609
Suscriptores
Sin datos24 horas
+17 días
+130 días
Archivo de publicaciones
609
Repost from محمد تاجیک/دیپلماسی صله رحم را جدی بگیریم
روایت محمد علی سجادی از علاقه اش به اسطوره های ایرانی و نگارگری ایرانی
بخشهایی از اظهارات محمد علی سجادی در زمان نمایش انیمیشن نگین سیاه در کافه فیلم
609
Repost from ادبیات، فلسفه و سینما
میآید باز ظلمت
می رسد شب از جانب ستارگان
تا رها کنیم دوستان جویای خویش را
در نزدیکی، در فاصله
خُردَک صدایی نرم از دل ظلمت
کوچک مایهای کهن
رها کنیم راه را
گروه را
آوا دور، اندوه نزدیک
آنک صدا ، وینک مردگان
پیامبرانمان
سوارانی، راهنمایمان به خواب.
-هانا آرنت- تقدیم بهوالتر بنیامین برای مرگ او در مرز اسپانیا -نقاشی: کاسپار داوید فریدریش-سرگردان بر فراز دریای مه ۱۸۱۸@NazariyehAdabi
609
Repost from ماهنامهٔ سینمایی فیلم امروز
نسخه ریمستر «دایی جان ناپلئون» با ترمیم و بازسازی صدا و اصلاح رنگ، بالاترین کیفیت موجود
https://youtu.be/Dg6_a6H8_yw?si=cSzhfmwdqLoiesNR
609
+1
کتاب خواندنی درباب سينماي کریستوفر نولان فيلمساز محبوب من. تفسیری از فیلم های او برپایه اندیشه های هگل، لکان و فروید. از سلسه های کتاب های درخور از نویسنده پی گیر تاد مک گوان که توسط نشر ققنوس منتشر شده
@rozaneoja
609
Repost from برترینهای سینما
▪️اسپیلبرگ و معرفی شخصیت ایندیانا جونز در فیلم «مهاجمان صندوقچه گمشده»، با دوازده نما در شانزده ثانیه
@Nazariyeh_Cinema
609
تمام شب
با تبری
بر اندوه من میکوفت
خواب اما آمد و
سنگهای خونین را
با آب تیره پاک کرد.
دوباره امروز زندهام.
دوباره تو را بر شانههای خویش بلند میکنم
ای زندگی.
#پابلو_نرودا
@rozaneoja
609
Repost from ART CHANNEL
❗️احمد محمود برای هوشنگ گلشیری و شاگرانش؛ بخشی از رمان «درخت انجیر معابد» را میخواند!
@artchanel
609
داریوش عیاری هم به رويا پيوست. مردی آرام و خاموش و بی هیاهو و حساس. پشت دوربین . پشت حجب . پشت آينه. پشت بودن تا پای نبودن.
از روزگار سينماي آزاد شناختمش. فيلمي کوتاه داشت به نام انعکاس ( اگر اشتباه نکنم) و بسیار دوست داشتم . آدم فني بود نقاشی متحرک کار می کرد. سپستر با با کیانوش پشت دوربین ماند و بی صدا کار کرد. بسیار خجول بودو اهل گفت و گو نبود با او گپ و گفتی در سال ۶ای پیش داشتم. اما دیگر ندیدمش چون کمتر طا۴تابی میشد . با آفتابش در خلوت خویش بود یادش سبز
@rozaneoja
609
از اخلاق وفروتنی وسیروسلوک منحصر به فردِ#داریوش_عیاری که بگذریم، او یکی از خوب های فیلم برداری بود که همواره می کوشید نه با نورپردازی، نه با انتخاب لنز ونه باحرکت دوربین خودش را نشان بدهد. برعکس،به عنوان مدیرفیلم برداری کاملادرسایه بود. به معنای کلمه فیلم برداری اش تنیده در فیلم بود. شاید حالا می توان اذعان کرد که زیر سایه #کیانوش_عیاری قرار گرفت؛ وگرنه فیلم برداری آن سوی آتش، شبح کژدم(فصل تله کابین)، بودن یا نبودن و.. می توانستند او را در ردیفِ فیلم برداران صاحب سبک و منحصر به فرد قرار بدهند. همان طور که دختری با کفش های کتانی و زندان زنان از خوب های فیلم برداری اش بودند که به این دو فیلم تشخص می داد. داریوش عیاری در کنار کیانوش و بعدها عبدالله سلامی، امیرزرگان و مجیدجوانمرد و .. به سینمای آزاد اهواز حس وحال اصیل واندیشه ورز دادند. داریوش اگرچه چند فیلم کوتاه ساخت (ازجمله قاعده بازی وشکار وپلکان) اما بیشتر دل در گرو فیلم برداری و تدوین داشت. تقریبأ بيش ترين فیلم برداری را برای بچه های سینمای آزاد اهواز انجام داد. درکنار تجربیاتِ عملی، توأمان به مباحثِ نظری فتی سینما می پرداخت وپیش از انقلاب مجله ی تخصصی فیلم برداری وعکاسی را منتشر می کرد. یک بار به او گفتم چرا آبادانی ها را فیلم برداری نکردی، با تواضع گفت من سیاه وسفید کارنکردم و ترسیدم. به کیانوش دونفر را پیشنهاد دادم : نعمت حقیقی و علی رضا زرین دست.
