EUTHANAS
Ir al canal en Telegram
• من یک روانِ پاکم در هزار کالبد t.me/HidenChat_Bot?start=133467880 𓂀 @Pharida
Mostrar más2 606
Suscriptores
Sin datos24 horas
-457 días
-41430 días
Archivo de publicaciones
2 606
پرسیدی :
فرشته ی معلول ینی چی ؟
میخاستم برات توضیح بدم ولی فقط بسنده کردم به اینکه خب ینی فرشته معلول دیگه ..
بزار الان برات بگم ..
فرشته معلول، ینی فرشته خلق میشی ..
یه فرشته کامل .. ولی کم کم یه چیزاییی میاد توی وجودت و مث کرم شرو میکنه بالهای قشنگتو از درون خوردن ..
وابستگی شیطانه .. پدر مادر وقتی بچه رو وابسته بار میارن شیطانن .. من اگه بخام تو رو وابسته بار بیارم شیطانم ..
اون کِرمایی که از داخل، بالهات رو میخورن شیطانک هایی هستن که ناخاسته و خودخواهانه فرو کردن توی وجودت ..
ته ماجرا تو میشی ی فرشته معلول ..
میخای خوب باشی ولی نمیزارن .. ماهیت پرواز توی وجودته؛ میخای پرواز کنی، بال هم داری ولی بالهات معلوله و دیگه هرگز نمیتونی پرواز کنی ..
تو فقط شبیه فرشته هستی ولی از نوع معلولش ...
2 606
یه نفطه امن میخاستم برای فرار از اینهمه وحوش و قدرنشناسی .. چی میشه که مهر و احترام به آدما تبدیل میشه به وقاحت دُرُشت ...
2 606
اومدم بگم چقد خوبید ..
چقد خوشحالم که چندین برابر تعداد انگشتهای دستام، آدم های صاحب تفکر و ایدئولوژی و اهل علم و آگاهی دارم کنارم ..
خیلی چیزای قشنگی درباره مرگ گفتین که فقدان رو برام بسیار خفیف کرد ..
باشید همیشه ...
2 606
امروز یکی از عجیب ترین و نحیف ترین روزای زندگیم بود ..
اونقدر نحیف که هر لحظه میخاستم این روز خورد بشه بریزه روی زمین و من فقط خورشید داغی ک توش میدرخشید رو ببینم ..
امروز برای اولین بار توی سرزمینی پا گزاشتم که تا چشم کار میکرد استخون پوسیده زیر خاک دفن بود ..
در انتظار جنازه عزیزترین آدم زندگیم غرق در سوگواری .. دقیقن قلبمُ یه آدم قدرتمند با چنگالهای کلفت و قویش توی مُشت گرفته بود و ول نمیکرد .. اونقد فشرده شده بود که قفسه سینه م داشت خورد میشد و امتداد اشکهایی ک اونقد جاری بودن ک دیگه سر از تن و بدنم پیدا کرده بودن ..
باور نمیکردم .. ط دیگه نبودی و لای اون پارچه های سفید کفن پیچ شده بودی .. اونهمه ابهت خاص و مردانه و استایل همیشه شیک، تبدیل شده بود به یه جنازه بی جونِ کم حجم لابلای کتانهای سفید !..
انقد ضعف کردم ک احساس کردم پام سُر میخوره و من به جای طُ میرم ته قبری که شبیه یه گودال بود ..
من اولین بارم بود میدیدم یکی میره زیر خاک ..
تنها مشاهده م ازین حادثه فقط زمانی بود که جوجه ایی ک توی بچگی داشتم زیر خاک کرده بودم و چه اولین بار شَدیدی .. ک طُ برام رقم زدی ..
وقتی رفتی ته گودال خاکی و روی تن بی جونت بارونِ گلبرگ اومد و خاک .. یک تیکه از وجودمُ با اون لبخند شوخ طبع جذاب جدا کردی و با خودت بردی زیر خاک ....
من همیشه با تواَم .. طُ همیشه بامنی ..
چون بخشی از وجودم با طُ زیر اون خاک باقی موند ..
خدانگهدارت باشه ..
2 606
من زندگی کردنُ بدون طُ بلد نبودم ..
چرا یه کاری کردی که گُمت کنم ...
چطوری ب خودم بقبولونم اون ک دلمون بهش قرص بود توی این خراب شده؛ گذاشتُ رفت ......
داییِ قشنگم 🖤 ..
2 606
وقتی به خانوم کوچولو قول داده بودیم عکسای دوران بلوغشو معدوم کردیم ولی به قولمون عمل نکردیم 😂
2 606
این واسه دیروزه کل تهران این خاطره رو دیروز ثبت کردن .. انقد سرم شلوغ بود که نشد بیام و پز دیدن این زیباییِ نابُ بدم ...
2 606
کاش یه آدم شبیه تولید میشد باهاش وقت بگذرونم، باهاش به انرژی خورشید ضربه بزنم و مانترای OM رو تکرار کنیم ... بعدش بریم خارج از اتمسفر زمین و تبدیل به زباله فضایی بشیم ..
