es
Feedback
کتابخانه

کتابخانه

Ir al canal en Telegram

هماهنگی تبلیغات در کانال @adspdf

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram کتابخانه

El canal کتابخانه (@bookhapdf) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 75 712 suscriptores, ocupando la posición 252 en la categoría Libros y el puesto 4 213 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 75 712 suscriptores.

Según los últimos datos del 21 junio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 6, y en las últimas 24 horas de -7, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 8.73%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 3.23% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 6 611 visualizaciones. En el primer día suele acumular 2 445 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 51.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como کس, قصه, چیز, گاه, #موسیقی.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
هماهنگی تبلیغات در کانال @adspdf

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 22 junio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Libros.

75 712
Suscriptores
-724 horas
+907 días
+630 días
Archivo de publicaciones
⭕️ داستان کوتاه 📝 بی اعتنا ✍ مارسل پروست ۲۰ صفحه مترجم:مهوش قویمی #داستان_کوتاه #مارسل_پروست @bookhapdf

اگه دلت گاهی بی‌دلیل سنگین میشه… اینجا یه دفترچه شعر داریم برای همون لحظه‌ها شعرهای غمگین و احساسی از کلاسیک تا معاصر اگه اهل شعر و حس و حالشی 📌https://t.me/daftarch_sher

حداقل من هملت را می‌فهمم. او از پرگویی خسته بود، و همینطور من. چرا این حرفها را می زنم؟ اگر فقط یک نفر بتواند حرف زدن را تمام
حداقل من هملت را می‌فهمم. او از پرگویی خسته بود، و همینطور من. چرا این حرفها را می زنم؟ اگر فقط یک نفر بتواند حرف زدن را تمام کند و یک کار درست انجام دهد، یا حداقل سعی‌اش را بکند، همه چیز درست می‌شود... 🎬 The Sacrifice 1986 @bookhapdf

📒 به خدای ناشناخته ✍ جان اشتاین بک مترجم: محمد معینی ۲۲٨ صفحه #جان_اشتاین_بک این رمان شاعرانه طریقه ای جدید برای زیستن در این جا ابراز می دارد. خدای ناشناخته یکی از نخستین رمان های اشتاین بک است که در آن با قدرت قلمی فوق العاده به بیان رابطه آدمی با طبیعت و سرنوشت می پردازد. @bookhapdf

هیچ چیزی چندش‌آورتر از احترامی که از ترس نشات گرفته نیست. #آلبر_کامو @bookhapdf
هیچ چیزی چندش‌آورتر از احترامی که از ترس نشات گرفته نیست. #آلبر_کامو @bookhapdf

پا به سرزمینی می‌گذارد تا در آن جا ول بگردد، سرزمینی دورتر از هرجایی که آدم‌ها تا آن زمان در آن‌ها ول گشته‌اند، کشوری چنان غریب که حتی هوایش شباهتی به هوای وطنش ندارد، جایی که ممکن است آدم از شدت غریبگی در آن بمیرد، و در عین حال افسونش چنان است که آدمی فقط می‌تواند در آن پیش و پیش‌تر برود و خودش را بیشتر و بیشتر گم کند. 📗روح پراگ #ایوان_کلیما @bookhapdf

Pirmarde Kenare Pol.mp36.17 MB

🎧 کتاب صوتی 📝 پیرمرد کنار پُل ✍🏼 ارنست همینگوی 🎙 بهروز رضوی #کتاب_صوتی #ارنست_همینگوی @bookhapdf
🎧 کتاب صوتی 📝 پیرمرد کنار پُل ✍🏼 ارنست همینگوی 🎙 بهروز رضوی #کتاب_صوتی #ارنست_همینگوی @bookhapdf

