کیهانشناسی و کوانتوم
📈 Análisis del canal de Telegram کیهانشناسی و کوانتوم
El canal کیهانشناسی و کوانتوم (@persiancosmology) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 16 970 suscriptores, ocupando la posición 810 en la categoría Hechos y el puesto 19 527 en la región Irán.
📊 Métricas de audiencia y dinámica
Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 16 970 suscriptores.
Según los últimos datos del 04 septiembre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 850, y en las últimas 24 horas de -12, conservando un alto alcance.
- Estado de verificación: No verificado
- Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 2.36%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 1.40% de reacciones respecto al total de suscriptores.
- Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 402 visualizaciones. En el primer día suele acumular 238 visualizaciones.
- Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 5.
- Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como سیاره, ناسا, ستاره, آسمان, توسط.
📝 Descripción y política de contenido
El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“زیبایی علم این است که ادعا نمیکند کامل است.
🖋آلبرت انیشتین”
Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 05 septiembre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Hechos.
Carga de datos en curso...
| Fecha | Crecimiento de Suscriptores | Menciones | Canales | |
| 05 septiembre | +1 | |||
| 04 septiembre | 0 | |||
| 03 septiembre | +154 | |||
| 02 septiembre | 0 | |||
| 01 septiembre | 0 |
☀️ حلقههای خیرهکنندهی پلاسما بر فراز خورشید 🔥🔺این تصویر خارقالعاده، مجموعهای از حلقههای تاجی پلاسما را در لبهی خورشید نشان میدهد؛ ساختارهایی قوسیشکل که توسط میدانهای مغناطیسی قدرتمند خورشید شکل گرفتهاند. این نما را اخترعکاس مارک جانستون در ۲۱ اوت ۲۰۲۶ از آریزونا ثبت کرده است. 🔺جانستون بیش از دو ساعت فعالیت این ساختارها را ثبت کرد و در تصاویر، حرکت پلاسما در امتداد خطوط میدان مغناطیسی دیده میشود. بخشی از این ماده پس از سرد شدن، بهصورت «باران تاجی» (Coronal Rain) دوباره به سمت لایههای پایینی جو خورشید سقوط میکند. 🔺این تصویر با استفاده از فیلتر هیدروژن-آلفا (H-alpha) گرفته شده؛ روشی که امکان مشاهدهی جزئیات ظریف کروموسفر و ساختارهای مغناطیسی خورشید را فراهم میکند. قرار گرفتن حلقهها تقریباً از نمای جانبی و درست در لبهی خورشید، شکل سهبعدی و قوسی آنها را بهطرز کمنظیری آشکار کرده است. منبع: space.com 🆔 @persiancosmology
| 2 | 🔍 «عروس دریایی» مرموز در مریخ؛ اما واقعاً چیست؟
کاوشگر Curiosity ناسا تصویری ثبت کرده که در آن لکهای عجیب شبیه یک «عروس دریایی» در آسمان مریخ دیده میشود. با این حال، این پدیده بهاحتمال زیاد هیچ جسم یا موجودی روی مریخ نیست، بلکه یک آرتیفکت تصویری ناشی از برخورد ذرات پرانرژی کیهانی با حسگر دوربین است.
نکته مهم این است که این شکل فقط در یک فریم ظاهر شده و در تصاویر چند ثانیه قبل وجود ندارد؛ الگویی که با اثر پرتوهای کیهانی روی آشکارسازهای سیلیکونی سازگار است. مریخ نیز بهدلیل نداشتن میدان مغناطیسی سراسری و داشتن جوی بسیار رقیق، محیط سختتری برای تجهیزات الکترونیکی کاوشگرها محسوب میشود.
بنابراین «عروس دریایی مریخی» احتمالاً نه یک موجود فضایی، بلکه ردپای یک ذره پرانرژی در حسگر دوربین است؛ یک خطای تصویری جذاب که منشأ آن در فضاست، نه روی سطح مریخ.
منبع : sciencealert.com
🆔 @persiancosmology | 57 |
| 3 | 🔰شوپنهاور زندگی رو چندان خوشبینانه نمیدید.
از نظرش، ما مدام چیزی میخوایم،
دنبالش میدویم و وقتی بهش میرسیم،
خیلی زود یه خواستهی دیگه جاش رو میگیره.
انگار بخش زیادی از زندگی، همین نارضایتی و رنج کشیدنه.
