es
Feedback
Morphin™ | مورفین

Morphin™ | مورفین

Ir al canal en Telegram

به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram Morphin™ | مورفین

El canal Morphin™ | مورفین (@morphin_graphy) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 19 744 suscriptores, ocupando la posición 1 620 en la categoría Arte y diseño y el puesto 16 965 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 19 744 suscriptores.

Según los últimos datos del 15 junio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -234, y en las últimas 24 horas de -4, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 0%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 4.46% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 0 visualizaciones. En el primer día suele acumular 880 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 0.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como کس, وقت, آدم, چیز, آدما.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 16 junio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Arte y diseño.

19 744
Suscriptores
-424 horas
-297 días
-23430 días
Archivo de publicaciones
آرزو میکنم که برای خودت کافی باشی و با آدم‌های اشتباه معاشرت نکنی و به آدم‌های اشتباه دل نبندی. آرزو میکنم ناامید و دلسرد نشی و در هر شرایطی جنگیدن و ادامه‌دادن رو بلد باشی. آرزو میکنم غم‌های بزرگی نداشته‌ باشی و غم‌های کوچیکت، با چند اتفاق زیبا فراموش بشن. آرزو میکنم انگیزه و دلخوشی‌های زیادی داشته‌باشی و آدم‌های خوب زیادی اطرافت باشن و دلایل زیادی برای لبخند زدن و آروم بودن داشته‌باشی. آرزو میکنم بلندپرواز باشی و همیشه هدفای بزرگی انتخاب کنی و برای تمام سختی‌های مسیرت ، آماده باشی❤️

یک امتحان ساده برای ارزیابی خودتون... جای ساعت دیواری خونتون رو عوض کنین میبینید که تا ماه ها هنوز روی دیوار ناخوداگاه دنبالش میگردین!!! ذهن شما برای قبول و پردازش تغییر یک ساعت ساده و بی احساس نیاز به چند ماه زمان داره پس انتظار نداشته باشید تغییرات بزرگتر را در زمان کوتاه و بدون مشکل قبول کند. هرگز. هرگز.. هرگز... ناامید نشید...

اونی که زنده از توی تاریکی بیرون میاد؛ دیگه نور گدایی نمی‌کنه...

اتفاقا اگه میخواستیم ماهم میتونستیم میتونستیم دروغ بگیم، بازی در بیاریم سیاست به کار ببریم و کسی برامون مهم نباشه، ماهم میتونستیم پشت همه صفحه بذاریم و تهش حق به جانب بشیم ماهم میتونستیم فقط دنبال نفع خودمون باشیم بد بودن کاری نداره اما اینکه با وجدان رفتار کنی حتی وقتی همه خلافشن سخته که خیلیا نمیتونن و شخصیتشو ندارن...

‏آدم‌‌ در بزرگسالی یاد میگیره که گاهی دوستی‌ها منقضی میشن. تقصیر کسی هم نیست. ‏انگار عمرش تموم میشه و یواش‌یواش میمیره، بدون اینکه دلخوری‌ای پیش اومده باشه.

آدم‌ها گِله می‌کنن، چون مایل‌ان چیزی رو بفهمن و ترمیم کنن. «در گِله‌کردن، میل به آشتی» هست. اما وقتی دیگه نمی‌رنجم، معنیش این نیست که قوی شدم بلکه معنیش اینه که چیزی به پایان رسیده و «من دیگه اینجا نیستم»!

يادت باشه هیچکس یه روز صبح بیدار نمی‌شه بگه: «پاشم برم خیانت کنم.» خيانت، تصمیم یه لحظه نیست؛ يه مسیر بی‌صداست که از یه گله‌ی کوچیک، یه پیام ساده، یه درد دل بیجا شروع می‌شه و کم‌کم، مرزها جابه‌جا می‌شن. یه روز به خودت میای میبینی وسط رابطه ای هستی که حتی نخواستی شروعش کنی ولی ادامه‌ش دادی، چون حرفت رو میفهمید. اما بدون... در هر خیانت، یه لحظه هست که میتونستی "برگردی" فقط باید شجاعتش رو پیدا میکردی که بگی: «من دارم از مسیر خودم دور میشم.»

قهوه‌اش را تمام کرد و گفت: "چطور انقدر خوب دیگران را دلداری می‌دهی؟" خندیدم و گفتم حرفایی را میزنم که دوست داشتم دیگران به من بگویند.

هیچوقت جایی که نمیخوانتون، نرید. خودتون رو خرج ادمی که براتون ارزش قائل نیست، نکنید. به ادمها بیشتر از ارزششون بها ندید. تا کاری رو ازتون نخواستند، انجام ندید. اگر در کاری تخصص دارید، مجانی انجام ندید. بیشتر از اون حدی که بهتون لطف کردند، لطف نکنید.

