692
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
692
تو چون مجلس فروزی، ماه ِنو عزلت نشین گردد
گذارد شمع بزمافروزی و خلوتنشین گردد
چو جای خویش در کنج ِ دهانت گرمتر بیند
روا باشد که شیرینی، جدا از انگبین گردد
ملالم گر بَرَد سوی چمن پیغام ِ دلتنگی
شکنج ِ خنده بر رخسار ِ گل، چین ِ جبین گردد
چو جرم ِ عاشقان سازد رَقم از اشک ِ معشوقی
قلم شمشیر در دست ِ کرامالکاتبین گردد
مرا باغیست، نامش: «خاطر ِ غمگین»، که گر شادی
گلی زآن بوستان بر سر زند، اندوهگین گردد
غرض عشقست، گر جسمم خلالی گشته معذورم
کسی را کآنچنان خاری خَلد در دل، چنین گردد
به آب و رنگ نظم ِ «طالب» آن شایستگی دارد
که لعل ِ نکتهپرداز ِ تو را نقش ِ نگین گردد
#طالب_آملی
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
692
تو روی کاناپه نشستی و
من پشت ِ میزم غرق ِ مشروبم
سگلرزههام چیز ِ مهمی نیست
لیوان که پر باشه، منم خوبم
ماتیک ِ سرخت مونده رو لیوان
طرح ِ لبات ُ خوب میبینم
انقدر مستم جوهر ِ توی
خودکارمم مشروب میبینم ...
بعد از تو گاهی انقد ِ مستم
حتی میون ِ خواب میرقصم
از نسخههام سیگار میپیچم
با دکتر ِ اعصاب میرقصم ...
#احسان_رعیت
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
692
« ما در پیاله عکس ِ رخ ِ یار دیدهایم »
رویای تو حرام ِ خدا را حلال کرد
#حسن_حسن_پور
@hasan_hasanpoor
692
ترانهای از دوست عزیزم❤ احسان بایگی:
وقتشه رو کلاهِ سربازیم
طرحی از نفرتو جنون بِکشم
اگه برگه خروجم امضا نشه
پادگانُ به خاک وخون بِکشم !
رو تفنگم که برف میشینه
تازه میشه تَبم ولی ای کاش،
حسرتی رو لبم ، ولی ای کاش،
من کشیک شبم، ولی ای کاش↓
سَرِ اون کوچه پاسبون بودم
که نبینم نگاشُ رو تن تو،
که به دندون گرفته پیرهنت و
دسته های گل رو دامنت ُ ↓
کی به تاراج میبَره امشب...
وقتی جز یه ملافه مرزی نیس؟
توی ذهنم یه ساله میجنگم
جنگ با دشمنی که فرضی نیس !
آی عروسم! عروسک مردم !
روی تختم بهش شراب نده
وقتی من باغبون دامنِتَم
این همه دسته گل به آب نده!
آی عروسم! عروسک مردم !
این سوال ُ چهجوری حل بکنم
من یه روزی پدر میشم اما
بچه های کی ُ بغل بکنم؟!
تبِ تُندت چهجوری میخوابه
تا سحر توی برف میشینم
دندونام هی به هم گره میخورن
چیزی جز بیکسی نمیبینم ↓
وقتی اینجا یه ساله سربازم...
توی ذهنم یه ساله جنگ شده
وقتی دنیام پشت دیواره،
وقتی ناموسِ من تفنگ شده ↓
روی تختم بهش شراب بده
«٭به سوال شَبِش جواب بده»
دیگه خوابم گلم خیالت تخت
دسته های گل ُ به آب بده !
برف روی تفنگ تَب کرده...
#احسان_بايگى👇👇👇
@ehsanbayegi
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
692
عشقمون چند ماه ِ اول بود
بعد از اون نفرت اتفاق افتاد
آلبوم ِ عکسای خصوصیمون
دست ِ آتیش ِ رو اجاق افتاد
ما شبیه غریبهها هستیم
گرچه تو یک اتاق میخوابیم
صبح ُ با بوسه پا میشیم اما
شب... با فکر ِ طلاق میخوابیم ...