🔰نیچه اما با رنج جور دیگهای برخورد میکنه.
نمیگه رنج چیز خوبیه یا باید دنبالش بگردیم؛
میگه رنج بخشی از زندگیه و نمیشه همیشه ازش فرار کرد.
مهم اینه که ببینیم با چیزی که از سر گذروندیم،
میخوایم چه چیزی از خودمون بسازیم.
🔰شاید تفاوت این دوتا همین باشه؛
شوپنهاور بیشتر دنبال رهایی از چرخهی رنجه،
ولی نیچه دنبال تبدیل کردن رنج به نیروی زندگیه.
شاید مسئله این نیست که چطور کمتر رنج بکشیم؛
مسئله اینه که با رنجی که نصیبمون شده، چه کار میکنیم.
#نیچه
#شوپنهاور
🆔 @theinnerphilosophy | 179 |
| 4 | اگر ماه ناگهان ناپدید شود چه میشود؟ 🌚
🔰فرض کنیم همین الان، بدون هیچ انفجاری و بدون اینکه چیزی جای ماه را بگیرد، ماه از جهان حذف شود. اولین نکته مهم این است که زمین ناگهان از مدار خورشید خارج نمیشود؛ جرم ماه در مقایسه با خورشید بسیار کم است و اثر گرانشی آن روی حرکت زمین به دور خورشید کوچک است. اما در سیستم زمین ـ ماه، اتفاق بزرگی افتاده: یکی از مهمترین منابع گرانش اطراف زمین حذف شده است. البته از نظر نسبیتی و گرانشی، اثر این تغییر هم با سرعت نور منتقل میشود، نه به شکل یک شوک آنی.
🔰یکی از واضحترین پیامدها، تغییر شدید جزرومد اقیانوسهاست. جزرومد فقط به خاطر ماه نیست؛ خورشید هم روی آبهای زمین نیروی کشندی وارد میکند، اما ماه بهدلیل فاصله بسیار کمتر، نقش بسیار مهمتری دارد. اگر ماه نباشد، جزرومدهای خورشیدی باقی میمانند، ولی در بسیاری از نقاط دامنه جزرومد بهشدت کاهش پیدا میکند. این یعنی الگوی زندگی موجودات ساحلی، انتقال مواد غذایی در اکوسیستمهای دریایی و حتی بعضی فرایندهای رسوبگذاری در طول زمان تغییر خواهد کرد.
یک اثر مهمتر، مربوط به چرخش زمین است. ماه طی میلیاردها سال با برهمکنش کشندی، بخشی از انرژی چرخشی زمین را به حرکت مداری خودش منتقل کرده و باعث شده سرعت چرخش زمین بهتدریج کاهش پیدا کند؛ به همین دلیل طول شبانهروز در گذشته بسیار کوتاهتر بوده است. اگر ماه ناپدید شود، این ترمز کشندی اصلی تقریباً از بین میرود. البته زمین همان لحظه شروع به چرخش سریعتر نمیکند؛ سرعت چرخش موجود است و فقط روند کاهش آن تغییر میکند.
🔰اما شاید جذابترین قسمت ماجرا محور چرخش زمین باشد. محور زمین نسبت به صفحه مدارش حدود ۲۳٫۴ درجه کج است و همین کجی عامل اصلی شکلگیری فصلهاست. حضور ماه به پایدارتر ماندن این کجی کمک میکند. بدون ماه، در بازههای بسیار طولانی، برهمکنشهای گرانشی خورشید و سیارات میتوانند باعث نوسانات بزرگتری در جهت محور زمین شوند. این تغییرات میتوانند در مقیاسهای بسیار طولانی روی اقلیم زمین اثر بگذارند؛ نه اینکه چند روز بعد ناگهان فصلها نابود شوند.
🔰و یک نکته جالب دیگر: شبهای زمین تاریکتر میشوند، اما نه کاملاً تاریک. نور ماه در واقع نور خودش نیست؛ نور خورشید را بازتاب میکند. با حذف ماه، نور بازتابی آن را از دست میدهیم و آسمان شب بسیار تاریکتر میشود، اما ستارهها، سیارات، نور زودیاکی و منابع نوری بسیار ضعیف دیگر همچنان وجود دارند. بنابراین ناپدید شدن ماه یک «آخرالزمان فوری» نیست؛ بیشتر شبیه حذف شدن یکی از اعضای کلیدی سیستم زمین است که بعضی اثرهایش همین حالا دیده میشوند و بعضی دیگر شاید هزاران یا میلیونها سال بعد خودشان را نشان دهند.
