es
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

Ir al canal en Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

Mostrar más
2 682
Suscriptores
+424 horas
+27 días
+330 días
Archivo de publicaciones
‌👆🏼 یکی از پدیده‌هایی که سال‌هاست بنده با آن آشنا هستم، پدیدهٔ Hater یا «نفرت‌پراکن» است. افرادی که به واسطۀ مسائل روحی و روانی‌شان دچار خشم و نفرت هستند و اگر فرصت و مجال پیدا کنند، آن خشم و نفرت را به شیوه‌های متنوع سعی می‌کنند ارضاء کنند. اگر حوصله و فرصتش را داشتم، پادکستی جامع در این مورد می‌گفتم. اما حال که فرصتش و حوصله‌اش نیست، به همین مقالۀ کوتاه که فایل آن در بالای این متن آمده اکتفا کنیم تا ریشه‌های چنین وضعیت روانی‌ای را بشناسیم. اگر hater هستید، اذعان و اعتراف کنید پیش خودتان، و سپس به فکر درمان خودتان بیفتید. اگر خودتان hater نیستید و در اطرافیان‌تان می‌بینیدشان، روش تعامل و رفتار صحیح با آنها را بیاموزید. روش بنده، تا جای ممکن، روشی‌ست که از کتاب "مثنوی معنوی"(که آن هم از قرآن است) آموخته‌ام: «اهد قومی انهم لایعلمون». هم برای خود و هم در تعامل با ایشان. مقالهٔ فوق را بخوانید. @PanevisDotCom

دربارهٔ لزوم آموزش دیدن و مهارت کسب کردن در امور زندگی و تعاملات انسانی @PanevisDotCom

غزلی از شمس‌الدین محمد ‌

‌ کسی از دوستان هست که امروز از تهران راهی اصفهان باشد و در ماشینش یک نفر جا داشته باشد؟ ‌
‌ کسی از دوستان هست که امروز از تهران راهی اصفهان باشد و در ماشینش یک نفر جا داشته باشد؟ ‌

‌ این کتاب را در گروه «رابطه»، ذیل تاپیک «خودشیفتگی و رابطه»، در جلسات لایو خواهیم خواند و بررسی خواهیم کرد. از اصلی‌ترین شنا
‌ این کتاب را در گروه «رابطه»، ذیل تاپیک «خودشیفتگی و رابطه»، در جلسات لایو خواهیم خواند و بررسی خواهیم کرد. از اصلی‌ترین شناخت‌ها، شناخت ویژگی‌های خودشیفتگی است. و سپس تعیین حد و مرز. موضوع تعیین حد و مرز نیز از مهم‌ترین موضوعاتی‌ست که باید عمیقاً در مورد آن خودتان را آموزش دهید. در آن مهارت پیدا کنید. لذا برای این موضوع نیز پرونده‌ای مفصل باز خواهیم کرد. دوستانی که می‌خواهند عضو گروه رابطه شوند و از این جمع‌خوانی و بررسی‌های گروهی استفاده کنند، با »ادمین طوبیٰ« هماهنگ کنند. عضویت در گروه «رابطه» رایگان است برای اعضای همۀ دوره‌های این مجموعه. @PanevisDotCom

از دل هر امر معنوی که سازماندهی شود، فساد لاجرم بیرون خواهد آمد. موضوعات: آفت، معنویت، استاد معنوی، اتوریته، عدم دسترسی، بت سازی، تیز کردن آتش مخاطب، انحطاط، عدم صمیمیت @PanevisDotCom

