es
Feedback
سایت پانویس

سایت پانویس

Ir al canal en Telegram

مینیمال‌های پانویس جهت شرکت در کلاس‌ها ادمین: @PanevisAdmin صفحهٔ اینستاگرام: https://www.instagram.com/Panevis نقل مطالب با ذکر منبع بلامانع است. محمدجعفر مصفا: @Mossaffadotcom جیدو کریشنامورتی: @Krishnamurti نیکول لپرا: @NicoleLePera

Mostrar más
2 683
Suscriptores
-124 horas
+27 días
+830 días
Archivo de publicaciones
‌ وقتی شایستگی کاری را ندارید، آن را به عهده نگیرید! این، البته، امری بدیهی‌ست اما واقعیت این است که ما بسیاری از امور بدیهی
‌ وقتی شایستگی کاری را ندارید، آن را به عهده نگیرید! این، البته، امری بدیهی‌ست اما واقعیت این است که ما بسیاری از امور بدیهی را نادیده می‌گیریم. را که خودمان را نمی‌شناسیم و لذا ارزیابی درستی از توانایی‌مان نداریم. @PanevisDotCom

‌ خدای ما یا چیزی در حد غول چراغ جادو است که انتظار داریم آرزوهایمان را برآورده کند، یا ممدقلی است که از ترسش کار بد نکنیم. جسماً بزرگ شده‌ایم اما شناخت‌مان از بسیاری مقولات در حد کودکان است. @PanevisDotCom

کدام درست است؟
Anonymous voting

‌ «مرگ ایوان ایلیچ» رمان بعدی‌مان که در گروه «فیلم و رمان‌» می‌خوانیم و دربارهٔ آن گفتگو می‌کنیم، این کتاب است. همانطور که با
‌ «مرگ ایوان ایلیچ» رمان بعدی‌مان که در گروه «فیلم و رمان‌» می‌خوانیم و دربارهٔ آن گفتگو می‌کنیم، این کتاب است. همانطور که بارها گفته‌ایم، گروه فیلم و رمان برای دوستانی که در یکی از دوره‌های خودشناسی هستند، رایگان است. گروه فیلم و رمان محفلی آنلاین است برای رمان‌خوانی و گپ و گفت دربارهٔ مضامین رمان‌ها. حتی اگر کتاب‌خوان نیستید، با قرار گرفتن در این جمع، کتاب‌خوان هم می‌شوید، همراه با کامنت‌ها، تعلیق‌ها، بیان تجارب و خاطرات و گپ و گفت دوستانه. (دیگه چطور تبلیغ خوبی‌های جمع رمان‌خوانی را بکنیم؟!) خلاصه اینکه این شما و این جناب تولستوی و اثر شاخصش: «مرگ ایوان ایلیچ». "کتاب «مرگ ایوان ایلیچ» داستان قاضی صاحب‌منصب روسی، ایوان ایلیچ است و ماجرای کتاب با مرگ او آغاز می‌شود. این کتاب راجع به مرگ و فناپذیری انسان است. چالش اصلی داستان از شروع بیماری لاعلاج ایوان آغاز می‌شود. بیماری‌ای که او را به سمت مرگ سوق می‌دهد و سپس مرگی که تنها حقیقت محض در زندگی است و از هیچ بنی‌بشری دور نیست." آنکه مُردن پیش جانش «تهلکه‌»ست نهی «لا تلقوا» بگیرد او به دست آنکه مُردن پیش او شد فتح باب «سارعوا» آید مر او را در خِطاب مرگ کاین جمله از او در وحشت‌ند می‌کنند این قوم بر وی ریشخند @PanevisDotCom

‌ چه خوش است همان روزی که آورده‌اندت، ببرندت. خوشا آن روز که چون بذری در خاکِ این جهان کاشته‌اندت، همان روز چون درختی که بارش
‌ چه خوش است همان روزی که آورده‌اندت، ببرندت. خوشا آن روز که چون بذری در خاکِ این جهان کاشته‌اندت، همان روز چون درختی که بارش و کارش تمام شده، بردارندت و ببرندت به سوی خاکِ دیگر. چه خوش است آن مرگِ همزادِ تولد. @PanevisDotCom

باز باران @PanevisDotCom

‌‌ چلهٔ رمضان طبق رسم هر سال، از ده روز پیش از شروع ماه رمضان، همراه با جمعی از دوستان به پیشواز این ماه سلوکی می‌رویم تا به
‌‌ چلهٔ رمضان طبق رسم هر سال، از ده روز پیش از شروع ماه رمضان، همراه با جمعی از دوستان به پیشواز این ماه سلوکی می‌رویم تا به منت و خواست خداوند، در عید فطر یک چله را تمام کنیم. گروه «با قرآن» هر سال قبل از آغاز این چله، عضو می‌گیرد و تا پایان آن، کار تدبر در قرآن و اُنس با آن را پیگیر است‌. امسال چله از تاریخ بیستم بهمن ماه آغاز می‌گردد. لذا از امروز پذیرش عضو برای گروه «با قرآن» شروع می‌شود. پذیرش عضو برای گروه «با قرآن» شرایطی دارد. از جمله: ۱. بودن و گذراندن حداقل چهل جلسهٔ دورهٔ خودشناسی(با مثنوی معنوی) ۲. میزان مشارکت در طول سال متقاضیان به »ادمین طوبیٰ« پیام دهند. + اگر شرایط فوق را ندارید، لطفاً پیام ندهید. @PanevisDotCom