🆔 @persiancosmology | 227 |
| 5 | اگر ماه ناگهان ناپدید شود چه میشود؟ 🌒
🔹اگر ماه یکدفعه ناپدید شود، زمین منفجر نمیشود و مدار زمین به دور خورشید هم تقریباً هیچ تغییری نمیکند؛ اما یکی از مهمترین اثرهای گرانشی اطراف زمین را از دست میدهیم. اولین چیزی که بههم میریزد، جزرومدهاست؛ چون بخش عمده نیروی کشندی ماه دیگر وجود ندارد.
🔹اما ماجرا فقط دریاها نیست. ماه در بلندمدت به پایدار ماندن میل محوری زمین کمک میکند و حذف آن میتواند رفتار محور چرخش زمین را بیثباتتر کند. شبها هم تاریکتر میشوند، چون نور ماه که همان بازتاب نور خورشید است، دیگر وجود نخواهد داشت.
با این حال، قرار نیست فردای ناپدید شدن ماه، زمین وارد یک عصر یخبندان یا فاجعه آخرالزمانی شود. بعضی پیامدها فوریاند، بعضی طی هزاران و میلیونها سال خودشان را نشان میدهند. ماه آرام و بیسروصدا، خیلی بیشتر از چیزی که فکر میکنیم روی زمین اثر دارد.
🆔 @persiancosmology | 171 |
| 6 | تصاویر جدید هابل از زحل، ساختار ۱۰ ضلعی اسرارآمیزی را در قطب جنوب آن نشان میدهند 🪐
تلسکوپ هابل موفق شده است تصویری با وضوح بالا از «موج جوی ۱۰ ضلعی» ثبت کند. تصاویر آرشیوی هابل نشان میدهند که این ساختار چشمگیر ظاهراً از سال ۲۰۲۳ شروع به شکلگیری کرده است. دانشمندان کنجکاوند بدانند این «دهضلعی» چگونه با چنین سرعتی ظاهر شده؛ بهویژه آنکه دیگر موج چندضلعی مشهور زحل، یعنی «ششضلعی» قطب شمال، بیش از ۴۰ سال است که روی این سیاره مشاهده میشود.
دانشمندان میتوانند موج ۱۰ ضلعی را در چندین لایه از جو زحل مشاهده کنند؛ موضوعی که نشان میدهد ساختار مذکور فراتر از قله ابرها امتداد دارد. این موج همچنین درون یک جریان جتی بزرگ در زحل دیده میشود. برای مشخصشدن چگونگی شکلگیری موج و اینکه ساختار ۱۰ ضلعی چه اطلاعاتی درباره جو غولهای گازی بزرگ مانند زحل در اختیار دانشمندان میگذارد، به مشاهدات بیشتر با هابل و جیمز وب دارند !
🆔 @persiancosmology | 190 |
| 7 | تصویر نجومی روز ناسا- تعقیب سایهٔ ماه 🔭🌚
🔹در جریان خورشیدگرفتگی کامل ۱۲ اوت، هواپیمای پژوهشی ارتفاعبالای WB-57F ناسا در ارتفاع ۵۰ هزار پایی، در نزدیکی سواحل ایسلند پرواز کرد تا با حرکت در مسیر دقیق نوار کلیت، بیشترین زمان ممکن را در سایهٔ ماه سپری کند.
🔹مجموعهای از دوربینهای با وضوح بالا، دادههای خورشیدگرفتگی را از بالای ابرها، غبار و بخار آب جوی ثبت کردند. این تصویر که از ویدیویی درون کابین گرفته شده، ظهور تاج خورشیدی را در آغاز مرحلهٔ کلیت نشان میدهد. آسمان در محدودهٔ سایهٔ ماه تاریک به نظر میرسد.
زهره در سمت چپ مرکز تصویر میدرخشد، در حالی که مشتری و عطارد درست در سمت راست خورشیدِ گرفتهشده بهسختی دیده میشوند. با این حال، افق دوردست در پایین تصویر روشن است؛ جایی که سایهٔ ماه به ان نمیرسد!
