es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

📚 کتاب خلاصه

📚 کتاب خلاصه

Ir al canal en Telegram

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 223
Suscriptores
+124 horas
+57 días
+430 días

Cargando datos

Nube de Etiquetas
Sin datos
¿Algún problema? Por favor, actualice la página o contacte a nuestro gerente de soporte.
Menciones Entrantes y Salientes
---
---
---
---
---
---
Atraer Suscriptores
oct '26
octubre '26
+11
en 0 canales
septiembre '260
en 0 canales
Get PRO
agosto '260
en 0 canales
Get PRO
julio '260
en 0 canales
Get PRO
junio '260
en 1 canales
Get PRO
mayo '260
en 0 canales
Get PRO
abril '260
en 0 canales
Get PRO
marzo '260
en 0 canales
Get PRO
febrero '260
en 0 canales
Get PRO
enero '260
en 0 canales
Get PRO
diciembre '250
en 0 canales
Get PRO
noviembre '250
en 3 canales
Get PRO
octubre '250
en 2 canales
Get PRO
septiembre '250
en 1 canales
Get PRO
agosto '250
en 1 canales
Get PRO
julio '250
en 1 canales
Get PRO
junio '250
en 0 canales
Get PRO
mayo '250
en 0 canales
Get PRO
abril '250
en 1 canales
Get PRO
marzo '250
en 1 canales
Get PRO
febrero '250
en 0 canales
Get PRO
enero '250
en 0 canales
Get PRO
diciembre '24
+14
en 0 canales
Get PRO
noviembre '24
+23
en 1 canales
Get PRO
octubre '24
+20
en 0 canales
Get PRO
septiembre '24
+47
en 1 canales
Get PRO
agosto '24
+40
en 0 canales
Get PRO
julio '24
+42
en 0 canales
Get PRO
junio '24
+30
en 0 canales
Get PRO
mayo '24
+37
en 0 canales
Get PRO
abril '24
+52
en 0 canales
Get PRO
marzo '24
+65
en 1 canales
Get PRO
febrero '24
+65
en 0 canales
Get PRO
enero '24
+196
en 0 canales
Get PRO
diciembre '23
+246
en 0 canales
Get PRO
noviembre '230
en 0 canales
Get PRO
octubre '230
en 0 canales
Get PRO
septiembre '230
en 0 canales
Get PRO
agosto '230
en 0 canales
Get PRO
julio '230
en 0 canales
Get PRO
junio '230
en 0 canales
Get PRO
mayo '230
en 0 canales
Get PRO
abril '23
+2
en 0 canales
Get PRO
marzo '23
+4
en 0 canales
Get PRO
febrero '23
+9
en 0 canales
Get PRO
enero '23
+18
en 0 canales
Get PRO
diciembre '22
+13
en 0 canales
Get PRO
noviembre '22
+35
en 0 canales
Get PRO
octubre '22
+13
en 0 canales
Get PRO
septiembre '22
+14
en 0 canales
Get PRO
agosto '22
+20
en 0 canales
Get PRO
julio '22
+12
en 0 canales
Get PRO
junio '22
+18
en 0 canales
Get PRO
mayo '22
+17
en 0 canales
Get PRO
abril '22
+22
en 0 canales
Get PRO
marzo '22
+8
en 0 canales
Get PRO
febrero '22
+4
en 0 canales
Get PRO
enero '22
+14
en 0 canales
Get PRO
diciembre '21
+5
en 0 canales
Get PRO
noviembre '21
+10
en 0 canales
Get PRO
octubre '21
+12
en 0 canales
Get PRO
septiembre '21
+6
en 0 canales
Get PRO
agosto '21
+7
en 0 canales
Get PRO
julio '21
+7
en 0 canales
Get PRO
junio '21
+4
en 0 canales
Get PRO
mayo '21
+5
en 0 canales
Get PRO
abril '21
+12
en 0 canales
Get PRO
marzo '21
+11
en 0 canales
Get PRO
febrero '21
+13
en 0 canales
Get PRO
enero '21
+29
en 0 canales
Get PRO
diciembre '20
+709
en 0 canales
Fecha
Crecimiento de Suscriptores
Menciones
Canales
17 octubre+1
16 octubre+1
15 octubre0
14 octubre+1
13 octubre0
12 octubre+2
11 octubre+3
10 octubre+2
09 octubre0
Publicaciones del Canal
🟢 تفسیر کاربردی؛ برای زندگی مدرن امروز این حکایت برای انسان امروز، به‌ویژه جوانانی که در فضای پررنگِ نمایش و مقایسه زندگی می‌کنند، پیام مهمی دارد. امروز در شبکه‌های اجتماعی، بسیاری تلاش می‌کنند بهترین تصویر خود را به دیگران نشان دهند: موفق‌ترین لحظه‌ها، زیباترین چهره‌ها، بهترین سفرها و شادترین لحظه‌های زندگی. اما پشت این تصاویر، ممکن است اضطراب، شکست، تنهایی و سردرگمی پنهان باشد. مقایسه مداوم با دیگران، گاهی انسان را وادار می‌کند برای حفظ ظاهر، ضعف‌های خود را انکار کند. در حالی که پذیرفتن یک ضعف، بسیار سالم‌تر از پنهان کردن آن پشت نقابِ کمال است. اگر در کاری مهارت نداریم، می‌توانیم یاد بگیریم.اگر اشتباه کرده‌ایم،می‌توانیم عذرخواهی کنیم. اگر چیزی را نمی‌دانیم، می‌توانیم بپرسیم. اگر در مسیری گم شده‌ایم، می‌توانیم از فردی آگاه کمک بگیریم.این‌ها نشانه ضعف نیست؛ نشانه بلوغ و خودشناسی است. حتی در روابط انسانی نیز صداقت، ارزش بزرگی دارد. گاهی یک جمله ساده مانند «اشتباه کردم» یا «این موضوع را نمی‌دانم» اعتماد بیشتری ایجاد می‌کند تا ده‌ها سخن برای اثبات دانایی و توانایی. اما باید میان فروتنی و خودکم‌بینی مرزی روشن گذاشت. فروتنی یعنی واقعیت خود را ببینیم؛ خودکم‌بینی یعنی ارزش خود را انکار کنیم. هدف حکایت، شکستن شخصیت انسان نیست؛ بلکه شکستن غرور و ادعای کمال است. از سوی دیگر، این داستان به ما یاد می‌دهد که در ارزیابی دیگران نیز فقط به ظاهر توجه نکنیم. ممکن است کسی صدای زیبایی نداشته باشد، چهره‌ای مطابق معیارهای رایج نداشته باشد یا توانایی خاصی نداشته باشد؛ اما صداقت، مهربانی، پاکی و انسانیت او، ارزشی بسیار عمیق‌تر داشته باشد زیباییِ ظاهر دیده می‌شود، اما زیباییِ باطن احساس می‌شود. 