عاشقانه ها
Ir al canal en Telegram
993
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-1930 días
Archivo de publicaciones
993
Repost from کتابلونه
نگاهت!
نگاهت چه رنج عظیمی ست...
وقتی به یادم میآورد...
که چه چیزهای فراوانی را
هنوز به تو نگفتهام ...
#آنتواندوسنتاگزوپری
993
اگر من به دریا میگفتم که چه احساسی
نسبت به تو دارم،
سواحل و صدفها و ماهیهایش را
رها میکرد
و به دنبالِ من به راه میافتاد!
#نزار_قبانی
993
Repost from کتابلونه
گاهی باید بگذری ... بگذاری و بروی ؛
وقتی میمانی و تحمل میکنی
از خودت یک احمق میسازی!
📕 #مالون_ميميرد
✍🏻 #ساموئل_بکت
993
گیسوانت را به من بسپار
میخواهم آواز تابداری بخوانم
که سایه بیفکند بر وطنم
که ببارد
بر دانهای که مثل دلم
در عمق این جهنم سوزان پنهان است
#منوچهر_آتشی
993
از خاموشی
به خاموشی رفتن
راه درازی است
زمانش را هنوز نمیدانم
رنجها زود
پژمرده نمیشوند
اما
گلهای بنفشه
عمر کوتاهی دارند...
#احمدرضا_احمدی
993
و ما باز
زمستانی دیگر را سپری خواهیم کرد
در دلِ عصیانِ بزرگمان
و با آتشِ امیدِ مقدسمان
گرم خواهیم شد
#ناظم_حکمت
993
چه خلوت است
خیابان جمعه
دَمی که دور می شوی از خویش
و بازمیگردی در خویش
و هیچ کس نخواهد دانست
که در دلت چه گذشته است!
#محمد_مختاری
993
Repost from کتابلونه
خداحافظ به تویی که زندگی ات تباه شد... بی آن که مقصر باشی.
_برادران کارامازوف
_فئودور داستایوفسکی
993
ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی دردی ست درین سینه که همزاد جهان است
از داد و وداد آن همه گفتند و نکردند یا رب چه قدر فاصله ی دست و زبان است
خون می چکد از دیده درین کنج صبوری این صبر که من می کنم افشردن جان است
993
Repost from کتابلونه
ولی هیچ چیز زیباتر از این نیست که پس از یک دلمردگی دراز، بار دیگر نور در وجودت سر برآورد.
گوشهنشین یونان (هیپریون)
فردریش هلدرلین
ترجمه محمود حدادی
993
باز دیشب چه کسی خواب تو را دیده به شهر
از سحر عطر دل انگیز تو پیچیده به شهر..
#کاظم_بهمنی
993
Repost from کتابلونه
آدم وقتی دستش به جایی بند نیست
سراغ آرزوها میرود
آرزوهایش که محال شد
غرق میشود در خاطراتش!
#میلان_کوندرا
993
چنانت دوست میدارم که گر روزی فراق افتد
تو صبر از من توانی کرد و من صبر از تو نتوانم
دلم صد بار میگوید که چشم از فتنه بر هم نِه
دگر ره دیده میافتد بر آن بالای فتانم
شعر: #سعدی
صدا: # محسن_نامجو
993
سوز دل نفسی آتشین بر آر، ای عشق
که سینه ها سیه از روزگار دم سرد است
غم تو با دل من پنجه درفکند و رواست
که این دلیر به بازوی آن هماورد است
#شعر: استاد #هوشنگ_ابتهاج
#صدا: استاد #محمدرضا_شجریان
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
