es
Feedback
Morphin™ | مورفین

Morphin™ | مورفین

Ir al canal en Telegram

به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Mostrar más

📈 Análisis del canal de Telegram Morphin™ | مورفین

El canal Morphin™ | مورفین (@morphin_graphy) en el segmento lingüístico de Farsi es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 19 679 suscriptores, ocupando la posición 1 617 en la categoría Arte y diseño y el puesto 16 981 en la región Irán.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 19 679 suscriptores.

Según los últimos datos del 06 julio, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de -112, y en las últimas 24 horas de -6, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 10.08%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 4.04% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 1 984 visualizaciones. En el primer día suele acumular 795 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 22.
  • Intereses temáticos: El contenido se centra en temas clave como کس, وقت, آدم, چیز, آدما.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
به کانال مورفین خوش آمدید🌸 ‌ ‌ آدرس اینستاگرام مورفین:👇 https://instagram.com/morphin.graphy

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 07 julio, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Arte y diseño.

19 679
Suscriptores
-624 horas
-67 días
-11230 días
Archivo de publicaciones

انسان ها رو با گردش زمان بشناس نه با گردش زبان

یه جمله ی خیلی قشنگ تو یه کتاب خوندم که نوشته بود: «همه چیز برای کسی که می داند چگونه صبر کند، به موقع اتفاق می افتد!» خلاصه که ریلکس باش، ببین، بشنو، بگذر، خرده نگیر و یادت بمونه که گاهی صبر خودِ تلاشه ✨♡

باشه ولی هیچ چیز خوشحال کننده ای جز تو وجود نداره :) 🩵

اگه الان ناراحتی، غصه داری، نگرانی، فکرت مشغوله ولی داری سخت تلاش میکنی و میجنگی مطمئن باش آخرش خوب میشه، قشنگ میشه، روشن میشه، زیبا میشه.. به قول مولانا: «اگر ابر ها گریه نمیکردن جنگل ها نمی خندیدن!»

همیشه وقتی بحثمون میشد دستام شروع میکرد به لرزیدن نمیتونستم خیلی خوب تایپ کنم... بهمش میگفتم زنگ بزنم حرف بزنیم و حلش کنیم؟ می‌گفت : نه نمیخوام صحبت کنم. مجبور میشدم یه نفس عمیق بکشم و خودمو کنترل کنم، دوباره شروع به تایپ کردن کنم تا از دلش دربیارم، مهم نبود بحث چیه! یا مقصر کیه... مهم این بود اون آدمی که ترس از دست دادن داشت من بودم پس باید همیشه معذرت میخواستم و سعی میکردم تا ازم دلخور نباشه... همه اون موقع ها میتونستم چهره اشو تو اون لحظه تصور کنم! انگار یه پادشاه نشسته و یه خرابکار التماسش میکنه که عفو شه!!! اما دوست داشتن دست و بالمو بسته بود.. نمیذاشت اون کلمه معروفه که همه رابطه ها رو به آخر رسوند رو بگم‌ و خلاص شم از این هم التماس و تمنا و بگم « به درک » میموندم و خواهش میکردن ازش تا دوباره اون بله گفتنا بشه جانم... هی مینوشتم... هی مینوشتم... انقدر حال دلش آروم‌ بودکه تو صفحه چتمون نمیموند ببینه این منه درمونده بعد از دقیقه ها ایز تایپینک حرفم چیه... میشستم تو صفحه چتمون تا بالاخره بخونه.. وقتی میخوند و شروع به نوشتن میکرد، چشمامو میبستم تا دلشوره ام بیشتر نشه.. پیامو که میفرستاد اول آخرشو‌ میخوندم که نکنه گفته باشه خداحافظ برای همیشه.. وقتی میدیدم خبری از رفتن نیست‌، آروم میشدم... یه روز تو‌ همون جر و بحثا براش نوشتم، نوشتم.. اما نخوند، روزها نخوند... من روزها منتظر دیدن اون دو تا تیک لعنتی پایین پیام بودم.. یه روز خوند، یه روزی از روزا که دیگه یادم رفته بود منتظرش بودم.. جواب داد، منم خوندم.. اما دیگه از ذوق اشک تو چشام جمع نشد.. دیگه دلم نریخت.. اینبار من دیگه جواب ندادم هیچوقت جواب ندادم.. هنوزهم منتظره... ولی شاید یه روز بفهمه‌‌ هرچیزی باید سر ذوق و زمان خودش اتفاق بیوفته.

یچیزی میگمو میرم : دقت كردی از آب انتظار مزه نداريم شايد واسه همين اينقدر ميچسبه انتظار داشتن خيلی چيزا رو خراب ميكنه..!