🟢 چکیدهٔ پیام برای دیده شدن، لازم نیست خود را کامل نشان دهی؛ کافی است خودت را صادقانه بشناسی. گاهی اعتراف به ناتوانی، آغاز توانمندی است؛ و گاهی آنچه عیبِ ظاهر به نظر می‌رسد، در پرتوِ صداقت و پاکیِ دل، به زیبایی تبدیل می‌شود. آنکه نابیناییِ خویش را می‌پذیرد، آمادهٔ یافتن راه است؛ و آنکه از ادعای کمال دست می‌کشد، به سوی کمال حقیقی گام برمی‌دارد. ✍️📖 *از کتاب مثنوی کاربردی به نگارش ابراهیم امینی* 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 📚*دانایی زمانی به کمال نزدیک می‌شود که در رفتار و انتخاب‌های روزانه انسان جلوه کند*. 🌸🌺

2
📌📗 11 داستان نابینایی که می‌گفت «دو کوری دارم» روزی نابینایی در میان مردم می‌گشت و با صدایی نه‌چندان خوش‌آهنگ، از آنان درخواست کمک می‌کرد. رو به مردم کرد و گفت: «ای مردم، من دو کوری دارم؛ یکی آنکه چشمم از دیدن جهان محروم است و دیگر آنکه صدایم خوش نیست و آوازم گوش‌نواز نمی‌باشد. پس بر من رحمت آورید و به حال من شفقت کنید.» مردم وقتی دیدند او ناتوانی‌های خود را پنهان نمی‌کند و ادعای کمال ندارد، دلشان به حال او نرم شد. هرکس به اندازه توان خویش چیزی به او بخشید. شگفت آنکه از همان هنگام، صدای ناهنجار او نیز در گوش مردم دلنشین‌تر آمد؛ گویی صداقت و فروتنی او، زشتیِ ظاهری صدا را پوشانده بود. انسان‌ها همیشه فقط با گوش و چشم ظاهر نمی‌بینند و نمی‌شنوند؛ گاهی دل، چیزی را می‌بیند که ظاهر از دیدنش ناتوان است. 💜 *برگرفته از مثنوی معنوی مولانا* 🟢 پیام داستان این حکایت، ما را به حقیقتی ساده اما عمیق توجه می‌دهد: انسان لازم نیست برای دوست‌داشتنی بودن، خود را بی‌عیب و کامل نشان دهد. گاهی آنچه دل‌های دیگران را به سوی ما می‌کشاند، نه توانایی‌های ما، بلکه صداقت ما در پذیرفتن ضعف‌ها و محدودیت‌هایمان است. کسی که همواره می‌خواهد خود را قوی، دانا، موفق و بی‌نیاز نشان دهد، ممکن است ناخواسته میان خود و دیگران دیواری از ظاهر بسازد؛ اما کسی که با فروتنی می‌گوید «این توان را ندارم» یا «در اینجا اشتباه کرده‌ام»، راهی برای همدلی و یاری باز می‌کند. این حکایت البته دعوت به خودتحقیری نیست. پذیرفتن ضعف با کوچک شمردن خویش تفاوت دارد. انسان می‌تواند کاستی‌های خود را ببیند، بدون آنکه ارزش انسانی خویش را انکار کند. در حقیقت، نخستین گام اصلاح، دیدن صادقانه خویشتن است. کسی که عیب خود را نمی‌بیند، انگیزه‌ای برای اصلاح آن ندارد؛ اما کسی که با شهامت آن را می‌پذیرد، راه رشد را آغاز کرده است. 🟢 تفسیر عرفانی داستان در نگاه عرفانی مولانا، نابینایی فقط نداشتن چشم ظاهری نیست. ممکن است انسانی چشم داشته باشد، اما حقیقت را نبیند؛ گوش داشته باشد، اما ندای بیداری را نشنود. کوریِ حقیقی، در بسیاری از موارد، کوریِ دل و غفلت از حقیقت است. نابینای داستان می‌تواند نمادی از انسانی باشد که به محدودیت‌های خود آگاه شده است. او برخلاف بسیاری از انسان‌ها، برای پنهان کردن نقص خویش نقاب نمی‌زند. همین آگاهی، خود می‌تواند آغاز بصیرت باشد. انسان تا زمانی که خود را بی‌نیاز می‌بیند، کمتر به سوی سرچشمه حقیقت روی می‌آورد؛ اما هنگامی که فقر و ناتوانی خویش را می‌شناسد، درِ دلش به سوی خداوند گشوده‌تر می‌شود. در عرفان، فقر تنها نداشتن مال نیست؛ یعنی انسان بداند که در برابر حقیقت مطلق، از خود چیزی ندارد و هرچه دارد، عطایی از جانب اوست. از همین‌جاست که معنای سخن عمیق‌تر می‌شود: «من نمی‌بینم؛ تو راه را نشانم بده. من نمی‌دانم؛ تو آگاهَم کن. من ناتوانم؛ تو توانم ببخش. من محتاجم؛ تو بی‌نیازی.» این اعتراف، نشانه شکست انسان نیست؛ بلکه می‌تواند آغاز رهایی او از غرور و خودبینی باشد. 🟢 پیام عرفانی پیام عرفانی این حکایت آن است که راه دیدن حقیقت، از پذیرفتن نابینایی خویش آغاز می‌شود. تا زمانی که انسان گمان می‌کند همه‌چیز را می‌داند و راه را درست می‌بیند، ممکن است در تاریکیِ خودبینی گرفتار بماند؛ اما وقتی با صداقت بگوید «شاید آنچه می‌بینم تمام حقیقت نباشد»، دریچه‌ای به سوی بصیرت باز می‌شود. در منطق عرفان، خاکساری حقیقی، انسان را کوچک نمی‌کند؛ او را از اسارتِ خودِ کاذب آزاد می‌سازد. انسانِ فروتن، خود را بی‌ارزش نمی‌داند؛ بلکه می‌داند ارزش او از ادعای برتری و بی‌نیازی نمی‌آید. او هرچه دارد، امانتی الهی می‌بیند و به همین دلیل، هم در برابر خداوند فروتن است و هم در برابر بندگان او. از این منظر، «دو کوری» می‌تواند نمادی از دو مرحله باشد: کوریِ چشم، ناتوانیِ جسم است؛ اما کوریِ دل، ناتوانی در دیدن حقیقت. انسان ممکن است با کوریِ جسم زندگی کند و به روشناییِ درون برسد؛ اما اگر چشم دل بسته باشد، حتی در میان هزاران منظره نیز در تاریکی به سر می‌برد.