🆔 @persiancosmology | 190 |
| 8 | 🚀 ویجر ۱؛در آستانه ی یک روز نوری از زمین
✅ویجر ۱ از سال ۱۹۷۷ در دل فضای میانستارهای در حال دور شدن از زمین است و حالا قرار است در نوامبر ۲۰۲۶ به فاصلهی یک روز نوری از ما برسد؛ یعنی فاصلهای که نور برای طی کردنش حدود ۲۴ ساعت زمان نیاز دارد. این فاصله نزدیک به ۲۶ میلیارد کیلومتر خواهد بود؛ عددی که حتی تصور کردنش هم ساده نیست.
✅عجیبتر اینکه ویجر با سرعتی حدود ۶۱ هزار کیلومتر بر ساعت حرکت میکند، اما در مقیاس کیهانی تقریباً آهسته است. با وجود نزدیک به نیم قرن سفر، هنوز تنها بخش بسیار کوچکی از فضای اطراف منظومهی شمسی را پیموده و همچنان از زمین دورتر میشود. سیگنالهای رادیویی آن هم برای رسیدن به زمین به زمان بیشتری نیاز پیدا میکنند.
✅شاید ویجر فقط یک فضاپیمای قدیمی نباشد؛ یادآوری کوچکی از عظمت کیهان است. ما روی زمین فاصلهها را با کیلومتر اندازه میگیریم، اما وقتی صحبت از اعماق فضاست، حتی «یک روز نوری» هم فقط یک فاصلهی کوچک محسوب میشود. ویجر همچنان به سفرش ادامه میدهد؛ سفری که احتمالاً خیلی بیشتر از عمر ما ادامه خواهد داشت.
🆔 @persiancosmology | 324 |
| 9 | در ادامه به بررسی این پنج باور غلط میپردازیم
۱. «در فضا جاذبه وجود ندارد»
این یکی از رایجترین اشتباههاست. فضانوردان روی ایستگاه فضایی بینالمللی تقریباً در محیطی هستند که هنوز بخش قابلتوجهی از جاذبه زمین را تجربه میکنند. چیزی که باعث میشود آنها شناور به نظر برسند، بیوزنی ناشی از سقوط آزاد است.
ایستگاه فضایی با سرعت بسیار زیادی به دور زمین حرکت میکند و همزمان تحت تأثیر گرانش زمین به سمت آن سقوط میکند. اما سرعت افقی آن آنقدر زیاد است که بهجای برخورد با زمین، دائماً در حال «افتادن به دور زمین» است. بنابراین جاذبه نهتنها در فضا وجود دارد، بلکه اساساً یکی از دلایل اصلی مدارگردی است.
۲. «فضا کاملاً خالی است»
فضا خلأ کامل نیست. در میان ستارهها و سیارات، ذرات بسیار پراکندهای از گاز و غبار وجود دارند؛ علاوه بر آن، میدانهای مغناطیسی و الکتریکی، پرتوهای کیهانی و تابش الکترومغناطیسی هم در سراسر فضا حضور دارند.
البته چگالی ماده در فضای میانستارهای بسیار پایین است؛ آنقدر پایین که در مقایسه با جو زمین تقریباً میتوانیم آن را خلأ بدانیم. اما «خلأ» با «هیچ» فرق دارد. حتی بخشهایی از جهان که تقریباً خالی به نظر میرسند، همچنان بخشی از ساختار بزرگمقیاس کیهان هستند.
۳. «اگر کلاه فضایی را برداریم، فوراً منفجر میشویم»
این تصویر بیشتر متعلق به سینماست. قرار گرفتن ناگهانی بدن انسان در خلأ قطعاً بسیار خطرناک است، اما بدن مثل بادکنک منفجر نمیشود.
در نبود فشار محیطی، گازهای موجود در بدن منبسط میشوند و پدیدهای به نام ابولیسم (Ebullism) رخ میدهد؛ یعنی مایعات در دمای طبیعی بدن میتوانند در فشار بسیار پایین شروع به جوشیدن کنند. فرد همچنین خیلی سریع دچار کمبود اکسیژن و از دست دادن هوشیاری میشود.
پس واقعیت از فیلمها متفاوت است: نه انفجار ناگهانی، بلکه مجموعهای از فرایندهای فیزیولوژیک بسیار شدید و مرگبار.
۴. «سیاهچالهها همهچیز را مثل جاروبرقی میبلعند»
سیاهچالهها واقعاً عجیباند، اما جاروبرقی کیهانی نیستند.