موقعی که در مورد آدم اصيل صحبت میکنیم، داریم از کسی میگیم که... بی دلیل و منت خوب و مهربونه نه فقط وقتی که منفعتی داره! خوبی های اطرافیانش رو میگه نه اینکه تلاش کنه با تحقیرشون خودش رو بالا بکشه و دیده بشه! دنبال خودنمایی و شوآف نیست چون نیازی نداره تا با جلب توجه کمبودهاش رو جبران کنه! برای انسان ها ارزش قائله و به شخصیتشون احترام میگذاره نه اینکه ببینه کی به دردش میخوره و برای اون خود شیرینی کنه! آدم اصیل اسمش روشه! چون نیاز به ادا و تظاهر نداره تا عقده های درونیش رو پوشش بده لطفا اصیل باشیم...

یکی از نشونه‌های رابطه سالم اینه که: وقتی پارتنرت می‌گه یه چیزی ناراحتش کرده، حتی اگه به چشم تو خیلی کوچیک یا بی‌معنی بیاد، مهم حس اونه نه قضاوت تو. تو رابطه سالم ما یاد می‌گیریم به تجربه درونی طرف مقابل احترام بذاریم، حتی اگر با نگاه ما یکی نباشه. اینکه بگی «بزرگش نکن» یا «چیزی نیست» یعنی تنهاش گذاشتی. اما وقتی کنارش می‌مونی، حتی توی همون دلخوری ساده، داری نشون می‌دی چقدر ارزشمنده برات.

به هر کسی هر چقدر هم که احترام بذاری و بهش محبت کنی در آخر اون آدم به اندازه فهم و شعورش با تو رفتار می‌کنه پس به خودت خورده نگیر که چرا فلانی بعد از اون همه محبت و خوبی فلان کارو کرد یا فلان رفتار ازش سر زد

ناگهان به خودم آمدم و خودم را میان یک مشت گرگ یافتم و با خودم گفتم: من بین این‌ها چه‌کار می‌کنم؟! انگار در آن جمع، فقط من بودم که هیچ از سیاست نمی‌فهمیدم و فقط من بودم که برای هیچ‌کس بد نمی‌خواستم... ناگهان به خودم آمدم و دلم خواست بدون هیچ حرف و توضیحی آن‌جا را ترک کنم و برای همیشه به خلوت آرام و بی‌آزار خودم برگردم. خیره ایستاده‌بودم و داشتم نگاه می‌کردم که نیاز به بقا، آدم‌ها را تا کدامین مرحله پایین کشیده و چطور برای یک لقمه نانِ بیشتر، کالبد روان یکدیگر را می‌درند و از روی پیکر احساسات هم رد می‌شوند و مراعات هیچ چیز را نمی‌کنند. من خیره ایستاده‌بودم و داشتم نگاه می‌کردم و کودک درونم کنجی پناه گرفته‌بود و می‌لرزید. ناگهان به خودت می‌آیی و می‌‌فهمی جای تو، در آن نقطه‌ که ایستاده‌ای نیست و با ماندن در بعضی محیط‌های اشتباه، فقط به احساسات و خلاقیت و شخصیت خودت آسیب می‌زنی... #نرگس_صرافیان_طوفان

این شعر وحشی بافقی یکی از قشنگ ترین چیزاییه که خوندم: « ما چون ز دری پای کشیدیم، کشیدیم امید ز هر کس که بریدیم، بریدیم دل نیست کبوتر که چو برخاست نِشیند از گوشهٔ بامی که پریدیم، پریدیم... »

اینو بفرست سیو مسیج ک هر روز بخونیش: هروقت حس کردی کسی داره ازت دوری می‌کنه ؛ دیگه هیچوقت مزاحمش نشو. ارزش تو بیشتر از اینه که بخوای خودتو به زور تو دل کسی جا کنی.

اصلا نیازی به تلافی نیست؛ همین که بعد من انقدر حقیر و بدبخت شدی که رفتی چسبیدی به کسایی که، تا دیروز پشتشون پیش من حرف می زدی، کافیه...

با آدم‌های هم سطح خودتون بگردین هم سطح از نظر : اصالت، فرهنگ، رفتار، شخصیت، ادب، طرز فکر حواستون باشه این خیلی مهمه...!

"من به خودم افتخار میکنم" برای راهی که اومدم، دقیقا همون جایی که میتونستم وایسم! برای کارایی که میتونستم مثل خيليا انجام بدم ولی عقایدم مانعش شدن... برای روزای سختی که شرایط برای جا زدن فراهم بود ولی پا پس نکشیدم! برای صبر و امیدی که همچنان پابرجاست برای استقلالی که برای داشتنش جنگیدم... برای روزایی که که زیادتر از سنم زندگیشون کردم و سختی کشیدم...

همیشه اونی که کوتاه میاد و چیزی نمیگه لال نیست... شاید داره جون میکنه یه چیزی رو حفظ کنه به اسم  " حرمت "

هیچکس حق اینو نداره که قضاوتت کنه؛ چون هیچکس واقعا نمیدونه که تو چی کشیدی؛ اونا شاید جریان هارو شنیده باشن، ولی اون حسی که تو قلبت احساسش کردی رو احساس نکردن...