نمیدونم منظورمو میفهمی یا نه؛ ولی یه آدمایی هستن که هم از بودنشون توی زندگیم اذیت میشم، هم از نبودنشون:)

یک چیزهایی هست که شما هیچ وقت نخواهید فهمید. چیزهای به ظاهر کم اهمیتی مثلِ اینکه چه کسی، در کدوم تاریخ، توی تونلِ شماره چندِ کدوم جاده با گوش دادن به چه موسیقی ای یادتون کرده🌱

من توی زندگیم آدم های زیادی رو خوشحال کردم که نمیدونستم خوشحالی من باعث ناراحتیشون میشه. من صدم رو گذاشتم؛ جایی که هیچکس صفرشم وسط نمیذاشت!

‏وقتی میگم یکی «یجوریه» لطفا نپرسین چجوری، چون اگه واژه‌ی بهتری بلد بودم همونو می‌گفتم، فقط بهم اعتماد کنید که طرف یجوریه

‏پول ندارم گفتناتونم مثل درس نخوندم گفتنای قبل امتحانتونه. با همتون قهرم.

‌‌قبل از ورود به یک رابطه جدی این سوال هارو از خودت بپرس: ۱- آیا زمان کافی برای این رابطه داری؟ اگر نه از چه کاری میخوای بزنی که وقتشو برای رابطت بذاری؟ یادت نره رابطه مثل یک گل میمونه و نیاز به زمان و مراقبت داره ۲- آیا اعصاب و آمادگی ایجاد مکالمات طولانی برای حل کردن مسائل و مشکلات رابطه رو داری؟ ۳- آیا حاضری که یک سری محدودیت‌هارو بدون منت در زندگیت اعمال کنی؟ ۴- آیا برای ورود به یک رابطه عاطفی، از لحاظ رفتاری و شخصیتی به بلوغ و پختگی کامل رسیدی؟ ۵- آیا آمادگی اینو داری که در صورت بروز مشکل در رابطه نگی من همینی ام که "هستم و رفتارت رو در جهت درست شدن اوضاع تغییر بدی؟ ۶- آیا آمادگی اولویت دادن به نیازها و خواسته های یک فرد دیگه به اندازه نیازها و خواسته های خودت رو داری؟ ۷- آیا آمادگی اینو داری که وقتی دوره ماه عسل رابطه تموم شد و هیجانات اولیه فروکش کرد، برای زنده نگه داشتن صمیمت و جذابیت در رابطه تلاش کنی؟ + و اگر جوابش مثبت بود وارد رابطه بشو!

مهم‌تر از پیاده‌روی و خوردن غذای سالم و نکشیدن سیگار و رعایت روتین پوستی و ورزش کردن، اینه که یاد بگیری آدمیزاد یکی از غریبه می‌خوره، ده تا از آشنا، صدتا از خودش...!

"He who leaves in anger always finds a way back. But the one who left you coldly will never come back! «اونی که با عصبانیت گذاشته رفته همیشه راه برگشت رو پیدا می‌کنه. ولی اونی که در عین خونسردی ترکت کرده دیگه هیچ‌وقت برنمی‌گرده!

از آدمایی خوشم میاد که میان میگن: ازت خوشم میاد، ازت بدم میاد، دلم برات تنگ شده، معذرت می‌خوام، اشتباه کردم، الان راحت نیستم حرف بزنم، نمی‌خوام باهات ارتباط داشته باشم؛ اینا روابط انسانی رو پیچیده نمی‌کنن.

یه دیالوگ فوق العاده تو فیلم Her بود که می گفت: «بعضی وقتا فکر می‌کنم همه‌ی احساساتی که لازمه رو؛ تجربه کردم و از این‌جا به بعد دیگه احساس جدیدی نخواهم داشت. هرچی هست فقط یه نسخه ضعیف‌تر از احساساتیه که قبلا داشتم؛ بخاطر همینه که دیگه چیزی نمی تونه تحت تاثیرم قرار بده.» و چقد خوب منو توصیف کرد.

تو بوی رنگی؛ تو بوی چوبی؛ تو بوی کتابی؛ تو ترکیب قشنگ خاک و بارونی؛ تو مثل ته دیگ ماکارونی؛ ترکیب خفن نون و پنیر خامه ای و سبزی؛ تو مثل یه آسمون آبی با ابرای تیکه تیکه شده ای؛ تو به اندازه نوازش انگشت رو کلیدای پیانو قشنگی؛ تو مثل یه مسافرت با رفیقایی؛ به اندازه آهنگ مورد علاقم بهم آرامش می‌دی؛ تو مثل هر چی حس خوبه تو زندگی منی، تو همه قشنگی های زندگی واسه منی... ✨❤️

یادت باشه فاصلتونو با آدما حفظ کنید .. عطار هم گفته: دورِ دور مَرو که مهجور گردی نزدیکِ نزدیک مَیا که رنجور گردی