گرانش یک سیاهچاله در فاصله مشخص، تابع همان قوانین گرانشی جرمهای دیگر است. اگر خورشید را با یک سیاهچاله با همان جرم جایگزین کنیم، زمین ناگهان به داخل آن سقوط نمیکند و تقریباً همان مدار را حفظ خواهد کرد.
مشکل زمانی ایجاد میشود که جسم بیش از حد به سیاهچاله نزدیک شود. آنجا میدان گرانشی میتواند بهشدت متفاوت باشد و پس از عبور از افق رویداد، دیگر هیچ سیگنالی نمیتواند به بیرون برگردد.
۵. «زمین تنها جایی است که میتواند حیات داشته باشد»
این جمله هنوز از نظر علمی قابل اثبات نیست.
ما تاکنون تنها یک نمونه قطعی از حیات را میشناسیم: زمین. بنابراین نمیتوانیم بگوییم حیات در جای دیگری حتماً وجود دارد؛ اما از طرف دیگر، نمیتوانیم ادعا کنیم زمین تنها مکان ممکن برای حیات است.
امروز هزاران سیاره فراخورشیدی شناسایی شدهاند و برخی از آنها در شرایطی قرار دارند که از نظر دما و دریافت انرژی، ارزش بررسی بیشتری دارند. علاوه بر سیارات، قمرهایی مثل اروپا و انسلادوس نیز بهدلیل احتمال وجود اقیانوسهای زیرسطحی، از اهداف مهم اخترزیستشناسی هستند.
اما اینجا باید مرز علم و حدس را حفظ کنیم: «شرایط مناسب برای حیات» به معنی «وجود حیات» نیست. هنوز هیچ حیات فرازمینی بهطور قطعی کشف نشده است.
🆔 @persiancosmology | 421 |
| 10 | ۵ باور غلط درباره فضا که احتمالاً شما هم شنیدهاید!
🔺خیلی از چیزهایی که درباره فضا شنیدهایم، بیشتر محصول فیلمها و تصور عامهاند تا علم. مثلاً در فضا «بیوزنی» به معنی نبودن جاذبه نیست؛ فضانوردان در واقع در حال سقوط آزاد دائمیاند. یا اینکه فضا کاملاً خالی نیست؛ پر از ذرات، میدانها، تابش و حتی ساختارهای عظیم کیهانی است.
🔺سیاهچاله هم یک جاروبرقی کیهانی نیست که هر چیزی را از فاصله دور ببلعد. اگر خورشید ناگهان با سیاهچالهای همجرم خودش جایگزین شود، زمین همچنان تقریباً همان مدار را حفظ میکند؛ فقط دیگر نور و گرمای خورشید را نخواهیم داشت.
🔺و شاید عجیبتر از همه این باشد که بسیاری از تصورات ما درباره «مرگ در فضا» هم دقیق نیستند. بدن انسان در خلأ آسیب جدی میبیند، اما قرار نیست مثل فیلمها منفجر شود. فضا عجیبتر، خشنتر و البته بسیار جذابتر از چیزی است که سینما به ما نشان داده.
🆔 @persiancosmology | 344 |
| 11 | 🌌 تصویر نجومی روز ناسا — ۴ سپتامبر ۲۰۲۶
🔹این تصویر دو کهکشان مارپیچی را نشان میدهد که در فاصله حدود ۲۰۰ میلیون سال نوری از زمین، در صورت فلکی پگاسوس با نیروی گرانش بهشدت درگیر شدهاند. این برخورد عظیم کهکشانی با تلسکوپ ۸.۱ متری Gemini North ثبت شده است.
🔹این دو کهکشان با نامهای NGC 7253 و Arp 278 شناخته میشوند. برخورد و ادغام آنها باعث ایجاد آشوب عظیمی در ساختار کهکشانها و تحریک شکلگیری ستارگان جدید میشود؛ زیرا گاز و عناصر موجود در کهکشانها در اثر این برهمکنش فشرده میشوند.
🔹نام هاوایی تصویر، «دو روح که با کشیدن یکدیگر، زندگی میآفرینند» است؛ اشارهای زیبا به این واقعیت که برخورد کهکشانها، با وجود خشونت کیهانی، میتواند به تولد نسلهای جدید ستارگان منجر شود.
