es
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

Ir al canal en Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

Mostrar más
2 680
Suscriptores
-424 horas
-17 días
+830 días
Archivo de publicaciones
داستان «کودک حلوافروش» قسمت چهارم @Panevisdotcom

داستان «کودک حلوافروش» قسمت سوم @Panevisdotcom

داستان «کودک حلوافروش» قسمت دوم @Panevisdotcom

داستان «کودک حلوافروش» قسمت اول @Panevisdotcom

‌ متن گرمابه سعدی

‌ چه بسیار اوقاتی که کمک نکردن کمک کردن است. کمک نشدن، کمک شدن. @Panevisdotcom
‌ چه بسیار اوقاتی که کمک نکردن کمک کردن است. کمک نشدن، کمک شدن. @Panevisdotcom

‌ «ایراد از تو نیست. ایراد از منه که دارم انتخاب اشتباه می‌کنم و تو رو انتخاب می‌کنم.» @Panevisdotcom
‌ «ایراد از تو نیست. ایراد از منه که دارم انتخاب اشتباه می‌کنم و تو رو انتخاب می‌کنم.» @Panevisdotcom

‌‌ نعل باژگونه صفحهٔ «پس از مدرسه» "سخنی از مولوی" را پست کرده با تم پارادوکس‌. قبلاً این پارادوکس‌ها یا همان متناقض‌نماها را
‌‌ نعل باژگونه صفحهٔ «پس از مدرسه» "سخنی از مولوی" را پست کرده با تم پارادوکس‌. قبلاً این پارادوکس‌ها یا همان متناقض‌نماها را گاه و بیگاه با عناوینی مانند «نعل باژگونه» به علاقمندان معرفی کرده‌ام. با دیدن متن پست ایشان یاد دو بیت از کتاب مستطاب «مثنوی معنوی» افتادم. ابتدا متن ایشان را برایتان ترجمه کنم: «معنویت پر از پارادوکس است: هر چه بیشتر از شرطی‌شدگی‌ات و دنیای مادی دل بکنی، احساس ارتباط بیشتری با همه چیز می‌کنی. هر چه بیشتر سعی در متعین کردن خدا داشته باشی، بیشتر نسبت به خدا بدفهمی خواهی داشت. خدا انسان را آفرید، انسان خدا را آفرید. خدا هیچ است، اما خدا همه چیز است. هر چه بیشتر به درون بنگری، چشمت در بیرون بازتر می‌شود. هر چه بیشتر رها کنی، بیشتر به سمتت می‌آید. هر چه کمتر بخواهی، بیشتر دریافت می‌کنی. هر چه بیشتر رنج ببری، بیشتر رشد می‌کنی. رنج غیرقابل تحمل است، اما عالی است. برای زندگی کردن باید بمیری.» اما آن دو بیت از «مثنوی» با همین تم: چون فراموش خودی، یادت کنند بنده گشتی، آنگه آزادت کنند چون شکسته می‌رهد، اشکسته شو امن در فقر است اندر فقر رو و العاقل یکفیه الاشارة. @Panevisdotcom

‌‌ ۶۶ خطای شناختی این کتاب را اخیراً تهیه و مطالعه کرده‌ام. آن را به دوستانی که آتش شور و علاقهٔ شناخت درشان شعله‌ ور است پیش
‌‌ ۶۶ خطای شناختی این کتاب را اخیراً تهیه و مطالعه کرده‌ام. آن را به دوستانی که آتش شور و علاقهٔ شناخت درشان شعله‌ ور است پیشنهاد می‌کنم. نشر دانژه آن را منتشر کرده است. اشاراتی از آن، بصورت مینی‌ پادکست‌هایی موجز و چکیده، همراه با تأملاتم بر آنها را بزودی در این صفحه خواهم گذاشت. با تشکر از جناب سازمند. @Panevisdotcom