221
3
🟢 تفسیر کاربردی؛ برای زندگی مدرن امروز این حکایت برای انسان امروز، به‌ویژه جوانانی که در فضای پررنگِ نمایش و مقایسه زندگی می‌کنند، پیام مهمی دارد. امروز در شبکه‌های اجتماعی، بسیاری تلاش می‌کنند بهترین تصویر خود را به دیگران نشان دهند: موفق‌ترین لحظه‌ها، زیباترین چهره‌ها، بهترین سفرها و شادترین لحظه‌های زندگی. اما پشت این تصاویر، ممکن است اضطراب، شکست، تنهایی و سردرگمی پنهان باشد. مقایسه مداوم با دیگران، گاهی انسان را وادار می‌کند برای حفظ ظاهر، ضعف‌های خود را انکار کند. در حالی که پذیرفتن یک ضعف، بسیار سالم‌تر از پنهان کردن آن پشت نقابِ کمال است. اگر در کاری مهارت نداریم، می‌توانیم یاد بگیریم.اگر اشتباه کرده‌ایم،می‌توانیم عذرخواهی کنیم. اگر چیزی را نمی‌دانیم، می‌توانیم بپرسیم. اگر در مسیری گم شده‌ایم، می‌توانیم از فردی آگاه کمک بگیریم.این‌ها نشانه ضعف نیست؛ نشانه بلوغ و خودشناسی است. حتی در روابط انسانی نیز صداقت، ارزش بزرگی دارد. گاهی یک جمله ساده مانند «اشتباه کردم» یا «این موضوع را نمی‌دانم» اعتماد بیشتری ایجاد می‌کند تا ده‌ها سخن برای اثبات دانایی و توانایی. اما باید میان فروتنی و خودکم‌بینی مرزی روشن گذاشت. فروتنی یعنی واقعیت خود را ببینیم؛ خودکم‌بینی یعنی ارزش خود را انکار کنیم. هدف حکایت، شکستن شخصیت انسان نیست؛ بلکه شکستن غرور و ادعای کمال است. از سوی دیگر، این داستان به ما یاد می‌دهد که در ارزیابی دیگران نیز فقط به ظاهر توجه نکنیم. ممکن است کسی صدای زیبایی نداشته باشد، چهره‌ای مطابق معیارهای رایج نداشته باشد یا توانایی خاصی نداشته باشد؛ اما صداقت، مهربانی، پاکی و انسانیت او، ارزشی بسیار عمیق‌تر داشته باشد زیباییِ ظاهر دیده می‌شود، اما زیباییِ باطن احساس می‌شود. 🟢 چکیدهٔ پیام برای دیده شدن، لازم نیست خود را کامل نشان دهی؛ کافی است خودت را صادقانه بشناسی. گاهی اعتراف به ناتوانی، آغاز توانمندی است؛ و گاهی آنچه عیبِ ظاهر به نظر می‌رسد، در پرتوِ صداقت و پاکیِ دل، به زیبایی تبدیل می‌شود. آنکه نابیناییِ خویش را می‌پذیرد، آمادهٔ یافتن راه است؛ و آنکه از ادعای کمال دست می‌کشد، به سوی کمال حقیقی گام برمی‌دارد.
1
4
📌📗 🟣 11 داستان نابینایی که می‌گفت «دو کوری دارم» روزی نابینایی در میان مردم می‌گشت و با صدایی نه‌چندان خوش‌آهنگ، از آنان درخواست کمک می‌کرد. رو به مردم کرد و گفت: «ای مردم، من دو کوری دارم؛ یکی آنکه چشمم از دیدن جهان محروم است و دیگر آنکه صدایم خوش نیست و آوازم گوش‌نواز نمی‌باشد. پس بر من رحمت آورید و به حال من شفقت کنید.» مردم وقتی دیدند او ناتوانی‌های خود را پنهان نمی‌کند و ادعای کمال ندارد، دلشان به حال او نرم شد. هرکس به اندازه توان خویش چیزی به او بخشید. شگفت آنکه از همان هنگام، صدای ناهنجار او نیز در گوش مردم دلنشین‌تر آمد؛ گویی صداقت و فروتنی او، زشتیِ ظاهری صدا را پوشانده بود. انسان‌ها همیشه فقط با گوش و چشم ظاهر نمی‌بینند و نمی‌شنوند؛ گاهی دل، چیزی را می‌بیند که ظاهر از دیدنش ناتوان است. 🟢 پیام داستان این حکایت، ما را به حقیقتی ساده اما عمیق توجه می‌دهد: انسان لازم نیست برای دوست‌داشتنی بودن، خود را بی‌عیب و کامل نشان دهد. گاهی آنچه دل‌های دیگران را به سوی ما می‌کشاند، نه توانایی‌های ما، بلکه صداقت ما در پذیرفتن ضعف‌ها و محدودیت‌هایمان است. کسی که همواره می‌خواهد خود را قوی، دانا، موفق و بی‌نیاز نشان دهد، ممکن است ناخواسته میان خود و دیگران دیواری از ظاهر بسازد؛ اما کسی که با فروتنی می‌گوید «این توان را ندارم» یا «در اینجا اشتباه کرده‌ام»، راهی برای همدلی و یاری باز می‌کند. این حکایت البته دعوت به خودتحقیری نیست. پذیرفتن ضعف با کوچک شمردن خویش تفاوت دارد. انسان می‌تواند کاستی‌های خود را ببیند، بدون آنکه ارزش انسانی خویش را انکار کند. در حقیقت، نخستین گام اصلاح، دیدن صادقانه خویشتن است. کسی که عیب خود را نمی‌بیند، انگیزه‌ای برای اصلاح آن ندارد؛ اما کسی که با شهامت آن را می‌پذیرد، راه رشد را آغاز کرده است. 