمیشه از دستش ندین☠️
264
8
#تبلیغات
291
9
🖤اکران فیلم Resident Evil 2026؛ تجربه‌ی تماشای فیلم در کنار بیش از 200 نفر، به مناسبت هالووین 🩸تنها سه روز بعد از انتشار نس
🖤اکران فیلم Resident Evil 2026؛ تجربه‌ی تماشای فیلم در کنار بیش از 200 نفر، به مناسبت هالووین 🩸تنها سه روز بعد از انتشار نسخه‌ی دیجیتال تهران | جمعه 15 آبان | 12 تا 14 👁کیفیت 4K ULTRA HD | صدای دالبی زبان اصلی | زیرنویس فارسی | مناسب بالای 15 سال 👋اطلاعات و رزرو صندلی از طریق لینک: 💀 Channel: @HouseOfEvent
375
10
pretty boy problems got em every week #Re4Remake #beatsync #Edit ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
pretty boy problems got em every week #Re4Remake #beatsync #Edit ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
419
11
☕عصرتون بخیر #Re4Remake #Wallpaper ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←+1
☕عصرتون بخیر #Re4Remake #Wallpaper ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
437
12
🔺تریلر سینمایی RE : Survival Unit ➖بازی RE Survival Unit نخستین سالگرد خود را با این تریلر جشن می گیرد و بار دیگر دنیای پساآ
🔺تریلر سینمایی RE : Survival Unit ➖بازی RE Survival Unit نخستین سالگرد خود را با این تریلر جشن می گیرد و بار دیگر دنیای پساآخرالزمانی‌ خودش را به تصویر می کشد.» ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
435
13
🌿good night y'all #Re2remake ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
🌿good night y'all #Re2remake ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
491
14
‍ رزیدنت ایول ۱ - چپتر اول: عمارت اسپنسر 📍 جولای ۱۹۹۸ - کوهستان آرکلی چند روز از وقایع قطار و مرکز آموزشی آمبرلا گذشته بود. ربکا چمبرز در میان درختان ایستاده بود. مه صبحگاهی هنوز روی زمین سنگینی می‌کرد. هوای کوهستان سرد بود و بوی خاک نم‌خورده می‌داد. ربکا به عمارت نگاه کرد. ساختمانی بزرگ و قدیمی. پنجره‌های تاریک. دیوارهای سنگی که انگار سال‌ها کسی به آن‌ها دست نزده بود. عمارت اسپنسر. نامش را از پرونده‌ها می‌دانست. یکی از بنیان‌گذاران آمبرلا. مردی که حالا سال‌ها بود کسی از او خبری نداشت. ربکا قدمی برداشت. بعد ایستاد. صدای خش خش برگ هارا شنید و برگشت چهار نفر از میان درختان بیرون آمدند. تیم براوو. اما... نه مثل قبل. انریکو مارینی جلو بود. یونیفرمش پاره و خاکی بود. دستش می‌لرزید. پشت سرش، بقیه. خسته. رنگ‌پریده. چشمانی که بیش از حد باز بودند. ربکا: کاپیتان... چه اتفاقی افتاده؟ مارینی: بهتره ندونی، چمبرز. ربکا: اما... مارینی: گفتم بهتره که ندونی. یکی از اعضای تیم، مردی با ریش کوتاه، زیر لب زمزمه کرد:اونا مرده بودن... ولی راه می‌رفتن... ربکا: چی؟ مرد ادامه داد: سگ‌ها... سگ‌ها مثل هیولا بودن. و آدم‌ها... آدم‌هایی که... مارینی صدایش را بالا برد:بس کن! مارینی: همه داخل عمارت. الان. کسی اعتراض نکرد. آن‌ها به سمت درب عمارت حرکت کردند. ربکا پشت سرشان راه افتاد. قلبش تند می‌زد. چیزی در دلش گفت فرار کن. اما پاهایش حرکت کردند. درب عمارت با صدایی سنگین باز شد. همه وارد شدند. درب پشت سرشان بسته شد. سالن بزرگی بود. سقفی بلند. تابلویی قدیمی روی دیوار. سکوتی که در گوش می‌پیچید. ربکا به اطراف نگاه کرد. گرد و خاک. مبل‌های پوشیده. شمع‌های نیمه‌سوخته. مارینی دستور داد: همه اینجا بمونید. کسی جایی نمیره. ربکا به سمت یکی از راهروها نگاه کرد. تاریک بود. خیلی تاریک. و در انتهای آن تاریکی... چیزی تکان خورد. ربکا اسلحه‌اش را بالا آورد. اما چیزی ندید. احساسی به او میگفت این عمارت... قرار نیست جای امنی باشد. #ReNarration ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
443
15
🔰موود لیان توو دمنیشن #ReDamnation #Fun #MeMe ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
🔰موود لیان توو دمنیشن #ReDamnation #Fun #MeMe ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
613
16
➖دوست داشتم داستان این انیمیشن شاهکار رو یک بار توو کانال روایت کنم 🤝امیدوارم از مطالعه این روایت لذت برده باشید