پی نوشت : این ویدئو مربوط به سال۱۴۰۳ است. پیش تولید فیلمی از کیانوش عیاری در اهواز بود. به اتفاق دکترناصری پور ضیافتی در اهواز برگزار کردیم تا برخی از فیلم سازان سینمای آزاد اهواز گردهم بیایند. فردای آن روز، به اتفاق هم به دارخوین رفتیم و از یک شرکت قدیمی نفت بازدید کردیم. اگرچه آن فیلم هم همانند چند فیلم اخیر کیانوش عیاری ساخته نشد، اما شخصا از همجواری با داریوش عیاری بسیار آموختم.
#حبیب_باوی_ساجد
#سینمای_بی_چیز
609
Repost from N/a
.
"یک مرد خوب"
به یاد داریوش عیاری
اصغر نعیمی
داریوش عیاری نه فقط مدیر فیلمبرداری خلاق و چیرهدست، که انسانی وارسته، بیحاشیه و به معنای واقعی کلمه اهل مدارا بود. در فیلم خواهران غریب (کیومرث پوراحمد) و سریال هزاران چشم (کیانوش عیاری)، شانس همکاری با او را داشتم. همکاریهایی که به دوستی صمیمانهای انجامید، هرچند داریوش همیشه فاصلهای را با دیگران حفظ میکرد. فاصلهای که نه از تفرعن، که از نهایت احترامش به دیگران میآمد. آنقدر محترم بود که بهسختی میتوانستی بیش از یک حدی به او نزدیک شوی.
در تمام این سالها، حتی برای لحظهای ندیدم دغدغهای جز فرهنگ، هنر و ادبیات داشته باشد. از کمترین نشانههای ابتذال، چه در آثار هنری و چه در رفتار آدمها، بهشدت آزرده میشد. شاید همین طبع بلند و حساسیت کمنظیرش بود که در سالهای اخیر او را به انزوا کشاند.
سالها پیش، به پیشنهاد خودش، قرار بود مستندی پرتره درباره احمد محمود بسازیم که مرگ آقای محمود مجالش را از ما گرفت. بعدها از داریوش دعوت کردم فیلم سایههای موازی را برایم فیلمبرداری کند. از کرج به تهران آمد تا حضوری بگوید که قراردادی دارد و نمیتواند بیاید. همین آمدن، برای گفتن یک نه، چنان شرمندهام کرد که هنوز خاطرهاش در ذهنم مانده است. امسال هم، در برنامه کانون کارگردانان برای نمایش شبح کژدم، خواستیم از او تجلیل کنیم. تماس گرفتم و هرچه اصرار کردم، نپذیرفت، بهانه آورد و نیامد.
بعد از آن دیگر از او خبری نداشتم تا خبر درگذشت ناگهانیاش را دیدم. دلم سوخت. خیلی بیشتر از آنچه بتوانم در چند جمله بنویسم. سینمای ایران یکی از آن آدمهای کمیابش را از دست داد. آدمی پاک، بیغلوغش و شریف که در روزگار پرهیاهوی ما، بیآنکه بخواهد چیزی را به رخ بکشد، شأن و حرمت خودش را حفظ کرد.
حالا به این عکس از پشت صحنه خواهران غریب نگاه میکنم. کیومرث پوراحمد رفته، داریوش عیاری هم رفته و از میانشان، فقط، من ماندهام. انگار عکس، آرامآرام دارد خالی میشود و آدمها یکییکی از قاب بیرون میروند. تا همین چند وقت پیش، این فقط عکسی از پشت صحنه یک فیلم بود، یادگاری از روزهایی که هنوز نمیدانستیم روزی دلتنگشان خواهیم شد. حالا اما به عکس نگاه میکنم و جای خالی آدمهایی را میبینم که دیگر نیستند.
و عجیب است که هرچه میگذرد، انگار سهم آدم از گذشته، بیشتر از آنکه خاطره باشد، جای خالی آدمهاست... جای خالی آدمهای خوب که بیوقت و نابهنگام میمیرند و داغ بر دل ما میگذارند.
اصغر نعیمی
609
Repost from N/a
داریوش عیاری هنرمندی از جنوب گرم و پر آوازه با دوربینش می آید. با تنوره دیو. هنرمندی آرام و متین که به سینما تشخص می داد همچنان که برادرش ، کیانوش فخر سینمای ایران. عیاریها، عیار این روزهای آشفته سینما بودند و هستند و حالا درگذشت داریوش، سخت جانکاه است با دریغ. بسی سخت است برای کانون کارگردانان سینمای ایران گفتن تسلیت به کیانوش عزیز چرا که یاد و نام برادر عزیزترش همواره بر تارک سینمای ایران می درخشد.