🟢 تفسیر عرفانی داستان در نگاه عرفانی مولانا، نابینایی فقط نداشتن چشم ظاهری نیست. ممکن است انسانی چشم داشته باشد، اما حقیقت را نبیند؛ گوش داشته باشد، اما ندای بیداری را نشنود. کوریِ حقیقی، در بسیاری از موارد، کوریِ دل و غفلت از حقیقت است. نابینای داستان می‌تواند نمادی از انسانی باشد که به محدودیت‌های خود آگاه شده است. او برخلاف بسیاری از انسان‌ها، برای پنهان کردن نقص خویش نقاب نمی‌زند. همین آگاهی، خود می‌تواند آغاز بصیرت باشد. انسان تا زمانی که خود را بی‌نیاز می‌بیند، کمتر به سوی سرچشمه حقیقت روی می‌آورد؛ اما هنگامی که فقر و ناتوانی خویش را می‌شناسد، درِ دلش به سوی خداوند گشوده‌تر می‌شود. در عرفان، فقر تنها نداشتن مال نیست؛ یعنی انسان بداند که در برابر حقیقت مطلق، از خود چیزی ندارد و هرچه دارد، عطایی از جانب اوست. از همین‌جاست که معنای سخن عمیق‌تر می‌شود: «من نمی‌بینم؛ تو راه را نشانم بده. من نمی‌دانم؛ تو آگاهَم کن. من ناتوانم؛ تو توانم ببخش. من محتاجم؛ تو بی‌نیازی.» این اعتراف، نشانه شکست انسان نیست؛ بلکه می‌تواند آغاز رهایی او از غرور و خودبینی باشد. 🟢 پیام عرفانی پیام عرفانی این حکایت آن است که راه دیدن حقیقت، از پذیرفتن نابینایی خویش آغاز می‌شود. تا زمانی که انسان گمان می‌کند همه‌چیز را می‌داند و راه را درست می‌بیند، ممکن است در تاریکیِ خودبینی گرفتار بماند؛ اما وقتی با صداقت بگوید «شاید آنچه می‌بینم تمام حقیقت نباشد»، دریچه‌ای به سوی بصیرت باز می‌شود. در منطق عرفان، خاکساری حقیقی، انسان را کوچک نمی‌کند؛ او را از اسارتِ خودِ کاذب آزاد می‌سازد. انسانِ فروتن، خود را بی‌ارزش نمی‌داند؛ بلکه می‌داند ارزش او از ادعای برتری و بی‌نیازی نمی‌آید. او هرچه دارد، امانتی الهی می‌بیند و به همین دلیل، هم در برابر خداوند فروتن است و هم در برابر بندگان او. از این منظر، «دو کوری» می‌تواند نمادی از دو مرحله باشد: کوریِ چشم، ناتوانیِ جسم است؛ اما کوریِ دل، ناتوانی در دیدن حقیقت. انسان ممکن است با کوریِ جسم زندگی کند و به روشناییِ درون برسد؛ اما اگر چشم دل بسته باشد، حتی در میان هزاران منظره نیز در تاریکی به سر می‌برد. 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 📚*دانایی زمانی به کمال نزدیک می‌شود که در رفتار و انتخاب‌های روزانه انسان جلوه کند*. 🌸🌺 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 📚*دانایی زمانی به کمال نزدیک می‌شود که در رفتار و انتخاب‌های روزانه انسان جلوه کند*. 🌸🌺
17
5
خلاصه ای در باره کتاب مصاحبه با شیطان نویسنده
410
6
مصاحبه با شیطان از کتاب مصاحبه با شیطان 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 🌸 *علمی که تو را نرهاند از جهل
مصاحبه با شیطان از کتاب مصاحبه با شیطان 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 🌸 *علمی که تو را نرهاند از جهل کمتر است* 🌸🌺
424
7
مصاحبه با شیطان
مصاحبه با شیطان
1
8
📌📗 💎 *مولانا می گوید: آرامش؛ هنرِ زیستن با دشواری‌ها؛ نه در نبودِ مشکلات*. ممکن است گاهی تصور شود که اگر همه مشکلات زندگی‌ ما حل شود، سرانجام به آرامش خواهیم رسید. داشتن شغل مناسب، درآمد بیشتر، رابطه مطلوب، موفقیت اجتماعی و زندگی بدون نگرانی. اما تجربه زندگی نشان می‌دهد که با حل یک مسئله، مسئله دیگری ممکن است پدیدار شود. بنابراین اگر آرامش را مشروط به «نبودن هیچ مشکل» کنیم، آرامش ما همیشه به آینده موکول خواهد شد. 🟢 *نگاه پیشنهادی مولانا* : 📚 *به جای انتظار برای زندگی بدون مسئله، « توانایی مواجهه درست با مسئله » را در خود پرورش بده.* اگر در تحصیل شکست خوردی، ببین چه چیزی باید بیاموزی. اگر در یک رابطه آسیب دیدی، خودت و انتخاب‌هایت را بهتر بشناس. اگر در کار شکست خوردی، تجربه را به سرمایه‌ای برای آینده تبدیل کن. اگر در برابر مشکلی قرار گرفتی، به جای اینکه فوراً خودت را قربانی شرایط بدانی، ببین کدام بخش از زندگی در اختیار توست و چه کاری می‌توانی انجام دهی. 🟣 و مهم‌تر از همه، در میان تلاش برای موفقیت بیرونی، از خودت نپرس فقط: *«چگونه بیشتر داشته باشم؟»* گاهی پرسش عمیق‌تر این است: *«چگونه انسانی بهتر، آگاه‌تر و آزادتر باشم؟»* ✅ *زیرا ممکن است انسان بسیاری از مشکلات بیرونی خود را حل کند، اما اگر درونش همچنان گرفتار حرص، ترس، حسادت، خودنمایی و غفلت باشد، مسئله اصلی هنوز باقی است*. ✍️ 📖 *از تاملات ابراهیم امینی* 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 🌸 *علمی که تو را نرهاند از جهل کمتر است* 🌸🌺
823
9