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
692
حالم بده رفیق، واسه مردی که... نیستم
حالم بده رفیق، واسه آیندهای که نیست
میخواستم که گپ بزنم با یکی ولی
هی زل زدم به جای شنوندهای که نیست...
حالم بده شبیه یه مادر که بچهشُ
تو یه کفن میذاره و داماد میکنه
حالم بده شبیه یه بچه که مادرش
هر شب یه شهرُ با تنش آباد میکنه ...
#احسان_رعیت
دکلمهی متن کامل ترانه👇👇👇👇
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
692
شنیدهم بوی دریا شهرو پر کرد
تا تو لیوانِ آبت رو شکستی
میگن جزر و مد از جایی شرو[ع] شد
که تو موهاتو وا کردی و بستی...
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشرنیماژ
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
692
خدا وقتی عشق را آفرید،
هوای خیلیها را نداشت ...
#چارلز_بوکوفسکی
ترجمهی سینا کمالآبادی
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
692
متولد شدم به نام ِ پدر
گرچه پابند ِ مادرم بودم
پدرم چنگ زد به دستم و من
فکر ِ لبخند ِ مادرم بودم
چشمهایم همیشه غمگینند
سهمم از ارث ِ مادرم اینست
هرچه که خواب ِمادرم سبکست،
پدرم دستهاش سنگینست
قد کشیدم شبیه ِ یک گَزنه
در شکاف ِ مسطح ِ یک قبر
زندگی حق ِ انتخابی بود،
بین مُردن ...
وَ یا ادامهی جبر...
#احسان_رعیت
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
692
دو سر ِ عشق خنجر ِ تیزیست، یک سرش را به سمت ِ سینهی تو
روبرویت نشستم، آن سر را، همزمان در گلو فرو کردم ...
#حسن_حسن_پور
@hasan_hasanpoor
692
معشوقهی ما حلال ِ ما نیست رفیق
خانوم ِ بهار مال ِ ما نیست رفیق
«سالی که نکوست از بهارش پیداست»
سالی که نکوست...
سال ِ ما نیست رفیق
#احسان_رعیت
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
692
بس که بد میگذرد زندگی اهل جهان،
مردم از عمر چو سالی گذرد عید کنند !
#صائب جان
عیدتون مبارک
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
692
غم ِ من مسریه... برگرد عقب
عشق اصلا چیه؟! برگرد عقب
هــــــمــــــه چی بازیه... برگرد عقب
من صدای دهلم! دور بمون ...
#احسان_رعیت
#میز_کناری
#نشر_نیماژ
692
سلام ...
خواستم بگم مجموعهی ترانهها و اشعار محاورهم با عنوان #میز_کناری توسط نشر #نیماژ منتشر شده و در فروشگاه مرکزی انتشارات نیماژ در تهران عرضه میشه
انتشار عمومی کتاب هم، همزمان با نمایشگاه کتاب تهران (اردیبهشت ماه سال ۹۵) خواهد بود.
ارادتمند...
« مزاحم شما شدم
میدانم
تنها
چراغ را روشن میکنم
گلها را در گلدان میگذارم
پنجره را باز میکنم
و بعد
میروم ... »
#آنتوان_دوسنت_اگزوپری
692
من نمیدونم خدا وجود داره یا نه، اما به خاطر آبروی خودش هم که شده بهتره وجود نداشته باشه ...
ژول رنار - نویسندهی قرن نوزده فرانسه
حتی خداتونم به یادم نیست
با اینکه روز و شب دعا کردم
تقدیر ِ من انگار وارونهست
من تو جهنم چشم وا کردم
زخمایی که روی دلم دارم
از اعتماد و باورم خوردم
بدبختیام تاوان ِ اون نُه ماه
خونیه که از مادرم خوردم ...
#احسان_رعیت
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
692
گفتی مرا که «پیر شوی» ای پدر بیا
نفرین که در لباس ِ دعا کردهای ببین...
خرقانی سروری
📚 📽 🎼 @ehsanrayat
