☕️کافه شعر☕️
Ir al canal en Telegram
452
Suscriptores
Sin datos24 horas
Sin datos7 días
-230 días
Archivo de publicaciones
452
Repost from ☕️کافه شعر☕️
نام قطعه: به سوی ما بیا
شاعر: فروغ فرخزاد
با صدای: فروغ فرخزاد
پالایش و تنظیم: شهروز
ـــــــــــــــــ
و تو ای فراموش شدهی روزها
که خویشتن را به قرمز ملبس میسازی
و به زیورهای زر میآرایی
و چشمان خود را به سرمه جلا میدهی
به یاد آور که خود را عبث زیبایی دادهای
به سبب آوازی در بیابان بیراه
و یارانت که تو را خوار شمردهاند
وای بر ما
زیرا که روز رو به زوال نهاده است
و سایههای عصر دراز میشوند
و هستی ما چون قفسی که پر از پرندگان باشد
از نالههای اسارت لبریز است
و در میان ما کسی نیست که بداند
که تا به کِی خواهد بود
موسم حصاد گذشت و تابستان تمام شد
و ما نجات نیافتیم
مانند فاخته برای انصاف مینالیم و نیست
انتظار نور میکشیم و اینک، ظلمت است
و تو ای نهر سرشار که نفس مهر تو را میراند
به سوی ما بیا
به سوی ما بیا
452
ایمان بیاوریم به آغاز فصل سرد
و این منم
زنی تنها
در آستانه فصلی سرد
در ابتدای درک هستی آلوده ی زمین
و یأس ساده و غمناک اسمان
و ناتوانی این دستهای سیمانی
#شعرودکلمه_فروغ_فرخززاد
@cofsher
452
Repost from ☕️کافه شعر☕️
24 بهمن ماه سالروز پر کشیدن
#فروغ_فرخزاد،
پری ِ کوچک ِ غمگین ِ شعر ِ فارسی
به دوستداران ایشان و جامعه ی ادب و شعر، تسلیت باد !
452
#دکلمه
صدای فروغ فرخزاد
خورشید مرده بود
و هیچ کس نمیدانست
که نام آن کبوتر غمگین که از قلبها گریخته
ایمان است
@cofsher
452
Repost from ☕️کافه شعر☕️
((به فراخور 24بهمن ماه سالروز در گذشت فروغ فرخزاد))
فروغ فرخزاد،شاعر ایرانی در دی ماه1312_تهران،چشم به جهان گشود؛ دوران کودکی را به تناوب در نوشهر و تهران گذراند…تا کلاس سوم متوسطه در دبیرستان((خسرو خاور))تحصیل کرد و پس از ان در هنرستان بانوان به اموختن خیاطی ونقاشی پرداخت…در 1330به رغم مخالفت خانواده اش با((پرویز شاپور))ازدواج کرد،ازدواجی که حدود چهار سال بیشتر دوام نداشت و حاصلش پسری به نام ((کامیار)) بود،که حق سرپرستی انرا به پدرش دادند...پس از انتشار نخستین دفتر شعرش که موجب شهرتش شد،و البته با طعن و ناسزا همراه بود،به ایتالیا سفر کرد و زبان المانی و ایتالیایی اموخت…پس از بازگشت به ایران با ((ابراهیم گلستان))اشنا شد،که او را با سینما اشنا کرد،سپس به انگلستان سفر کرد،تا در زمینه ی فیلمسازی بیشتر مطالعه کند….پس از بازگشت به ایران،و در پی دیدار از اسایشگاه جذامیان تبریز،فیلم ((این خانه سیاه است))را بر اساس زندگی این دردمندان ساخت،که در 1342جایزه جشنواره ((اوبر هاوزن ))را دریافت کرد.او همچنین پسری به نام(( حسین منصوری))را به فرزند خواندگی گرفت …فروغ فرخزاد در 24 دی ماه 1345 بر اثر تصادف رانندگی،و بیرون افتادن از ماشین در گذشت.