📌📗 💎 بندگی تنها طلبِ نعمت و لطف خدا نیست شکر، وفاداری و درست‌زیستن نیز بخشی از بندگی است. بندگی آن است که وقتی خدا عطا کرد، شکر کنی وقتی توانت داد، درست عمل کنی و وقتی به تو نعمت بخشید، امانت‌دار باشی. ⁉️ از خود نپرسیم: «خدا چه به من داده است؟» از خود بپرسیم: «من با آنچه خدا به من داده، چه کرده‌ام؟» زیرا نعمت بدون شکر، غفلت است و دعا بدون عمل، تنها آرزو. 💖 خدا را با خواستن نمی‌توان شناخت با شکر، وفاداری و درست‌زیستن می‌توان بندهٔ او بود. ✍️ 📖 *از تاملات ابراهیم امینی* 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 🌸 *علمی که تو را نرهاند از جهل کمتر است* 🌸🌺
797
10
💎 ادامه داستان شخص باایمان و آرامش 🟢 پیام عارفانه توکل آن است که دست از کار نکشی، اما دل را به کار نسپاری؛ اسباب را ببینی، اما مسبب‌الاسباب را فراموش نکنی. انسانِ متوکل می‌کوشد، اما خود را نتیجه نمی‌داند؛ می‌داند که وظیفهٔ او حرکت است و تدبیر نهایی از آنِ خداوند. 🟢 تفسیر کاربردی برای زندگی مدرن امروز زندگی امروز، انسان را دائماً به مقایسه، رقابت و نگرانی دربارهٔ آینده دعوت می‌کند. جوانی که موفقیت دیگران را در فضای مجازی می‌بیند، ممکن است تصور کند از زندگی عقب مانده است؛ یکی نگران شغل است، دیگری درآمد، دیگری آیندهٔ تحصیل و ازدواج، و دیگری از اینکه مبادا فرصت مهمی را از دست بدهد. در چنین شرایطی، توکل می‌تواند نگاه انسان را متعادل کند. توکل یعنی برای آینده برنامه داشته باشیم، اما اسیر آینده نشویم. یعنی تلاش کنیم، مهارت بیاموزیم، کار کنیم و از فرصت‌ها استفاده کنیم؛ اما ارزش خود را فقط با میزان درآمد، موقعیت اجتماعی یا موفقیت در مقایسه با دیگران نسنجیم. ممکن است دو نفر با تلاش مشابه، در زمان‌های متفاوت به نتیجه برسند. بنابراین مقایسهٔ دائمی، چیزی جز اضطراب به همراه ندارد. از سوی دیگر، توکل به معنای پذیرفتن هر وضعیتی به نام تقدیر نیز نیست. اگر مشکلی وجود دارد، باید برای اصلاح آن اقدام کرد؛ اگر حقی ضایع شده، باید از راه درست آن را پیگیری کرد؛ اگر فرصتی وجود دارد، باید برای به‌دست‌آوردنش کوشش کرد. اما پس از انجام وظیفه، نباید ذهن را دائماً با «اگر چنین می‌شد» و «اگر چنان نمی‌شد» فرسوده کرد.گاهی آرامش از اینجا آغاز می‌شود که انسان به خود بگوید: من وظیفهٔ خود را انجام می‌دهم؛ نتیجه را با همهٔ توانایی‌ام دنبال می‌کنم، اما آرامش قلبم را به نتیجه گره نمی‌زنم. این نگاه، انسان را هم کوشاتر می‌کند و هم آرام‌تر**؛ زیرا دیگر برای حفظ آرامش خود مجبور نیست همه‌چیز را کنترل کند. شاید بتوان پیام این حکایت را برای زندگی امروز چنین خلاصه کرد: **تلاش برای ساختن زندگی، وظیفهٔ ماست؛ اما آرامشِ دل را نباید به نتیجهٔ تلاش گره بزنیم. توکل یعنی تلاش کردن با دست، اندیشیدن با عقل و آرام ماندن با دل. 🟢 چکیدهٔ پیام توکل یعنی تلاش کنیم، اما آرامش خود را به نتیجه گره نزنیم. انسانِ آگاه وظیفهٔ خود را با عقل و کوشش انجام می‌دهد، اما پس از آن، خود را در دامِ نگرانی، مقایسه و «اگرها» گرفتار نمی‌کند. با دست تلاش کن، با عقل تدبیر کن و با دل به خدا اعتماد داشته باش؛ نتیجه هرچه باشد، آرامشت را از تو نگیرد. ✍️ 📖 *از تاملات ابراهیم امینی* 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 🌸 *علمی که تو را نرهاند از جهل کمتر است* 🌸🌺
452
11
📌📗 💎 داستان شخص باایمان و آرامش مؤمن، برخلاف انسان حریص، زندگی را تنها میدانِ رقابت برای بیشتر داشتن نمی‌بیند. او به روزی و حکمت الهی اعتماد دارد و ازاین‌رو، در بهره‌گیری از نعمت‌های دنیا گرفتار شتاب و اضطراب نمی‌شود. او می‌داند که همه‌چیز در اختیار انسان نیست و جهان بی‌حساب و بی‌حکمت اداره نمی‌شود. اگر حقی از او ضایع شود یا دیگری در ظاهر از او پیشی بگیرد، ایمانش اجازه نمی‌دهد که دلش را به ترس، حسادت و حرص بسپارد. کسی که به خدا توکل دارد، تلاش خود را انجام می‌دهد، اما نتیجه را تنها به توانایی و محاسبات خویش وابسته نمی‌کند. می‌داند که روزی، عزت و گشایش، تنها در دست اسباب ظاهری نیست؛ بلکه در نهایت به مسبب‌الاسباب بازمی‌گردد. ایمانِ راستین، دل را از حرص و اضطراب می‌رهاند؛ زیرا انسان می‌آموزد در میان تلاش و انتظار، دل خود را به خدا بسپارد. 