‌ یعنی: «نترس! به خودت کاری ندارم. آمده‌ام تا امیدها و آرزوهایت را از تو بگیرم.» یعنی مرگ پدیده‌ای امن است. آنچه سختش می‌کند، چسبیدن فرد به آینده‌ای موهوم است که انسان‌ها به خودشان وعده می‌دهند. مرگ می‌گوید: تمام شد. همهٔ فردایی که به خودت وعده داده بودی که خواهد آمد، نیست و نابود شد. همهٔ عمرت را به امید و آرزوی «بعداً» گذراندی و من آمده‌ام که این «بعداً» را از تو بگیرم. هیچ فردایی و بعداًی در کار نیست. سختی مرگ از این بُعد است. و الّا مرگ امن است. آنان که در طول زندگی دائماً بر همه چیز می‌میرند، هنگام آمدن مرگ، آماده هستند. چون از قبل بر تمام امیدها و آرزوهایشان مرده‌اند! بارها. هر روز. مرگ کاین جمله از او در وحشت‌ند می‌کنند این قوم بر وی ریشخند! @Panevisdotcom

این بیت هم دیگر اعتباری ندارد!

‌ سخن این آقا همان حرفی است که بنده عرض کرده‌ام(منهای صحبتش دربارهٔ چاکرا و معرفی کتابهای سطحی). اینکه تا وقتی افراد جامعه خودشان را نشناسند و آگاه نباشند به مسائل درونشان، جامعه در تسلسل انقلاب-فساد-انقلاب-فساد گرفتار است. «تا وقتی انسانها گوسفند باشند، فقط چوپانشان تغییر می‌کند». و این چوپان لزوماً انسان نیست، می تواند یک سیستم باشد. می تواند قوانین باشد، می تواند هوش مصنوعی باشد. کاری که از روی آگاهی نباشد و صرفاً هیجانی باشد، اثربخش که نیست، در دراز مدت باز همان وضعیت اول را برقرار می کند. «آیندهٔ تو اکنون توست». اگر وضعیت اکنونی روان فرد تغییر نکند، آینده‌اش کپی الآنش است. @Panevisdotcom

Repost from N/a

کرد مردی از سخن‌دانی سؤال: «حق و باطل چیست ای نیکومقال؟» گوش را بگرفت و گفت این باطل است چشم حق است و یقینش حاصل است مولوی
کرد مردی از سخن‌دانی سؤال: «حق و باطل چیست ای نیکومقال؟» گوش را بگرفت و گفت این باطل است چشم حق است و یقینش حاصل است مولوی

چاووش چهل و چند سال پیش آلبوم هایی درآمدند با نام های «چاووش». از چاووش ۱ تا چاووش ۹. کارهایی درجه یک بودند از آهنگساز هایی همچون محمدرضا لطفی، حسین علیزاده، هوشنگ کامکار و خوانندگانی چون محمدرضا شجریان، شهرام ناظری و شاعرانی همچون هوشنگ ابتهاج. با اشعاری بسیار پرشور و هیجان مانند: زمانه قرعهٔ نو می زند به نام شما خوشا شما که جهان می رود به کام شما در این هوا که نفسها پر آتش است و خوش است که بوی عود دل ماست در مشام شما فکر می کنی آنها ایده آل های خوش در دل نداشتند؟ آیا عمدهٔ مردم و رهبران واقعاً دلشان نمی خواست اوضاع خوبی رقم بزنند؟ پس چرا اینطور شد؟ آیا ما انسانها نباید به تأمل بنشینیم و پیدا کنیم علت و ریشه را؟ یا اینکه دوباره همان ماجرا را با شور و حالی دیگر تکرار کنیم؟! @Panevisdotcom

‌‌ اعوجاج تمام مسائل فرد از ناحیهٔ فکر است. اهمیتی که فکر کردن برای فرد پیدا کرده است باعث ایجاد مسائل او گردیده است. مهم بود
+1
‌‌ اعوجاج تمام مسائل فرد از ناحیهٔ فکر است. اهمیتی که فکر کردن برای فرد پیدا کرده است باعث ایجاد مسائل او گردیده است. مهم بودن فکر باید از چشم انسان بیفتد. آنچه مهم است واقعیت است. فکر واقعیت را تحریف می‌کند. @Panevisdotcom

‌‌ مردگی و زندگی زمانی که غرق در افکار هستی، اردک ها در حوض در حال آب بازی هستند، شنگولاً کیفوراً. با آن سر سبزش. @Panevisdot
‌‌ مردگی و زندگی    زمانی که غرق در افکار هستی، اردک ها در حوض در حال آب بازی هستند، شنگولاً کیفوراً. با آن سر سبزش. @Panevisdotcom

سایت پانویس - Estadísticas y analítica del canal de Telegram @panevisdotcom