es
Feedback
🔊 polyphonic channel 🎥

🔊 polyphonic channel 🎥

Ir al canal en Telegram

فراتر از موسيقی ببينيم و بشنويم.....در اولين كانال تخصصی موسيقی كلاسيك در تلگرام اولين فايل: https://t.me/polyphonicchannel/16 @schayli

Mostrar más
6 852
Suscriptores
+124 horas
+77 días
-730 días
Archivo de publicaciones
NZFXWDxj0xRsJlrmaYtJ+BRBHSy4l6bM.m4a17.93 MB

smgig3Gf9QCBJXxwYcbA+FIackkOX2BU.m4a11.57 MB

2_5469959903101625516.m4a4.74 MB

«گپ و گفت موسیقیایی 🎵» اشتراک آثار مورد علاقتون ، مقالات ، کتاب و..... 🆔 شناسه: https://ble.ir/polyphonic در بله گروه زدم عضو بشید و برای دوستاتون بفرستید ممنونم

دوستان امیدوارم حال و احوالتون خوب باشه در این اوضاع نابسامانی فعالیت ها کاملا مختل شده

سلام دوستان و همراهان 🌺 ممنون که همچنان با کانال همراه هستین! متاسفانه سرعت آپلود خیلی پایین و فایل ها هم نسبتا سنگین :( توی روز های آتی سعی می کنم بیشتر فایل صوتی آپلود کنم. با تشکر

G2NXaU5y9cNssEEeU8zj+mkxBBrSnYRA.m4a5.09 MB

+2
Sibelius – Symphony No. 2 in D major, Op. 43: I. Allegretto (RPO / Barbirolli)

حالتان صحت مند باد 💔

این سمفونی سه موومان داره و هر کدومش بر اساس یک متن آوازیه (برای سوپرانو و ارکستر). متن‌ها همشون لهستانی‌ان و مضمون مشترکشون سوگ، مادر، فقدان و رنج انسانیه. موومان اول 📜 متن از یک مرثیهٔ قرن پانزدهمی: گفت‌وگوی حضرت مریم با مسیحِ مصلوب مریم مثل یک مادر داغدار با پسرش حرف می‌زنه و از دردش می‌گه. 👉 مضمون: رنجِ مادر از دیدن درد فرزند سوگی مذهبی، عمیق و بسیار آرام موومان دوم 📜 متن از نوشته‌ای روی دیوار زندان گشتاپو در جنگ جهانی دوم دختری ۱۸ ساله به نام هلنا بلاژوشیاکونا این جمله رو قبل از اعدام نوشته: «ای مادر، گریه نکن، مادر پاک آسمانی همیشه پشتیبان من است.» 👉 مضمون: ترس، امید، وداع دختری که به مادرش دل‌داری می‌ده، نه برعکس اینجا سمفونی به‌وضوح به هولوکاست و جنایت‌های جنگ اشاره می‌کنه، بدون این‌که مستقیم شعار بده. موومان سوم 📜 متن از یک ترانهٔ فولکلور لهستانی مادری دنبال پسرش می‌گرده که در جنگ کشته شده. 👉 مضمون: سوگ بعد از جنگ اندوهی زمینی، انسانی، نه مذهبی

Henryk Górecki (1933-2010) Symphony No. 3 Op. 36 Symphony No. 3 Op. 36 « Symphony of Sorrowful Songs » 00:00​ I. Lento - Sostenuto tranquillo ma cantabile 26:30​ II. Lento e largo - Tranquillissimo 36:08​ III. Lento - Cantabile semplice Soprano : Dawn Upshaw London Sinfonietta Conductor : David Zinman Recorded in 1991

در زندگی مدرن، انسان با بحرانی عمیق در معنای زندگی روبه‌روست؛ جهانی که در آن ایدئولوژی‌ها رنگ باخته‌اند، طبیعت و ارزش‌ها فرسوده شده‌اند و اعتماد به هر چیز، از جمله به خودِ انسان، رو به زوال است. در چنین وضعیتی، فرد در میان انبوه انتخاب‌ها عملاً ناتوان از انتخاب می‌شود؛ نه امیدی هست که به آن چنگ بزند، نه حتی یک نیهیلیسم منسجم که بتواند بر آن تکیه کند. این تجربه، وضعیت انسانی را شکل می‌دهد که در شلوغ‌ترین دوران تاریخ، بیش از هر زمان دیگری احساس تنهایی، سردرگمی و بی‌جهتی می‌کند. شاید همین است که زندگی امروز ما را به تأملی دوباره دعوت می‌کند: اینکه در جهانی آرام اما فروپاشیده، چطور می‌توان دوباره معنایی ساخت و نسبتی تازه با خود و جهان پیدا کرد.

György Kurtág : ΣΤΉΛΗ (Stele)

Ode to birds and rainbow

این سال جدید میلادی امروز مرا لاجرم مجبور کرد پلی را میان دو اثر ایجاد کنم ،یعنی امروز صبح یاد این دو اثر افتادم. :) اثری از تاکاشی یوشیماتسو آهنگساز ژاپنی که خوشبینانه و روشن و رویاگونه فضایی را آزادانه خلق کرده و اثری از کورتاگ آهنگساز مجارستانی. بی شک فضای ذهنیم به کورتاگ نزدیک‌تر بود این اثر از نظر من به اصرار انسان بر غایت‌مندی اشتباهاتش گناهانش خونریزی‌هایش بی‌کفایایتی‌هایش تاکید بسیار دارد.چنان که نام اثر stele است که به زبان استعاری سنگی ایستا را توصیف می کند سنگی که مانند استله حمورابی پیام و کلماتش تا ابد به یک‌ شکل باقی خواهد ماند. امروز ناامید تر از پیش بودم که این فضای خفقان که به قول ابتهاج دیواری سخت و سیاه است که که چو بر می‌کشم از سینه نفس‌ ، نفسم را بر می‌گرداند جایی که پرواز فکر و اندیشه در همین چند قدمی باقی می ماند این اثر با سکوت های ممتد ملودی های تکرار شونده آخر قطعه فقط بر یک چیز تاکید دارد و آن ها ایستایی هر چیزی است حتی معنا.

روز خوش دوستان عزیز 💕 نه تو می مانی و نه اندوه ، و نه هیچ یک از مردم این آبادی! به حباب نگران لب یک رود قسم، و به کوتاهی آن لحظه ی شادی که گذشت، غصه هم می گذرد،! آنچنانی که فقط خاطره ای خواهد ماند، لحظه ها عریانند . به تن لحظه خود، جامه اندوه مپوشان هرگز…

ترجمه : کدامین نیرویی که این گونه مرا، از ژرفا چنین ناخواسته و کُند از بسترهای برفِ جاودان به بالا کشانده‌ای؟ نمی‌بینی چقدر متحیرانه زار و نزار و شکسته شده‌ام؟ چقدر ناتوان از تاب آوردن این سرمای گزنده؟ به‌سختی می‌توانم حرکت کنم یا حتی نفسی بکشم. بگذار… بگذار دوباره در یخ تا مرگ منجمد شوم.

اثر cold song از purcell قرن هفدهم قطعه اثر منجمد با ریتمی شکسته و یا همراه با استکاتو یادآور بدنی سرد و منجمد شده زمانی که نفس به سختی دم و بازدم میشود

تلاش من برای خواندن در کلیسایی قاجاری در همدان کم و کاستی ها را ببخشید 😀 خواننده نیستم

🔊 polyphonic channel 🎥 - Estadísticas y analítica del canal de Telegram @polyphonicchannel