🟢 پیام داستان آرامش مؤمن از اینجا سرچشمه می‌گیرد که باور دارد همه‌چیز در اختیار محاسبات و کنترل انسان نیست. او تلاش می‌کند، اما برای رسیدن به خواسته‌هایش خود را نمی‌سوزاند. اگر دری بسته شود، ناامید نمی‌شود و اگر دیگری زودتر به مقصد برسد، ارزش خود را از دست‌رفته نمی‌بیند. توکل به انسان می‌آموزد که در مسیر زندگی، وظیفهٔ ما کوشش درست است، نه کنترل همهٔ نتایج. گاهی انسان چیزی را با تمام وجود می‌خواهد، اما به آن نمی‌رسد؛ و گاهی راهی که بسته می‌پنداشت، مقدمهٔ گشایشی دیگر می‌شود. انسان مؤمن در چنین موقعیت‌هایی به جای فرو رفتن در اضطراب، می‌کوشد سهم خود را انجام دهد و باقی را به حکمت خداوند واگذارد. توکل یعنی دل به خدا سپردن، بی‌آنکه دست از تلاش برداریم. 🟢 تفسیر عرفانی داستان از نگاه مولانا، ایمان تنها پذیرفتن یک باور ذهنی نیست؛ حالتی در دل است که نسبت انسان را با ترس، آینده و اسباب دنیا تغییر می‌دهد. انسان تا زمانی که همهٔ امنیت خود را در مال، شغل، موقعیت، روابط و توانایی‌های خویش می‌بیند، با از دست رفتن هر یک از آن‌ها دچار اضطراب می‌شود. اما وقتی دل به سرچشمه‌ای فراتر از این اسباب متصل می‌شود، دیگر اسباب را خدا نمی‌پندارد. در اینجا معنای عمیق توکل آشکار می‌شود. توکل به این معنا نیست که انسان دست از کوشش بکشد و منتظر بماند تا همه‌چیز بدون تلاش برای او فراهم شود. چنین حالتی بیشتر شبیه تنبلی و رها کردن مسئولیت است. در نگاه عرفانی، انسان باید سبب را به کار گیرد، اما دل را به سبب نسپارد. کشاورز زمین را شخم می‌زند و دانه می‌کارد، اما روییدن را خودش به وجود نمی‌آورد. پزشک درمان می‌کند، اما شفا را مالک نیست. انسان تلاش می‌کند، برنامه می‌ریزد و تصمیم می‌گیرد، اما نتیجهٔ نهایی همیشه در اختیار او نیست. پس سالک، هم اهل سبب است و هم اهل توکل**؛ دستش در کار دنیاست، اما دلش در گروِ خداست. از این منظر، حرص نیز ریشه در یک خطای درونی دارد: انسان گمان می‌کند اگر همه‌چیز را بیشتر جمع کند و بیشتر کنترل کند، سرانجام به امنیت کامل خواهد رسید. اما توکل به او یادآوری می‌کند که امنیت حقیقی تنها از انباشتن امکانات به دست نمی‌آید. انسانِ متوکل، دنیا را رها نمی‌کند؛ بلکه **وابستگیِ بیمارگونه به دنیا را رها می‌کند. اگر چیزی به دست آورد، شکر می‌کند و اگر چیزی از دست رفت، فرو نمی‌ریزد. اگر دیگری موفق شد، موفقیت او را تهدیدی علیه خود نمی‌بیند. زیرا ارزش وجود خویش را با مقایسه با دیگران نمی‌سنجد. توکل همچنین انسان را از ترسِ آینده آزادتر می‌کند.آینده برای ما ناشناخته است، اما برای خداوند ناشناخته نیست. بنابراین مؤمن در برابر آینده مسئولانه حرکت می‌کند، اما اجازه نمی‌دهد ترس از آینده، امروزِ او را نابود کند. در این حالت، آرامش به معنای نبودن مشکل نیست؛ بلکه به معنای داشتن تکیه‌گاهی درونی است که انسان در میان مشکلات نیز بتواند خود را حفظ کند.
675
12
📌📗 💎 آرامش زمانی بوجود می آید که انسان میان خواسته های خود و رضای خدا؛ تعادل برقرار کند؛ برای آنچه در اختیار اوست، با دل و جان بکوشد و آنچه در اختیارش نیست، با اعتماد به خدا توکل کند. 💦 جهان همیشه مطابق میل و دلخواه ما نمی‌چرخد اما می‌توان دل را چنان تربیت کرد که در میان فراز و فرود زندگی، 💖 تکیه‌گاه خود را به خدا گُم نکند. 🟢 آرامش واقعی، نه در تغییر دنیاست، بلکه در درست زیستن با آنچه هست پدید می‌آید. 🍀 برای آرامش: دنیا را نمی توان تغییر دارد بلکه می توان با دنیا هماهنگ شد. ✍️ 📖 *از ابراهیم امینی* 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 🌸 *علمی که تو را نرهاند از جهل کمتر است* 🌸🌺
440
13
📌📗 ⁉️ *چرا در فضای مجازی هرچیز با باورهای ما هماهنگ است می پذریرم؟*. 💎 *در فضای مجازی، گاهی فقط مطالبی را می‌بینیم و می پسندیم که با باورهای ما هماهنگند*. کم‌کم در یک فضای فکری بسته قرار می‌گیریم و تصور می‌کنیم همهٔ جهان همان چیزی است که ما می‌بینیم. 🟣 *هستند کسانی با فریب و وارونه‌سازی حقیقت و سوءاستفاده از خطای ادراک دیگری حقیقت را پنهان می سازند*. لحظه‌ای به درون خود بنگریم و از خویش بپرسیم: 🟢 *آیا من حقیقت را می‌بینم، یا تنها تصویری را که برایم از حقیقت ساخته‌اند؟*. *و نمی‌گذارد حقیقت را آن‌گونه که هست ببینم؟*. ✍️ 📖 *از ابراهیم امینی* 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 🌸 *علمی که تو را نرهاند از جهل کمتر است* 🌸🌺
542
14