فروغ در دوران شاعرانگی اش دست به ابداعاتی در شعر فارسی زد و بدین ترتیب دومین تحول در اوزان عروضی شعر فارسی را بعد از((نیما یوشیج)) پدید اورد وهمچنین دید دقیق و فلسفی که سر سرشار از احساس زنانه بود را وارد شعرش کرد،و این خود رنگ و بویی خاص به اشعار فروغ داد.و از همین رو فروغ از معدود شاعران معاصر است که شهرت جهانی دارد.در مجموع فروغ فرخزاد دفاتر شعر((اسیر،دیوار،عصیان،تولدی دیگر،ایمان بیاوریم به اغاز فصلی سرد)) را منتشر کرد.
@cofsher
452
سپاهی که مزدور ضحاک بود
دریغا که اهل همین خاک بود
سپاهی به پیکار با مردمش
به فرمان فرمانده کژدمش
پی خصم در کوی و برزن روان
مر او را هدف کودکان و زنان
تو گفتی که از تخمه بربرند
کِشند و کُشند و بَرَند و دَرَند
به دشمن سپرده نگین و کلاه
به پیکار با مردم دادخواه
نه با زور بازو که با تیغ و تیر
چو موشی که آید به پیکار شیر
سپاهی که همرزم اهریمن است
مگویید فرزند این میهن است
چنین که به تاراج و ویرانی اند
نه یار است گفتن که ایرانی اند.
452
چهشد که چشمِمرا بغضِتازه گریان کرد؟
کدام برکه دوباره دعای باران کرد ؟
از آسمان گله دارم که آفتابِ مرا
میان این همه ابر سیاه، پنهان کرد
بهار غائب تقویم روزگار ، ببین
چه با طراوت ما سردی زمستان کرد
در انتظار تو آنقدر اشک ریختهام،
که هرچه رود که خشکیدهبود طغیان کرد
از این جهنم، ما را نجات خواهد داد
کسی که آتشِ نمرود را گلستان کرد
#سجادسامانی
452
در هر وجب ز خاک وطن خون شتک زده است!!
از این وطن بجز تن بی سر چه مانده است؟؟
آه ای خدای فاجعه قدری درنگ کن...!!
با ما بگو ز خیر تو جز شر چه مانده است؟؟
با وعده بهشت تو دوزخ نشین شدیم
جز نفرتی عظیم ز محشر چه مانده است؟؟
نام تو دامو دین تورا دانه کرده اند
جز دِین خون ز دین تو چه مانده است؟؟
452
.
به جرم راه آزادی هزاران کشته در این سرزمین داریم
پریشان خاطر و دلخسته از احوال ایران اربعین داریم
#رضا_اخوان_پارسا
#سوگوار_دلیران_وطن🖤
452
دنيا نه اينكه جاىِ مرا جز قفس نكرد
از مكر آب و دانه ى خود نیز بس نكرد
اين كاروان عمر به چاهِ سكوت رفت
بانگى براى دل خوشىِ ما جرس نكرد
پاييز برگ برگ مرا از تنم تكاند
هرگز بهار ديدن من را هوس نكرد
در من خيال نشهى اين زندگى نبود
اما لب از شراب جدا يك نفس نكرد
ما را ببين چه ساده به دستان مرگ داد
لعنت به روزگار كه پرواى كس نكرد
ما عمر خود به پاىِ اميدش گذاشتيم
افسوس سهمما بهجز از خار و خس نكرد
#شگوفه_باخترى
♥️
☕️ @caafee
452
دنيا نه اينكه جاىِ مرا جز قفس نكرد
از مكر آب و دانه ى خود نیز بس نكرد
اين كاروان عمر به چاهِ سكوت رفت
بانگى براى دل خوشىِ ما جرس نكرد
پاييز برگ برگ مرا از تنم تكاند
هرگز بهار ديدن من را هوس نكرد
در من خيال نشهى اين زندگى نبود
اما لب از شراب جدا يك نفس نكرد
ما را ببين چه ساده به دستان مرگ داد
لعنت به روزگار كه پرواى كس نكرد
ما عمر خود به پاىِ اميدش گذاشتيم
افسوس سهمما بهجز از خار و خس نكرد
#شکوفه_باختری