654
17
‍ بعد از اینکه لیان و ایدا همدیگرو توو تاسیسات ملاقات می‌کنند، یک سری مسائل براشون روشن میشه لیان با دیدن محفظه ای عظیم توو تاسیسات که برای نگهداری از پلاگا استفاده می‌شده، حالا بهتر منظور مترسک از کلمه زنبور دار رو متوجه میشه اسوتلانا با اون ۲ نفر رو در رو میشه و تصمیم میگیره کار دوتاشون رو تموم کنه، از یه طرف قضیه هم بادی نمایان میشه و علائمی که از خودش نشون میده، مشخصه که از نمونه پلاگا استفاده کرده و با ارتشی از لیکر ها به سمت اسوتلانا حمله ور میشه خیلی نمیگذره که اسوتلانا تایرنت هاش رو توو تاسیسات آزاد میکنه و لیان و بادی رو وارد یک معرکه طاقت فرسا میکنه... این دو نفر با کمک همدیگه سعی میکنن از تاسیسات فرار کنن و از کاخ سفید خارج بشن از طرفی تایرنت ها کاملا مصمم داخل محوطه کاخ سفید به سمت این دو نفر حمله ور میشن خلاصه کلام، لیان و بادی با کمک تانک، لیکر ها، ار پی جی به رویایی با تایرنت ها می‌پردازن تا جایی که با دو تایرنت باقی مونده کاملا دست خالی وارد نبرد میشن لیان تنها با یک چاقو آماده نبرد با این ۲ تایرنت میشه که از ناکجاآباد هواپیما های A-10 آمریکایی اون هارو با خاک یکسان میکنن و لیان همونجا متوجه میشه که آمریکا از اول زیر نظرش داشته در نهایت آمریکا و روسیه به این کشور حمله می‌کنند، اسوتلانا دستش رو میشه، مجبور به استعفا میشه و در نهایت ناپدید میشه در آخر لیان و بادی در تماشای غروب هولیگراد (پایتخت اسلاو) میشنن، بادی وضعیت خوبی نداره و از لیان درخواست میکنه تا با کشتن اون، به عذابش پایان بده وقتی از لیان جوابی شنیده نمیشه، تصمیم میگیره خودسر به زندگی خودش پایان بده، و لیان با عصبانیت جلودارش میشه و اون رو متقاعد میکنه که باید بخاطر کسایی که از کنارش رفتن، زنده بمونه و تا آخرش بجنگه... لیان تصمیم میگیره با شلیک به نخاع بادی، به عذابش پایان بده، بادی زنده میمونه اما از کمر به پایین فلج میشه... به زندگی عادیش برمیگرده و معلمی رو دوباره شروع میکنه چند روز بعد، برای لیان مشخص میشه که قدرت های بزرگ فقط و فقط برای منافع خودشون توو این جنگ دخالت کردند... و لیان باز هم با دیدن چنین منظره ای خسته تر و عصبانی تر میشه از طرفی ایدا رو می‌بینیم که پلاگا رو صحیح و سالم از تاسیسات خارج میکنه اما مشخص نیست که قصد داره آیا اون رو برای کارفرماش بفرسته یا نه... ✔️5/5 ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
683
18
پارت 5 و پایانی ساعت 21
575
19
‍ لیان بعد ازمدت ها، بعد از اون شب رومانتیک دوباره با ایدا روبرو میشه، این بار ایدا خودش رو به عنوان مامور BSAA جا زده و هدفش گرفتن نمونه پلاگاست و سعی داره اعتماد اسوتلانا رو جلب کنه لیان دم دم های غروب دست خالی به کلیسا برمیگرده و میبینه که گانادو ها کلیسا رو محاصره کردند، با این حال با یک ترفند بابانوئلی وارد ساختمون میشه حین ورودش صدای تیراندازی به گوشش میرسه، و وقتی از راه میرسه... jD رو میبینه که گانادو های زیادی رو از پا در آوردند بعد از اینکه لیان به گوش jD میرسونه که بادی نمونه رو زودتر برداشته، شاهد یک رفتار غیر عادی از jD میشه در همون حین، بادی از راه میرسه و jD برای بار آخر با خوشحالی رفیقش رو میبینه که همچنان زندست... لیان متوجه میشه که انگل وارد بدن jD شده و اون خیلی وقته که از دست رفته... به همین دلیل با jD خداحافظی میکنه و بادی برای بار دوم یکی از عزیزانش رو از دست میده حین همدردی لیان با بادی، کلیسا مورد حمله موشکی دولت قرار میگیره و توو این مسیر لیان و بادی از هم جدا میشن این طرف قضیه اسوتلانا از هویت واقعی ایدا وانگ خبر دار میشه و به بهانه صرف عصرونه، ایدا رو به کاخ خودش دعوت میکنه... اما نمیدونه چه عصرونه ای در انتظارشه... چند ساعت بعد از عصرونه، ایدا توو یه تاسیسات زیرزمینی به هوش میاد، جایی که خودش میخواست بخاطر پلاگا به هر نحوی وارد بشه در همون حین هم لیان وارد این تاسیسات میشه ناگفته نمونه این تاسیسات، در زیرزمین کاخ ریاست جمهوری واقع شده بود و بادی هم به نمایندگی آزادی خواهان اومده تا با اسوتلانا اتمام حجت کنه... 4/5 #ReDamnation ➿➖➖➖➖➖➖➿ →@ResidentEvils←
645
20
پارت 5 ساعت 18
563