💌 دلنوت
Ir al canal en Telegram
دلنوت (Delnote) اشعار و نوشتههای زیبا و ماندگار منتشر میکند. در انتشار زیباییهای دنیا با معرفی ما به دوستانتان سهیم باشید https://t.me/delnote
Mostrar más941
Suscriptores
+224 horas
Sin datos7 días
+1730 días
Archivo de publicaciones
941
دارم میروم تهران.
من که آرزو میکردم قلبم به سبکی هوای کوهستان باشد، حالا به سنگینی کوه است. در ته دریا، در تاریکی اعماق. غصه میخورم. دور و برم زشت و شلخته است. نوعی دشمنی پنهان و آشکار، دانسته و نادانسته با زیبایی به چشم میخورد.
در تهران پیش پری و جهانگیرم. هنوز شهر و چندان کسی را ندیدم. امروز عصر یک ساعتی در شمیران راه رفتم. همان جاهای آشنای ناآشنا. در کوچهباغهای پاییندست نیاوران گم شدم. ولی در همهحال کوه را پشت سرم حس کردم. پشتم بلند بود و به آسمان میرسید. هوا سبک بود و به دل مینشست و سبزهی برگها از آب و آئینه شفافتر مینمود اما من دلم گرفته بود. نمیدانم چرا از همهچیز غصه میخورم؟
#شاهرخ_مسکوب
روزها در راه
@delnote
941
♥️
جنگ با بیانیه و خبر، شروع و تمام نمیشود. زود میرسد و دیر میرود. اصلا شاید هیچوقت آثارش نرود. چون بر تمام لحظههای زندگی تاثیر میگذارد. نترسیدن از جنگ، فضیلت نیست! باید از جنگ ترسید و همه را ترساند تا هیچ حکومتی به راحتی نتواند با هیچ مصلحتی تن دادن به جنگ را توجیه یا تحمیل کند. باید روایت کنیم و از جنگ و ترسهایش در شبکههای اجتماعی بنویسیم…
#منصوره_حسینییگانه
@delnote
941
آرام باش عزیز من
آرام باش
حکایت دریاست زندگی
گاهی درخشش آفتاب
برق و بوی نمک، ترشح شادمانی
گاهی هم فرو میرویم
چشمهایمان را میبندیم، همه جا تاریکی است
آرام باش عزیز من
آرام باش
دوباره سر از آب بیرون میآوریم
و تلالو آفتاب را میبینیم
زیر بوتهای از برف
که این دفعه
درست از جایی که تو دوست داری، طالع میشود
آرام باش عزیز من
آرام باش.
#شمس_لنگرودی
@delnote
941
♥️
سِرّ برجای ماندن ایران چیست؟
[یک نقطهٔ مرموز در کلّ تاریخ ایران]
ایران، از سه هزار سال پیش بدینسو هیچ زمان نبوده است که در صحنهٔ تاریخ جهان حاضر نباشد. یک ملّت چقدر میتواند پست و بلند و افت و خیز و رنج و آزمون داشته باشد، و باز بماند؟
از نفَس بیفتد، ولی از پا نیفتد؟ چون به حکم جغرافیا در قلب حوادث جهان بوده، از چهار سو فشار بر او وارد میشده، با اینحال، از میدان به در نمیرفته.
.
از کاخ آپادانا تا خانهٔ گِلی حافظ در شیراز، فاصلهٔ چندانی نیست؛ زمانی مُلکِ مرئی را در زیر سیطرهٔ خود داشته، زمانی مُلکِ معنی را.
.
یک نقطهٔ مرموز در کلّ تاریخ ایران است و آن سرّ بر جای ماندن اوست. چگونه بوده که وقتی همهٔ درها به رویَش بسته مینموده است، باز دریچهٔ نامنتظری باز میشده که او بتواند خود را از طریق آن برهاند؟ چنین مینماید که هرگاه لازم میشده، او ادامهٔ حیات ایرانیَش را به بهای گرانی میخریده.
این بها، «شکیبائی در مصائب» بوده است.
بدینگونه، آنچه را که «مشی ایران» میتوان خواند، به نیروی نو شدن و «باز آفرینی بر حسب مقتضیّات» تضمین میگردیده.
منظورم از «بازآفرینی بر حسب مقتضیّات» آن است که اقتضای اوضاع و احوال جدیدی که عارض گردیده، پاس داشته شود، بیآنکه اصلِ «مشی» تغییر یابد.
[اصل مشی ایرانی ماندن]
ظواهر تغییر میکرد، ولی او آن را مهم نمیدانست، پس از چندی و پس از یک انحنای مختصر، باز همان مسیر پیشین در پیش گرفته میشد.
سرباز ایران؛ زندهیاد استاد محمدعلی اسلامی ندوشن
سخنها را بشنویم، صص ۴۶-۴۵
#ایران
@delnote
¡Ya disponible! Investigación de Telegram 2025 — los principales insights del año 
