💌 دلنوت
Ir al canal en Telegram
دلنوت (Delnote) اشعار و نوشتههای زیبا و ماندگار منتشر میکند. در انتشار زیباییهای دنیا با معرفی ما به دوستانتان سهیم باشید https://t.me/delnote
Mostrar más940
Suscriptores
-124 horas
Sin datos7 días
+1730 días
Archivo de publicaciones
940
یکوقتهایی هم که دلت گرفت، دل بده به دلِ زندگی و خیلی ساده، خودت را با دلخوشیهای معمولیِ پیشپاافتاده سرگرم کن، چای دم کن، غذای مورد علاقهات را بپز، خانه را گردگیری کن، قفسهی کتابها را مرتب کن، به گلها آب بده. چه اشکالی دارد آدم در دل همان روزمرگیهای جزئی زندگی، شفای درونِ خودش را پیدا کند؟
#نرگس_صرافیانطوفان
@delnote
940
فکر نکن کسی که به تو دلداری میدهد، خودش هیچ غم و غصهای ندارد و زندگیاش آینهی همان واژگان ساده و آرامی است که به زبان میآورد؛ واژگانی که گاه به تو کمک میکنند. مَشِقّات و غصههای زندگی او به مراتب بیشتر از زندگی توست و وضع تو به مراتب بهتر از اوست. اگر غیر از این بود، هرگز نمیتوانست آن واژگان تسلیبخش را پیدا کند تا به تو بگوید.
#راینر_ماریا_ریلکه
نامه به فرانتس کاپوس
@delnote
940
♥️
_باقر: اینها که گفتند روزهای خوبی در راه است! یادت نیست؟ خودشان گفتند، توی چشمهایمان زل زدند و گفتند روزهای خوب در راه است. پس چه شد؟
_یونس: یادم هست، خوب هم یادم هست. گفتند روزهای خوب، اما نگفتند برای چه کسی! روزهای خوب؛ نه برای ما، برای خودشان. دروغ که نگفتهاند...
رمان بعد از ابر
#بابک_زمانی
@delnote
940
♥️
هر چه مینویسم پنداری دلم خوش نیست و بیشتر آنچه در این روزها نبشتم همه آن است که یقین ندانم که نبشتنش بهتر است از نانبشتنش.
ای دوست نه هر چه درست و صواب بود، روا بود که بگویند... و نباید که در بحری افکنم خود را که ساحلش بدید نبود، و چیزها نویسم بیخود که چون واخود آیم بر آن پریشان باشم و رنجور.
ای دوست میترسم- و جای ترس است از مکر سرنوشت.... حقا، و به حرمت دوستی، که نمیدانم که این که مینویسم راه سعادت است که میروم یا راه شقاوت؟
و حقا، که نمیدانم که این که نبشتم طاعت است یا معصیت؟
کاشکی، یکبارگی، نادانی شدمی تا از خود خلاصی یافتمی!
چون در حرکت و سکون چیزی نویسم، رنجور شوم از آن بغایت!
و چون در معاملت راه خدا چیزی نویسم، هم رنجور شوم؛
چون احوال عاشقان نویسم نشاید؛
چون احوال عاقلان نویسم، هم، نشاید؛
و هر چه نویسم هم نشاید؛
و اگر هیچ ننویسم هم نشاید؛
و اگر گویم نشاید؛
و اگر خاموش گردم هم نشاید؛
و اگر این واگویم نشاید و اگر وانگویم هم نشاید
...و اگر خاموش شوم هم نشاید!»
نامههای عینالقضات
@delnote
940
♥️
هر کس به تماشایی رفتند به صحرایی
ما را که تو منظوری خاطر نرود جایی
یا چشم نمیبیند یا راه نمیداند
هر کاو به وجود خود دارد ز تو پروایی
دیوانه عشقت را جایی نظر افتادهست
کآنجا نتواند رفت اندیشه دانایی
امید تو بیرون برد از دل همه امیدی
سودای تو خالی کرد از سر همه سودایی
زیبا ننماید سرو اندر نظر عقلش
آن کش نظری باشد با قامت زیبایی
گویند رفیقانم در عشق چه سر داری
گویم که سری دارم درباخته در پایی
زنهار نمیخواهم کز کشتن امانم ده
تا سیرترت بینم یک لحظه مدارایی
در پارس که تا بودهست از ولوله آسودهست
بیم است که برخیزد از حسن تو غوغایی
من دست نخواهم برد الا به سر زلفت
گر دسترسی باشد یک روز به یغمایی
گویند تمنایی از دوست بکن سعدی
جز دوست نخواهم کرد از دوست تمنایی
#سعدی
@delnote
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