‌ The book featured in the image above, recently published by the Krishnamurti Institute, stands as a stark contradiction to the very essence of Krishnamurti's teachings. The title itself, promising a path to peace, reveals a troubling deviation from his philosophy. For those acquainted with Krishnamurti's insights, this title is a betrayal of his core message. He famously said, "there is no how," emphasizing that the pursuit of methods or systems is an invitation to decay. To seek a prescribed path is to drift away from true understanding; it is to engage in a futile search that distracts from the profound truth of the present moment. The title's emphasis on "finding" is another misstep, catering more to market demands than to the spirit of Krishnamurti's work. The notion of "seeking and finding" appeals to the mind's desire for instruction, promising results through effort—a seductive illusion that leads one further from the truth. It is a form of self-deception, a way to evade confronting the deeper issues by engaging in the superficial pursuit of methods. This is the tragedy of institutions. Over time, what was once a pure message inevitably becomes distorted. The drive to sell, to attract audiences, gradually overshadows the original principles. Krishnamurti himself warned of the dangers of organized religion, and now we witness his own institution succumbing to the very decline he foresaw. In the end, what remains is a cautionary tale: the teachings are sacrificed for the survival of the organization, and the truth is lost in the noise of the marketplace. @PanevisDotCom

‌ نقد بر عملکرد موسسهٔ نشر آثار جیدو کریشنامورتی کتابی که جلد آن را در تصویر فوق می‌بینید اخیراً توسط موسسۀ کریشنامورتی منتشر
‌ نقد بر عملکرد موسسهٔ نشر آثار جیدو کریشنامورتی کتابی که جلد آن را در تصویر فوق می‌بینید اخیراً توسط موسسۀ کریشنامورتی منتشر شده است. به عنوان بازاری کتاب توجه کنید: «چگونه صلح را بیابیم». شما اگر اندکی با سخن کریشنامورتی آشنا باشید، متوجه می‌شوید این موسسه چطور دارد با نام‌گذاری کتاب با چنین عنوانی آموزه‌های وی را نقض می‌کند. کریشنامورتی یک عمر گفت که «چگونه‌ای وجود ندارد»، «وقتی می‌پرسی "چگونه؟"، خواهان سیستم هستی و لذا در حال فراخوان پوسیدگی هستی.»، دنبال روش بودن، علی رغم جذابیتش، راهی عبث است. حال می‌بینیم موسسهٔ وی نیز بازار فروش برایش اهمیتی بیش از جان‌مایۀ سخن خود نویسنده را پیدا کرده است. نکتۀ دیگرِ این عنوان، «یافتن» است. این هم خبط دیگری‌ست که باز بخاطر هدف قرار دادن بازار است. "جستجو و یافتن" این سرگرمی جذاب برای ذهن. دستورالعمل‌ها برای ذهن جذاب هستند. «این کارها را بکن، و این نتیجه‌ها را بگیر.»! این است خودفریبی و فرار از فهم کردن مسئله و به جای آن، مشغول شدن به جستجو و چگونگی. موسسه‌ها مشکل‌شان همین است. هر چیزی سازماندهی شود، لاجرم پس از مدتی رو به فساد می‌برد و از جان آموزه‌ها دور می‌افتد. وقتی هدف فروش است و جذب مخاطب، اصل آموزه به حاشیه می‌رود. او خودش از انحطاط ادیان سازمان‌دهی‌شده می‌گفت و اکنون موسسه‌ای که خودش بنا نهاد دچار این معضل شده است. @PanevisDotCom