🆔 @persiancosmology | 355 |
| 12 | ششمین راهپیمایی فضایی کاملاً زنانه؛ فضانوردان دوربین و بازتابنده ایستگاه را تعویض کردند
♨️جسیکا میر و سوفی آدنو در ششمین راهپیمایی زنانه تاریخ، طی مأموریتی ۷ ساعته با موفقیت دوربین و تجهیزات پهلوگیری ایستگاه فضایی بینالمللی را تعویض کردند.
♨️مهمترین وظیفهی دو فضانورد، تعویض بازتابندهی صفحهای در بخش جلویی درگاه هارمونی ناد ۲ بود. این بازتابنده به فضاپیماهای بازدیدکننده کمک میکند تا هنگام نزدیکشدن و اتصال به ایستگاه، مسیر خود را برای عملیات اتصال، ناوبری کنند. بازتابندهی قدیمی بر اثر ورود و خروج فضاپیماهای پیشین به ایستگاه، با بقایای پیشرانها پوشیده شده بود.
در ادامه، دو فضانورد عضو اکسپدیشن ۷۵ برای تکمیل ♨️عملیات خروج اضطراری (EVA) در ساعت ۴:۲۹ بعد از ظهر (۲۰:۲۹ به وقت گرینویچ) به درون هوابند برگشتند و به راهپیمایی فضایی خود پایان دادند.
🆔 @persiancosmology | 412 |
| 13 | چنین روزی در فضا؛ ۴۷ سال پیش بهلطف پایونیر ۱۱ برای نخستینبار زحل را از نزدیک دیدیم
پایونیر ۱۱ در سال ۱۹۷۳ با هدف کاوش کمربند سیارکی مشتری و زحل به فضا پرتاب شد. این فضاپیما ابتدا بهطور مستقیم به سمت مشتری حرکت کرد و سپس با استفاده از گرانش این سیاره، در مانوری موسوم به قلاب گرانشی، مسیر خود را تغییر داد و به سوی زحل رهسپار شد. کاوشگر ۶ سال و ۹ ماه بعد، سرانجام به زحل رسید.
پایونیر ۱۱ در کمترین فاصله از زحل، از فاصلهی حدود ۲۱هزار کیلومتری، برفراز ابرهای این سیاره پرواز کرد. در آن زمان، دوقلوهای ناسا نیز در مسیر زحل بودند؛ بنابراین ناسا پایونیر ۱۱ را از مسیری مستقیم از میان حلقههای زحل عبور داد تا مشخص شود آیا گذر از این منطقه برای وویجرها نیز ایمن خواهد بود یا نه. به این ترتیب، پایونیر ۱۱ راه را برای عبور از بخشهای بیرونی حلقههای زحل باز کرد؛ جایی که پیش از آن هیچ فضاپیمایی نرفته بود. البته در طول این مسیر، کاوشگر نزدیک بود با یکی از قمرهای کوچک زحل برخورد کند.
🆔 @persiancosmology | 373 |
| 14 | 🌌 تصویر نجومی روز ناسا — ۳ سپتامبر ۲۰۲۶
🔹در تصویر امروز با عنوان «گرفتگی و لکلک»، یک لکلک در لهستان همزمان با مرحلهای از یک خورشیدگرفتگی دیده میشود؛ منظرهای ساده، اما جالب از تأثیر یک پدیده کیهانی بر رفتار موجودات زنده.
🔹در هنگام خورشیدگرفتگی کامل، تاریکی ناگهانی میتواند رفتار حیوانات را برای مدت کوتاهی تغییر دهد؛ پرندگان ممکن است سکوت کنند و برخی جانوران صداهای شبانهشان را آغاز کنند، انگار که شب زودتر از موعد فرا رسیده است.
🔹وقتی خورشید دوباره ظاهر میشود، این اختلال کوتاهمدت هم تمام میشود و طبیعت به روال عادی برمیگردد. گاهی یک همراستایی ساده میان خورشید، ماه و زمین کافی است تا برای چند دقیقه، مرز میان «روز» و «شب» در طبیعت جابهجا شود.