‌‌ یادآوری گفت که: خوشتر آن باشد که سرّ دلبران گفته آید در حدیث دیگران اساساً توصیه به زیاد یاد مرگ کردن، از همین باب است که آقای وحدتی‌نسب می‌گوید. ببینید چقدر فایده در آن هست. و تازه این بخشی از فواید یاد مرگ است‌. زیاد یاد مرگ کنید. حتی در همین حد که قطعاً روز رفتن تو، روز مردنت، دارد می‌آید. بدون شک! @PanevisDotCom

‌ ظرفیت خلوت‌گاهِ مهمان‌کُش برای ماه رمضان(اسفند ۱۴۰۴) تکمیل است. برای ایام نوروز(نیمهٔ اول فروردین ۱۴۰۵) دو نفر ظرفیت باقی ا
‌ ظرفیت خلوت‌گاهِ مهمان‌کُش برای ماه رمضان(اسفند ۱۴۰۴) تکمیل است. برای ایام نوروز(نیمهٔ اول فروردین ۱۴۰۵) دو نفر ظرفیت باقی است. متقاضیان جهت رزرو »پیام دهند«. @mehmankosh

‌ «کتاب «ادبیات، فیلم، فرهنگ: اصول و مبانی نقد» یک اثر بنیادی و فراگیر در نظریهٔ نقد فرهنگی است که به‌طور روشن و راهنما‌وار ن
+5
‌ «کتاب «ادبیات، فیلم، فرهنگ: اصول و مبانی نقد» یک اثر بنیادی و فراگیر در نظریهٔ نقد فرهنگی است که به‌طور روشن و راهنما‌وار نشان می‌دهد چگونه می‌توان به «خوانشِ» ادبیات، سینما و فرهنگ از منظر فلسفی و انتقادی پرداخت. این کتاب نه یک مجموعهٔ آکادمیک خشک، بلکه یک ابزار عملی برای فهم بهتر فرهنگ‌های متنی و رسانه‌ای است.» [ادبیات، فیلم، فرهنگ: اصول و مبانی نقد / نوشتۀ مایکل رایان / ترجمۀ محسن فخری/ چاپ چهارم] این کتاب در برنامهٔ گروه «فیلم و رمان» است و إن شاء الله کار خواهد شد. علاقمندان به پیوستن به گروه «فیلم و رمان» به ادمین طوبیٰ پیام دهند. @PanevisDotCom

نکونه عاشقانه‌ای اصفهانی! آهنگساز: بابک رجبی مسترینگ: شایان کریمی شعر از: محمد باباصفری @PanevisDotCom

photo content

«با این تفاصیل» یا «با این تفاسیر»؟ کدام گزینه درست است؟
Anonymous voting

‌ مقایسه چند سال پیش که در معیت دوستان کارگاه انجیل داشتیم، این تمثیل یکی از تمثیل‌های چشمگیری بود که توجه فرد را جلب می‌کرد. رویکرد زندگی به انسان. سیستم حاکم بر دنیا، سیستم موهبتی و حاکم و سلطان بر رعایایش است. و اگر درک شود، بسیاری از رنج‌های انسان درک می‌شود و لذا حل. مسئله این است که در عین سادگی، درک حسی آن برای اکثر ما انسانها آسان نیست. عده‌ای که بطور طبیعی این موضوع برایشان قابل درک است، از موهبتی برخوردارند که شاید خود بی‌خبرند. + کتاب «عهد جدید»ی که در ویدیو معرفی شده است، از جدیدترین و بهترین ترجمه‌های انجیل است. منتشرشده توسط نشر نی. @Panevisdotcom

‌ یکی از علل اصلی پدیدهٔ «آب‌نمک» در روابط عاطفی، وجود اشباع‌شدهٔ وسایل ارتباطی‌ست. فرد با گرفتن توجه از طریق ارتباطات مجازی، توهم برش می‌دارد که ارتباطی اصیل برقرار شده است. بی‌خبر از اینکه آن توجه به چندین نفر دیگر نیز بطور همزمان شده است! ارتباطات مجازی و راه دور اساساً بویی از اصالت ندارند چون بر اساس ذهنیت و تصاویر ذهنی بنا شده‌اند. این را قبلاً هم بارها گفته‌ایم. کسی که اهل خواباندن دیگران در ویت لیست (wait list) یا همان آب‌نمک است، اساساً هیچکدام از روابط متعددش از جنس اصالت نیستند، سطحی و بدون عمق‌اند. اما خودش این توهم را دارد که به دلیل داشتن کسی یا کسانی در آب‌نمک، که «خواهان من هستند»، پس من دوست‌داشتنی و مطلوب هستم و «لااقل یکی از این خیارشورها که بالآخره مرا خواهد گرفت». در همین خیالات، عمرش در حال گذر است و جوانی‌اش بر باد می‌رود. اطلس عمرت به مقراض شهور پاره‌پاره بُرد خیاط غرور (غرور یعنی فریب. فریب توهم.) + ایضاً + و نیز + همچنین + و باز + چقدر بگم؟ + از پیر مغان @PanevisDotCom