Dangshow دنگ شو
Ir al canal en Telegram
در عشق جانان جان بده بیعشق نگشاید گره ای روح این جا مست شو وی عقل این جا دنگ شو كانال رسمي دنگ شو در تلگرام خبر ها،كنسرت ها و كارهاي جديد دنگ شو را مي توانيد در اينجا دنبال كنيد dangshow@
Mostrar más5 024
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
5 024
The Red Tara
آخر چگونه خندهی تو مال ما شود؟
الا به سیل اشک که او رهگشا شود.
آخر چگونه میشود از بوسهات نمرد
آنجا که شعر با لب تو آشنا شود؟
ای لذت مدام که دریا به دور تو
میسوزد و کویر تنم غرق آب شود
زیبایی تمام که چشمان مست تو
بر شهر من ببارد و شط شراب شود
تارای سرخ تو همهی کهکشان گرفت
ناهید و ماه خیره و خورشید در شگفت
کوهی و جنگلی که به یادت نبود نیست
حسنت به اتفاق ملاحت جهان گرفت.
5 024
به زودی با سروشطبرسی و سهراب سپهری
دم غروب، میان حضور خسته اشیاء
نگاه منتظری حجم وقت را میدید.
و روی میز، هیاهوی چند میوه نوبر
به سمت مبهم ادراک مرگ جاری بود.
و بوی باغچه را، باد، روی فرش فراغت نثار حاشیه صاف زندگی میکرد.
و مثل بادبزن، ذهن، سطح روشن گل را
گرفته بود به دست
و باد میزد خود را
مسافر از اتوبوس
پیاده شد:
"چه آسمان تمیزی!"
و امتداد خیابان غربت او را برد.
غروب بود.
صدای هوش گیاهان به گوش میآمد.
مسافر آمده بود
و روی صندلی راحتی، کنار چمن
نشسته بود:
"دلم گرفته،
دلم عجیب گرفته است.
تمام راه به یک چیز فکر میکردم
و رنگ دامنهها هوش از سرم میبرد.
خطوط جاده در اندوه دشتها گم بود.
چه درههای عجیبی!
و اسب، یادت هست،
سپید بود
و مثل واژه پاکی، سکوت سبز چمن وار را چرا میکرد.
و بعد، غربت رنگین قریههای سر راه.
و بعد تونلها،
دلم گرفته،
دلم عجیب گرفته است.
و هیچ چیز،
نه این دقایق خوشبو، که روی شاخه نارنج میشود خاموش،
نه این صداقت حرفی، که در سکوت میان دو برگ این گل شب بوست،
نه هیچ چیز مرا از هجوم خالی اطراف نمیرهاند.
و فکر میکنم
که این ترنم موزون حزن تا به ابد
شنیده خواهد شد."
نگاه مرد مسافر به روی زمین افتاد:
"چه سیبهای قشنگی!
حیات نشئه تنهایی است."
و میزبان پرسید:
قشنگ یعنی چه؟
- قشنگ یعنی تعبیر عاشقانه اشکال
و عشق، تنها عشق ترا به گرمی یک سیب میکند مأنوس.
و عشق، تنها عشق
مرا به وسعت اندوه زندگیها برد،
مرا رساند به امکان یک پرنده شدن.
- و نوشداری اندوه؟
- صدای خالص اکسیر میدهد این نوش.
و حال، شب شده بود.
چراغ روشن بود.
و چای میخوردند.
- چرا گرفته دلت، مثل آنکه تنهایی.
- چقدر هم تنها!
- خیال میکنم
دچار آن رگ پنهان رنگها هستی.
- دچار یعنی
- عاشق.
- و فکر کن که چه تنهاست
اگر ماهی کوچک، دچار آبی دریای بیکران باشد.
- چه فکر نازک غمناکی!
- و غم تبسم پوشیده نگاه گیاه است.
و غم اشاره محوی به رد وحدت اشیاست.
- خوشا به حال گیاهان که عاشق نورند
و دست منبسط نور روی شانه آنهاست.
- نه، وصل ممکن نیست،
همیشه فاصلهای هست.
اگر چه منحنی آب بالش خوبی است.
برای خواب دل آویز و ترد نیلوفر،
همیشه فاصلهای هست.
دچار باید بود
و گرنه زمزمه حیرت میان دو حرف
حرام خواهد شد.
و عشق
سفر به روشنی اهتراز خلوت اشیاست.
و عشق
صدای فاصله هاست.
صدای فاصلههایی که
- غرق ابهامند
- نه،
صدای فاصلههایی که مثل نقره تمیزند
و با شنیدن یک هیچ میشوند کدر.
همیشه عاشق تنهاست.
5 024
لالایی تلخ
تقدیم به دختران سرزمینم
آهنگساز و خواننده: صبا صمیمی
همخوان: نگار فرجی، نگین گودرزی
پیانو: نگار فرجی
شاعر: مازیار عبایی
میکس و مسترینگ: کاوه عابدین
ضبط: استودیو صبا، کاوه عابدین و مازیار باباشی
کارگردان و تصویر بردار : پویا هاشمی
طراح نور و اصلاح رنگ دیجیتال : محمد کشوری
مدیر برنامه: دکتر محمدرضا ایزدیان
---------------------------------
Composer & Vocal : @sabasamimi
Back Vocals : Negar Faraji & Negin Goodarzi
Piano : Negar Faraji
Lyrics : Mazyar Abaee
Mix & Mastering : Kaveh Abedin
Redocd : SABA Studio - Kaveh Abedin - Maziar Babashi
Video Art : Pooya Hashemi
Light : Mohammad Keshvari
Manager : @Dr_izadian ( +1 818 435 6575 )