🆔 @persiancosmology | 384 |
| 15 | هابل، جیمز وب و رومن؛ سه نسل از نگاه ما به کیهان🔥🔭🚀
✅اول از همه بریم سراغ هابل؛ تلسکوپی که بیشتر از چهار دهه است بالای سر ما کار میکند و واقعاً تعریف ما از جهان را عوض کرده. هابل عمدتاً در نور مرئی، فرابنفش و بخش محدودی از فروسرخ نزدیک فعالیت میکند و نقطه قوت بزرگش وضوح تصویری فوقالعاده است. خیلی از تصاویری که از کهکشانها، سحابیها و مناطق ستارهزایی میشناسیم، محصول همین تلسکوپاند. هابل هنوز هم بازنشسته نشده و برای رصد بسیاری از اجرام، مخصوصاً جاهایی که نور مرئی و فرابنفش اطلاعات مهمی میدهند، ابزار بسیار قدرتمندی است.
✅بعد میرسیم به جیمز وب؛ اینجا داستان کمی متفاوت میشود. وب عمدتاً برای رصد در طول موجهای فروسرخ طراحی شده و آینه اصلی ۶.۵ متریاش نسبت به آینه ۲.۴ متری هابل نور بسیار بیشتری جمع میکند. مزیت فروسرخ هم این است که میتواند از میان غبار کیهانی بهتر عبور کند و به اجرام بسیار دور و سرخشده بر اثر انبساط جهان نگاه کند. به همین دلیل وب برای مطالعه نخستین کهکشانها، شکلگیری ستارهها و سیارات و بررسی جوّ برخی سیارات فراخورشیدی فوقالعاده مهم است. البته این به معنی «بهتر بودن در همهچیز» نیست؛ وب برای مأموریت متفاوتی ساخته شده.
🔺حالا رومن وارد بازی میشود؛ تلسکوپی که قرار نیست صرفاً یک «هابل یا وبِ قویتر» باشد. رومن یک آینه حدود ۲.۴ متری دارد، اما برگ برندهاش میدان دید بسیار بزرگ است. یعنی بهجای اینکه فقط یک ناحیه کوچک از آسمان را با جزئیات بررسی کند، میتواند بخشهای بسیار بزرگتری از آسمان را سریع نقشهبرداری کند. همین ویژگی رومن را برای کیهانشناسی آماری، مطالعه انرژی تاریک، عدسی گرانشی ضعیف و پیدا کردن تعداد زیادی سیاره فراخورشیدی به روش میکرولنزینگ بسیار مهم میکند.
🔺اگر بخواهیم خیلی ساده مقایسه کنیم، هابل بیشتر شبیه یک دوربین بسیار دقیق برای جهان مرئی و فرابنفش است؛ وب مثل یک چشم فروسرخ قدرتمند برای دیدن اجرام کمنور، سرد و بسیار دور؛ و رومن مثل یک نقشهبردار عظیم کیهانی است. بنابراین مقایسه صرفاً بر اساس اندازه آینه یا رزولوشن، میتواند گمراهکننده باشد. تلسکوپ خوب، لزوماً تلسکوپی نیست که در همه شاخصها عدد بزرگتری داشته باشد؛ مهم این است که برای چه سؤالی طراحی شده.
🔹و قسمت جذاب ماجرا دقیقاً همین همکاری بین این سه است. وقتی یک جرم را در طول موجهای مختلف و با میدان دید و وضوح متفاوت بررسی کنیم، اطلاعاتی به دست میآوریم که هیچ تلسکوپی بهتنهایی نمیتواند کامل ارائه کند. هابل، وب و رومن در واقع سه چشم متفاوتاند؛ یکی بیشتر رنگ و ساختار جهان را میبیند، یکی به اعماق فروسرخ و گذشته کیهان نگاه میکند و دیگری قرار است مقیاس عظیمی از آسمان را برای پیدا کردن الگوهای کیهانی بررسی کند. هدف نهایی رقابت بین این سه نیست؛ هدف این است که با کنار هم گذاشتن دادههایشان، بفهمیم جهان واقعاً چگونه شکل گرفته و به این چیزی که امروز میبینیم رسیده است.
🆔 @persiancosmology | 394 |
| 16 | هابل، جیمز وب و رومن؛ سه چشم متفاوت برای دیدن جهان 🔭
اگر فکر کنیم جیمز وب آمده تا جای هابل را بگیرد، داریم ماجرا را زیادی ساده میکنیم. هابل بیشتر در نور مرئی و فرابنفش شاهکار میکند، وب در فروسرخ عمیقتر به جهان اولیه و اجرام سرد و دور نگاه میکند و رومن قرار است با میدان دید بسیار بزرگش، یک جور نقشهبردار کیهانی باشد.