📌📗 💎 ته خط زندگی کجاست؟. 🐎 اسب پیر و کوری را صاحبش در گوشه‌ای از یک طویلهٔ که سالها اسب در آن زندگی کرده بود و اکنون خرابه شده بود نگه می‌داشت. روزی دخترش از او پرسید: ـ چرا این اسب را در این خرابه نگه داشته‌ای؟ پدر گفت: ـ این اسب دیگر چیزی نمی‌بیند؛ برایش چه فرقی می کنه کجا باشد. دختر گفت: ـ اما این اسب که روزگاری اسب مسابقه بوده. کلی جایزه گرفته و خیلی‌ها رویش شرط می‌بستند حالا جا و مکان و حال روزش این شده؟. پدر گفت: ـ بله، روزی این اسب برای خودش برو و بیایی داشته. اسب مسابقه بوده و مردم روی بردنش شرط می‌بستند و مردم اطمینان داشتند که این اسب حتماً تا ته خط می‌رود. پدر کمی مکث کرد و ادامه داد: ـ اما وقتی پایش آسیب دید، دیگر همه‌چیز تمام شد. می‌دانی دخترم، می‌گویند قلب اسب در پایش است؛ چون با دویدن زندگی می‌کند. دختر نگاهی به اسب کرد و گفت: ـ ولی این مکان بوی مرگ می‌دهد. این اسب در اینجا بیشتر می ترسه؟ پدر گفت: ـ وقتی سن آدم بالا می‌رود، کم‌کم بوی مرگ و زندگی برایش آن‌قدرها فرقی نمی کنه. اطرافیان و حتی عزیزان آدم؛ یک روز می‌رسد که اونا از میدان بیرون می‌کشند و گوشه‌ای می‌ آورند. دیگر مسابقه‌ای نیست، دیگر کسی روت شرط نمی‌بندد و کسی منتظر نیست ببینند تا کجا می‌دوی و می روی جلو و کسی منتظر موفقیت تو نیست. بعد به اسب اشاره کرد و گفت: ـ وقتی اسبی را که روزی قهرمان میدان بوده، کنار خر و گاو و الاغ و قاطر و یابو می‌بندند، دیگر چیزی برای بردن و باختن ندارد. نه هیجانی مانده، نه مسابقه‌ای و نه چیزی که خوشحالش کند. دختر پرسید: ـ پس پیرها را چه چیزی خوشحال می‌کند؟ پدر گفت: ـ خاطراتش. بعد به دیوارهای طویله نگاه کرد و گفت: ـ اینجا برای تو بوی مرگ می‌دهد، اما برای این اسب پر از خاطره است. همین‌جا روزهایی را گذرانده، همین‌جا زندگی کرده و همین‌جا بچه‌هایش را به دنیا آورده است. این دیوارها برای تو دیوارهای یک خرابه‌اند، اما برای او بخشی از تمام زندگی‌اش هستند. پدر لحظه‌ای سکوت کرد و گفت: ـ وقتی آدم به آخر راه زندگی نزدیک می‌شود، شاید دیگر نتواند مثل گذشته بدوند؛ اما می‌تواند به یاد بیاورد که روزی چقدر دویده و چقدر زندگی کرده است. و برای بعضی آدم‌ها، در سال‌های آخر، خاطرات همان چیزی است که هنوز دلشان را به زندگی گرم نگه می‌دارد. ✍️ 📖 *از ابراهیم امینی* 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 🌸 *علمی که تو را نرهاند از جهل کمتر است* 🌸🌺
543
15
📌📗 💎 هر مستی، مستی عشق نیست. و هر بیداری، بیداری حقیقت‌بینی نیست. 💖 مستیِ عشق، اگر حقیقی باشد 🟢 باید انسان را مهربان‌تر، مسئول‌تر، فروتن‌تر و آزادتر از خودخواهی کند؛ نه آنکه او را از عقل، اخلاق و مسئولیت دور سازد. پس شاید یکی از بهترین پرسش‌ها این است؟. ⁉️ من به چه چیزی مستم؟ به پول؟. به شهرت؟. به تأیید دیگران؟. به خشم و انتقام؟. به دیده شدن؟. 💜 یا به حقیقت، عشق و معنا؟ زیرا آنچه دل انسان را سرمست می‌کند، کم‌کم مسیر زندگی او را نیز تعیین می‌کند. 🟣 و انسان به طریقی ره می پیماید که مست آن طریق است.... ✍️ 📖 *از تأملات ابراهیم امینی* 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 🌸 *علمی که تو را نرهاند از جهل کمتر است* 🌸🌺
545
16
📌📗 💎داستان اختلاف در دیدنِ فیل آورده‌اند که فیلی را به شهری آوردند که مردمش هرگز فیل ندیده بودند.فیل را در خانه‌ای تاریک جای دادند و مردم برای شناختنش گرد آمدند. چون چراغی در آن خانه نبود، هرکس در تاریکی دست بر بخشی از بدن فیل کشید و بر اساس همان بخش، تصویری از تمام فیل ساخت. یکی خرطومش را لمس کرد و گفت: «فیل مانند ناودان است.» دیگری گوشش را لمس کرد و گفت: «نه، همچون بادبزنی بزرگ است.» دیگری پایش را گرفت و گفت: «فیل ستونی استوار است.» و آن‌که پشت فیل را لمس کرده بود، گفت: «همه اشتباه می‌کنید؛ فیل مانند تختی بزرگ است.» هرکس بخشی از حقیقت را یافته بود، اما همان بخش را تمام حقیقت می‌پنداشت؛ و از همین‌جا اختلاف آغاز شد. { اگر چراغی در آن خانه روشن می‌شد، هر چهار نفر می‌دیدند که آنچه گفته‌اند، بخشی از واقعیت است، نه همهٔ آن }. 🟢 پیام داستان مولانا با این حکایت، ما را به یکی از مهم‌ترین موانع شناخت حقیقت توجه می‌دهد: جزء را به جای کل گرفتن. انسان معمولاً جهان را از پنجرهٔ تجربه، دانش، تربیت و باورهای خودش می‌بیند. این نگاه می‌تواند درست باشد، اما لزوماً کامل نیست. ممکن است ما چیزی را درست دیده باشیم، اما فقط بخشی از آن را دیده باشیم. مشکل زمانی آغاز می‌شود که از «من چنین می‌بینم» به «حقیقت همین است» می‌رسیم. از همین‌جا گفت‌وگو به نزاع تبدیل می‌شود؛ زیرا هرکس نه تنها از دیدگاه خود دفاع می‌کند، بلکه می‌کوشد دیدگاه دیگران را نیز باطل کند. درس این حکایت، دعوت به بی‌اعتمادی نسبت به حقیقت نیست؛ بلکه دعوت به فروتنی در شناخت است. گاهی کافی است به جای گفتنِ «من درست می‌گویم»، بگوییم: 🟣 «آنچه من می‌بینم، ممکن است تنها بخشی از حقیقت باشد.» ✍️ 📖 *از تأملات ابراهیم امینی* 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 🌸 *علمی که تو را نرهاند از جهل کمتر است* 🌸🌺