‼️ شاید این پیامی است که باید امروز می‌دیدی… اینجا بهت کمک می‌کنه استراتژی شخصی خودت رو پیدا کنی. ما درباره‌ی این‌ها حرف می‌ز
‼️ شاید این پیامی است که باید امروز می‌دیدی… اینجا بهت کمک می‌کنه استراتژی شخصی خودت رو پیدا کنی. ما درباره‌ی این‌ها حرف می‌زنیم: 🔹شناخت بازی‌های ذهن و موانع درونی 🔹پیدا کردن خواسته‌های واقعی (نه تحمیل شده) 🔹هنرِ زیستنِ آگاهانه و معنادار برای کسانی که نمی‌خواهند فقط بدوند؛ بلکه می‌خواهند بدانند «چرا» می‌دوند. 🔺یک مسیر متفاوت🔻 @adrinalinejad https://t.me/adrinalinejad

"ما وقتی در روح خود کاوش می‌کنیم به چیزهایی بر می‌خوریم که بهتر می‌بود در همان اعماق روح پنهان بمانند." 📒آنا کارنینا #لئو_تو
"ما وقتی در روح خود کاوش می‌کنیم به چیزهایی بر می‌خوریم که بهتر می‌بود در همان اعماق روح پنهان بمانند." 📒آنا کارنینا #لئو_تولستوی @bookhapdf

از روی تو دل کندنم آموخت زمانه این دیده از آن روست که خونابه فشان‌ است دردا و دریغا که در این بازی خونین بازیچه ی ایام دل آدمیان است دل بر گذر قافله ی لاله و گل داشت این دشت که پامال سواران خزان است روزی که بجنبد نفس باد بهاری بینی که گل و سبزه کران تا به کران است ای کوه تو فریاد من امروز شنیدی دردیست درین سینه که همزاد جهان است از داد و داد آن همه گفتند و نکردند یارب چه قدر فاصله‌ی دست و زبان است خون می چکد از دیده در این کنج صبوری این صبر که من می‌کنم افشردن جان است #هوشنگ_ابتهاج @bookhapdf

آری، انسان زندگی دشواری دارد. من تصور می كنم بهترين تعريفی كه می توان از انسان كرد اين است: "انسان عبارت است از موجودی كه به
آری، انسان زندگی دشواری دارد. من تصور می كنم بهترين تعريفی كه می توان از انسان كرد اين است: "انسان عبارت است از موجودی كه به همه چيز عادت می كند." 📒 خاطرات خانه مردگان #فئودور_داستایوفسکی @bookhapdf

ما در تاریکی بیشتر همدیگر را تماشا می‌کردیم تا در روشنایی روز. من همیشه هوای گرگ و میش را دوست دارم. فقط در این لحظه‌هاست که احساس می‌کنم می‌خواهد اتفاق مهمی روی دهد. در گرگ و میش همه‌چیز زیبا جلوه می‌کند. خیابان‌ها، میادین و عابرین. من حتا در این لحظه احساس جوانی و خوش تیپی می‌کنم و همیشه دوست دارم که به آینه نگاه کنم و از خیابان‌ها که رد می‌شوم در ویترین‌ها خودم را تماشا کنم و دست به صورتم که می‌زنم، چین و چروکی در پیشانی و صورتم نمی بینم. 📒تنهایی پر هیاهو #بهومیل_هرابال @bookhapdf

میخواهی داد بزنی نمی‌توانی. میخواهی از جایت پا شوی در بروی نمی‌توانی. کاش زبانت توی دهانت می‌گشت و می‌توانستی با من درد و دل کنی. امّا التماس چشمانت کافی است من التماس چشم را بیش از التماس زبان دوست دارم. من همه‌ ی چیزهای آرام و بیصدا را دوست دارم. التماس زبانی وقیح و زشت می‌شود. یک آهوی تیر خورده هیچ‌وقت داد و فریاد راه نمی‌اندازد و زبانش چیزی ندارد بگوید. فقط نگاه می‌کند و چشمانش حرف می‌زند، مثل چشمان تو. همین چشمانی که حالا تب دارد آن‌ها را ذوب می‌کند. 📗سنگ صبور #صادق_چوبک @bookhapdf