‌‌ دربارهٔ اقامت‌گاه کسریٰ دوستانی که مایل هستند در مورد اقامت‌گاهی که در حاشیۀ شهر فریدون‌شهر، که در سفر تابستانه‌مان به آنج
+9
‌‌ دربارهٔ اقامت‌گاه کسریٰ دوستانی که مایل هستند در مورد اقامت‌گاهی که در حاشیۀ شهر فریدون‌شهر، که در سفر تابستانه‌مان به آنجا رفتیم، بیشتر بدانند، خدمت‌شان عارضم که این اقامت‌گاه در روستایی با فاصلهٔ ده دقیقه از شهر فریدون‌شهر، در استان اصفهان، قرار دارد. با فریدون‌کنار که در شمال است اشتباه نگیرید! اقامت‌گاه کسریٰ واقع در روستای سیبک علاوه بر هوای خوب در فصل تابستان چشم‌اندازی بسیار زیبا به کوهستان، فکر می‌کنم شاهان کوه، دارد و منظره‌ای عالی، بکر و چشم‌نواز را پیش روی شما می‌گذارد. سرویسی که مدیر این اقامت‌گاه در این چند روز به ما ارائه دادند از هر نظر عالی بود. اتاق‌ها بسیار تمیز، غذاها از نظر حجم و کیفیت بسیار عالی و رفتار کارکنان نیز بسیار صمیمانه بود. در کنار اقامت‌گاه کسریٰ با فاصلهٔ چند دقیقه طبیعتی بکر و آرام برای پیاده‌روی و تماشای طلوع و غروب و مراقبه هست. همچنین شب‌ها با فاصلهٔ دو دقیقه از اقامت‌گاه می‌توانید بدون مزاحمت آلودگی نوری به تماشای آسمان شب پر از ستاره، راه شیری و اگر خوش‌اقبال باشید، به تماشای بارش شهابی بروید. آتشی روشن کنید و چای بگذارید و با دوستان‌تان شعر و ترانه بخوانید، یا اگر اهل خودشناسی و شنیدن صدای آتش باشید، سکوت کنید. (و بگذارید بعضی دوستان‌تان که خوابیده‌اند، راحت بخوابند!) با فاصلهٔ حدود نیم ساعته از روستای سیبک، انواع چشمه و آبشار هست، مانند آبشار زیبای پونه‌زار و طبیعت ساده و زیبای اطراف روستای سراب علیا. زیر سایۀ درختی کنار نهر آبی بنشینید و گفتگو و تفریح کنید، زیر رقص سایه‌های برگ‌های درخت کتابی بخوانید و سپس هندوانه‌ای بزنید. صفحهٔ اقامت‌گاه کسریٰ و شماره تماس مدیر خوب آنجا »اینجـاست«. @PanevisDotCom

+1
‌ در ستایش خواب از سفر فریدون‌شهر و روستای آرام سیبک برگشته‌ایم. جای دوستان خالی سفری پر از آرامش بود با اقامتگاه بسیار زیبا و دلنشین و روبه‌طبیعت و کوهستان. در این چند روز سفر، در کنار گفتگوهای جمعی دوستان علاقمند به خودشناسی، از طبیعت آن نیز بهره بردیم. می‌دانید، انسان وقتی در دامن طبیعت می‌رود، گویی سر در دامن مادرش گذاشته و آرام می‌گیرد. دلت می‌خواهد یک دل سیر در سکوت و هوای دلپذیر آن بخوابی. خواب، این طبیعی‌ترین و فطری‌ترین تراپیست سیستم عصبی و روان انسان. چنان آرامشی بر فرد مستولی می‌شود و چنان حضوری در دل چنین مکان‌های طبیعی‌ای رخ می‌دهد که سراسر سکوت است و یکی شدن. @PanevisDotCom

مثنوی معنوی دفتر پنجم حکایت آن گاو کی تنها در جزیره‌ای‌ست بزرگ، حق تعالی آن جزیرهٔ بزرگ را پر کند از نبات و ریاحین کی علفِ گاو باشد. تا به شب آن گاو همه را بخورَد و فربه شود چون کوه پاره‌ای. چون شب شود خوابش نبرَد از غصه و خوف کی همه صحرا را چریدم فردا چه خورم تا ازین غصه لاغر شود. هم‌چون خلال روز برخیزد همه صحرا را سبزتر و انبوه‌تر بیند از دی؛ باز بخورَد و فربه شود باز شبش همان غم بگیرد سالهاست کی او هم‌چنین می‌بیند و اعتماد نمی‌کند. @PanevisDotCom