در واقع سؤال این نیست که «کدام تلسکوپ قویتر است؟» سؤال درست این است: هرکدام چه چیزی را بهتر میبینند؟ و وقتی دادههای این سه کنار هم قرار بگیرند، تصویر ما از کیهان خیلی کاملتر میشود.
ادامه :
🆔 @persiancosmology | 359 |
| 17 | 📁 پوشه از کانال های علمی، هنری، فرهنگی، تاریخی و سیاسی در اختیار شماست.
از فرصت استفاده کرده و با لمس متن وارد شوید.⚡️ | 97 |
| 18 | اگر به دنبال دسترسی به معتبر ترین کانال های تلگرامی هستید، متن را لمس کرده و وارد شوید. ⭐️ | 189 |
| 19 | 💯 بانک جامع برترین کانال های تلگرام؛
⭐ دیگر لازم نیست، برای خرید کتاب پولی پرداخت کنید، اینجا تمام منابع رایگان در اختیار شماست.✉️ | 211 |
| 20 | ⭕️تصویر سینمایی ماجرا معمولاً اینه که وارد یک تونل تاریک میشیم و ناگهان نابود میشیم؛ ولی واقعیت خیلی عجیبتره. سیاهچاله در اصل ناحیهای از فضاـزمانه که گرانش در اون آنقدر شدید شده که بعد از عبور از افق رویداد، هیچ مسیر آیندهای به بیرون وجود نداره؛ حتی برای نور. افق رویداد یک سطح فیزیکی یا دیوار نیست، بلکه مرزی در ساختار فضاـزمانه.
⭕️اگر سیاهچاله نسبتاً کوچک باشه، قبل از رسیدن به افق رویداد احتمالاً با چیزی به نام نیروهای کشندی نابود میشیم. چون گرانش در قسمت نزدیکتر بدن بسیار قویتر از قسمت دورتره. نتیجه این اختلاف گرانش، کشیدهشدن بدن در یک جهت و فشردهشدن از طرفین است؛ پدیدهای که به شکل معروف بهش Spaghettification یا اسپاگتیشدن میگن.
⭕️اما اینجا یک نکته جالب وجود داره: برای یک سیاهچاله ابرپرجرم، مثل سیاهچاله مرکز بعضی کهکشانها، ممکنه هنگام عبور از افق رویداد اصلاً متوجه اتفاق ویژهای نشیم. چون افق رویداد خودش یک سطح جامد نیست و اگر شعاع سیاهچاله بسیار بزرگ باشه، گرادیان گرانش در نزدیکی افق میتونه نسبتاً کم باشه. از دید ناظر دوردست، اما داستان متفاوت به نظر میرسه؛ نور ما هرچه نزدیکتر به افق بشه، بیشتر سرخگرا میشه و سیگنالها کندتر و کمنورتر به نظر میرسند.
⭕️بعد از عبور، مسئله دیگر «فرار کردن» نیست؛ از نظر هندسه فضاـزمان، تمام مسیرهای آینده به سمت درون سیاهچاله هدایت میشوند. در نسبیت عام کلاسیک، سرانجام به تکینگی میرسیم؛ ناحیهای که کمیتهایی مثل خمیدگی فضاـزمان در توصیف کلاسیک واگرا میشوند. ولی اینجا باید صادق باشیم: ما دقیقاً نمیدانیم داخل تکینگی چه اتفاقی میافتد. این احتمال وجود دارد که تکینگی واقعی نباشد و یک نظریه کاملتر از گرانش کوانتومی، توصیف کاملاً متفاوتی ارائه کند.
⭕️و شاید عجیبترین بخش ماجرا همین باشد: سیاهچاله جایی نیست که فقط «گرانش خیلی زیاد» باشد؛ بلکه جایی است که خودِ ساختار فضا و زمان به شکلی افراطی تغییر کرده. نسبیت عام تا افق رویداد و حتی بسیار نزدیکتر از آن فوقالعاده موفق است، اما در قلب سیاهچاله به مرز اعتبار خودش میرسد. بنابراین اگر بپرسیم «دقیقاً بعد از رسیدن به مرکز چه میبینیم؟»، جواب علمی و بیتعارف اینه: هنوز نمیدانیم. و همین «نمیدانیم» یکی از بزرگترین سؤالهای حلنشده فیزیکه.
🆔 @persiancosmology | 473 |