892
17
📌📗 🖌 📖 زمانی که اهداف‌ تان را می‌نویسید، از مغزتان انواع مطالب جدید، عقاید انرژی‌ زا و طرح‌ های مختلف تراوش خواهد کرد. این‌ها خبرهای خوبی هستند، اما اگر آنها را ضبط یا مرور نکنید، بهترین نقشه‌ ها و طرح‌ های شما به دست فراموشی سپرده خواهند شد. 📓 از کتاب بنویس تا اتفاق بیفتد ✍️ هنریت کلاوسر ✅ 📕 تحلیل .... نوشتن اهداف، مثل باز کردن دریچه‌ای به ذهن خلاق شماست. زمانی که اهداف‌تان را مکتوب می‌کنید، ذهن شما شروع به جست‌وجوی راه‌حل، فرصت و ایده‌های جدید می‌کند( در واقع، مغز وارد حالت مسئله‌گشایی می‌شود). ❤️ *اما اگر این افکار را ثبت نکنید، مثل بخار آب از ذهن‌تان محو می‌شوند*. ✍️ 📖 *از تأملات ابراهیم امینی* 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 🌸 *علمی که تو را نرهاند از جهل کمتر است* 🌸🌺
575
18
📌📗 💎 سه اصل برای رسیدن به آرامش در زندگی، همیشه نمی‌توانیم از وقوع حوادث جلوگیری کنیم؛اما می‌توانیم شیوهٔ مواجهه با آن‌ها را بیاموزیم. برای رسیدن به آرامش، سه اصل مهم را باید پذیرفت ۱. پذیرش واقعیت نخست باید بپذیریم که اتفاقی رخ داده است. انکار واقعیت، گذشته را تغییر نمی‌دهد؛ فقط رنج ما را بیشتر می‌کند. ۲. سازگاری با شرایط جدید پس از پذیرش، باید خود را با وضعیت تازه هماهنگ کنیم. اگر حادثه‌ای زندگی ما را تغییر داده، باید بیاموزیم چگونه با این شرایط جدید زندگی کنیم و راه تازه‌ای برای ادامه دادن پیدا کنیم. ۳. تاب‌آوری پذیرش و سازگاری پایان راه نیست؛ باید دوباره برخاست و زندگی را ادامه داد. تاب‌آوری یعنی با وجود رنج، امید را از دست ندهیم و اجازه ندهیم یک حادثه، تمام زندگی ما را متوقف کند. اگر نگاه معنوی داشته باشیم، می‌توانیم حادثه را در چارچوب ایمان خود ببینیم و بگوییم: «شاید در این اتفاق نیز حکمتی نهفته باشد.» و اگر نگاه عقلانی و واقع‌بینانه داشته باشیم، می‌پذیریم که حوادث بخشی از زندگی انسان‌اند و باید خود را با واقعیت تازه هماهنگ کنیم. 🌱 آرامش همیشه به معنای نبودِ مشکل نیست؛ گاهی آرامش یعنی پذیرفتن آنچه تغییرناپذیر است، سازگار شدن با آنچه تغییر کرده و با امید، دوباره برخاستن. ✍️ 📖 *از تأملات ابراهیم امینی* 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 🌸 *ارزش هر انسان به چیزی است که آن را نیکو می‌داند و آن را نیکو انجام می‌دهد*. 🍀🌺🌸
794
19
📌📗 💎 بعضی افراد در یک جست‌وجوی اینترنتی، چند مطلب کوتاه می خوانند. یا در اینستاگرام ویدئوئی می بینند؛ که به آنها احساس دانایی می دهد. و آن گاه درباره آن حقیقتی که تخصصی در آن ندارند، با اطمینان فراوان اظهار نظر می کنند. 💦 یعنی جزئی بسیار کوچکی از یک حقیقت را می دانند و فکر می کنند؛ به کل حقیقت دست یافتند. آنها با دانستن چند مطلب ناقص در باره آن حقیقت تصور می‌کنند دیگر نیازی به تحقیق و یادگیری و یا شنیدن نظر مخالف ندارند. 🟢 در حالی که دانستن چند نکته کوتاه، به معنای فهم کامل یک حقیقت نیست. ✍️ 📖 *از تأملات ابراهیم امینی* 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 🌸 *ارزش هر انسان به چیزی است که آن را نیکو می‌داند و آن را نیکو انجام می‌دهد*. 🍀🌺🌸
529
20
📌📗 اگر اخلاق و رفتاری داریم که آن را می پسندیم. نه بدلیل خوب بودن آن رفتار و اخلاق است که آن را دوست می داریم گاهی تنها بدلیل این است که؛ به آن اخلاق **عادت کرده ایم. اگر کسی سال‌ها با خشم، حرص، کینه، خودخواهی زندگی کند ممکن است به‌تدریج این چیزها برایش طبیعی و حتی لذت‌بخش شوند. و در مقابل، آرامش، حقیقت و سخن صادقانه برایش سنگین و ناخوشایند به نظر برسد. اگرصفات خوب را در دیگران دیدیم و برای ما تلخ بود، نباید فوراً آن را نادرست بدانیم؛ شاید ذائقهٔ جان ما به این صفات نمی پسندد و به چیز های بد عادت کرده !!! ... ✍️ 📖 *از تأملات ابراهیم امینی* 💎 *خلاصه کتاب در تلگرام* https://t.me/ketab_khoolase 🌸 *ارزش هر انسان به چیزی است که آن را نیکو می‌داند و آن را نیکو انجام می‌دهد*. 🍀🌺🌸
780