حکایت آن گاو که تنها در جزیره‌ای‌ست بزرگ... یک جزیرهٔ سبز هست اندر جهان اندرو گاویست تنها خوش‌دهان جمله صحرا را چرد او تا به شب تا شود زفت و عظیم و مُنتَجَب شب ز اندیشه که «فردا چه خورم؟» گردد او چون تار مو لاغر ز غم چون برآید صبح گردد سبز دشت تا میان رُسته قَصیلِ سبز و کشت اندر افتد گاو با جوع البقَر تا به شب آن را چرد او سر به سر باز زفت و فربه و لَمتُر شود آن تنش از پیه و قوّت پُر شود باز شب اندر تب افتد از فَزَع تا شود لاغر ز خوف منتَجَع که چه خواهم خورد فردا وقت خوَر سالها اینست کار آن بقر هیچ نندیشد که چندین سال من می‌خورم زین سبزه‌زار و زین چمن هیچ روزی کم نیامد روزیَم چیست این ترس و غم و دلسوزیَم؟ باز چون شب می‌شود آن گاو زفت می‌شود لاغر که «آوه رزق رفت!» نفس آن گاوست و آن دشت این جهان کاو همی لاغر شود از خوف نان که چه خواهم خورد مستقبل عجب لوت فردا از کجا سازم طلب سالها خوردی و کم نامد ز خوَر ترک مستقبل کن و ماضی نگر لوت و پوت خورده را هم یاد آر منگر اندر غابر و کم باش زار مثنوی معنوی، دفتر پنجم روستای سردآب علیا @PanevisDotCom

آیا مایل هستید تراپیست(روان‌کاو) شما یک هوش مصنوعی باشد؟
Anonymous voting

‌ "آیا شما تراپیست دارید؟ آیا هرگز به این موضوع فکر می‌کنید که وی را با هوش مصنوعی جایگزین کنید؟ تصور کنید: یک هوش مصنوعی که
‌ "آیا شما تراپیست دارید؟ آیا هرگز به این موضوع فکر می‌کنید که وی را با هوش مصنوعی جایگزین کنید؟ تصور کنید: یک هوش مصنوعی که می‌تواند حجم عظیمی از داده‌های شما را تجزیه و تحلیل کند و به طور بالقوه شما را بهتر از خودتان بشناسد به طور شبانه‌روز در دسترس شماست، کاملاً شخصی‌سازی شده و احتمالاً ارزان‌تر از درمان سنتی نیز هست. اما سؤال بزرگ اینجاست: آیا یک ماشین واقعاً می‌تواند احساسات و تجربیات زندگی ما را درک کند؟ ارتباط انسانی را چطور؟ آیا این ارتباط حسی برای بهبودی حیاتی نیست؟ آیا به برنامه‌ای که عمیق‌ترین اسرار شما را در اختیار دارد اعتماد می‌کنید؟" در نظرسنجی زیر شرکت کنید. @PanevisDotCom

سلام، اگر کسی از دوستان لینک تلگرام پریمیوم دارد، پذیرای دریافت هستیم در جهت ارتقای کیفیت خدمات مجموعه کلاس‌های خودشناسی. ادمین: https://t.me/PanevisAdmin

‌‌ از ننگ چه گویی؟ که مرا نام ز ننگ است وز نام چه پرسی؟ که مرا ننگ ز نام است حافظ اگر فرصتی برایتان دست داد که تصویر اجتماعی‌تان(یا همان آبرو) از بین برود، جسارت و مردانگی به خرج دهید و در سکوت، خود را به آن جریان بسپارید. در پی دفاع برنیایید. این کار کارستان البته از به ندرت افرادی برمی‌آید چرا که آگاهی‌ای خرکی و جاافتاده را می‌طلبد. این فرصت، هدیه‌ای‌ست درخشان از زندگی. زیرکی کن و قدر فرصت را بدان! زین خرد جاهل همی باید شدن دست در دیوانگی باید زدن هرچه بینی سود خود زان می‌گریز زهر نوش و آب حیوان را بریز هر که بستاید تو را دشنام ده سود و سرمایه به مفلس وام ده ایمنی بگذار و جای خوف باش بگذر از ناموس و رسوا باش و فاش آزمودم عقل دور اندیش را بعد ازین دیوانه سازم خویش را @PanevisDotCom

آیا هنگام برنده شدن فرد یا تیمی «ملی» احساساتی می‌شوید و لذت می‌برید؟
Anonymous voting

‌ در نظرسنجی‌ای که در ادامه می‌آید شرکت کنید: @PanevisDotCom
‌ در نظرسنجی‌ای که در ادامه می‌آید شرکت کنید: @PanevisDotCom