یک انسان کامل انسانی‌ست که از هر دو وجه زنانگی و مردانگی روحش بهره می‌برد. اگر قرار است جایی عشق بورزیم، اگر قرار است جایی محکم و استوار باشیم، اگر قرار است یک بحران روحی را به سختی طی کنیم، اگر قرار است جاهایی زیباپسند و حساس باشیم، در همه موقعیت‌ها نگاه نکنیم که زن هستیم یا مرد، آنچه روحمان تشنه اوست را ببینیم و حس کنیم و انجام دهیم. #کارل_گوستاو_یونگ @bookhapdf

⭕️ داستان کوتاه 📝 نقش روی دیوار ✍ ویرجینیا وولف ٨ صفحه برگرفته از کتاب " بانو در آینه" #ویرجینیا_وولف @bookhapdf

سکوت می‌کنی و فرياد زمانم را نمی‌شنوی. يک روز، من سکوت خواهم کرد و تو آن روز برای اولـين بار مفهوم دير شدن را خواهی فهميد..! #حسين_پناهی @bookhapdf

مردم همیشه شکایت می‌کنند که چرا کفش ندارند تا اینکه یه روز آدمی رو می‌بینن که پا نداره و بعد غر می‌زنن که چرا ویلچر اتوماتیک ندارن. چرا؟ چی باعث می‌شه که به طور ناخودآگاه خودشون رو از یه سیستم ملال‌آور به یکی دیگه پرت کنن؟ چرا اراده فقط معطوفه به جزئیات و نه کلیات؟ چرا به جای اینکه «کجا باید کار کنم؟» نمی‌گیم «چرا باید کار کنم؟» چرا به جای «چرا باید تشکیل خانواده بدم؟» می‌گیم «کی باید تشکیل خانواده بدم؟» 📒جزء از کل #استیو_تولتز @bookhapdf

یونگ می‌گوید: سایه‌ی ما آن کسی است که ترجیح می‌دهیم مانند او نباشیم. می‌توانیم سایه را در یکی از اعضای خانواده‌مان مشاهده کنیم که بیشتر درباره‌ی او قضاوت می‌کنیم، در مقامات دولتی که رفتارشان را محکوم می کنیم یا فرد مشهوری که با دیدنش سرمان را با نفرت تکان می‌دهیم. اگر این موضوع را به درستی درک کنیم و متوجه شویم که سایه‌ی ما، تمام چیزهای آزاردهنده، ترسناک و منزجرکننده‌ی دیگران و خودمان است، یکه می‌خوریم و به این حقیقت هوشیار می‌شویم که "هر چیزی که سعی داریم از افراد موردعلاقه مان پنهان کنیم و همه‌ی آن چیزهایی که نمی‌خواهیم دیگران درباره‌ی ما بدانند، سایه‌ی ماست". 📙راز سایه #دبی_فورد @bookhapdf

ولادیمیر: نکنه موقعی که خواب بودم دیگران رنج می‌کشیدند؟ نکنه الان هم خواب باشم؟ فردا، وقتی که بیدار شدم، یا فکر کردم که بیدار شدم، در مورد امروز چی بگم؟ این که با دوستم استراگون، این‌جا، تا سر شب، منتظر گودو بودیم؟ این که پوتزو، با باربرش، از این‌جا رد شد و با ما صحبت کرد؟ احتمالا. ولی توی همه‌ی این‌ها چه حقیقتی وجود داره؟ حیران میان گور، و تولدی سخت. گورکن اون پایین آرام آرام دست به کار قابلگی می‌شه. ما به اندازه‌ی کافی وقت داریم که پیر بشیم. هوا پر از ناله‌های ماست. ولی عادت گوش ما رو بدجوری سنگین می‌کنه. شاید هم یک نفر به من نگاه می‌کنه، یک نفر در مورد من حرف می‌زنه، اون خوابه، اون هیچی نمی‌دونه، بگذار بخوابه… 📗در انتظار گودو #ساموئل_بکت @bookhapdf