es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

رود سوخته

رود سوخته

Ir al canal en Telegram

https://t.me/HarfChatBot?start=671e0bbbdbc9

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
307
Suscriptores
-224 horas
-97 días
-1830 días
Archivo de publicaciones
وای خدایا

به خودت و قلمت‌ باهم میدم

نکن‌ این کارو

حاجی

خوب میشههه

میروم.میروم و اهمیتی برای تو ندارد.میروم اما این رفتن،به معنای رها کردن نیست.من به تو قول داده بودم که هیچ گاه تو را رها نخواهم کرد؛و به پای حرفم میمانم و خواهم ماند. میروم و میمیرم،جان از تنم میرود،پر میکشم،روحم،تنم را در یک خلا سرد تنها میگذارد اما نه.فکرش را هم نکن که از خیال تو بگذرم. میروم در کالبد نسیمی که در صبح یک روز بهاری،لای پیچ و خم گیسوانت تاب میخورد،موهایت را نوازش میکند و عطر موهایت را به عنوان یک یادگاری،همراه خودش میبرد. میشوم همان شاخه گلی در گوشه و کنار باغچه یک پارک که تو با شور و ذوق به سمتش میروی و از شاخه میچینی اش،همان کاری که با خودم کرده بودی.ریشه ام را نابود کردی اما خودمانیم،اگر ظالم تو باشی،چه کسی از مظلوم بودن بدش می اید؟”وقتی شکنجه گر تویی،شکنجه،اشتباه نیست.” همان اشکی میشوم که در چشمانت جمع میشود،اما نمیتوانی گریه‌اش کنی.همان اشکی که خدا خدا میکنی فرو بریزد،اما نمیشود؛نمیتوانی.همان میشوم،در چشمانت عمر میکنم و هر وقت توانستی گریه کنی،تمام میشوم و میمیرم.اما شک نکن که باز هم در قالب چیزی دیگر،به تو باز میگردم.من از تو شروع میشوم و به تو خاتمه می‌یابم؛هر جا که باشی و هر چه که باشم. اگر روزی دیدی هوای نفس های اطرافیانت شبیه خودشان نیست اما برایت اشناست،بدان منم.بدان ان منم که دخول کردم به کالبدشان تا باری دیگر نوازشت کنم،باری دیگر احساس کنم هستی و باری دیگر احساس کنی هستم.ان گاه با روح خودم تو را در اغوش میگیرم و در هوایت نفس میکشم.همان هوایی که برای من معنای زندگی بود و هست،همان هوایی که همه چیز را برایم بی معنی میکرد و خودش معنای همه چیز میشد. و کسی چه میداند؟شاید هم همان قاصدکی شوم که یک روز،تصادفی از پنجرهٔ اتاقت به داخل می‌اید و گوشه ای بی صدا و بی حرکت مینشیند تا فقط تماشایت کند.تماشایت کند تا وقتی که از بین برود.شاید هم بین موهایت برای خودش خانه ای پیدا کند و همان جا بماند.اما تو هوایش را داشته باش.هوای مرا نداشتی،هوای این قاصدک را داشته باش.این قاصدک مزاحمت نمیشود،با تو صحبت نمیکند؛در اغوشت نمیگیرد.فقط میخواهد به تو زل بزند و تماشایت کند تا لحظه ای که تمام شود.ازارت نمیدهد،پس هوایش را داشته باش. میروم.میدانم و میدانی که با راه هایی دیگر به تو باز میگردم؛اما تنم چه؟تنم که میرود به زیر خاک.میروم به زیر خاک؛اما جانم تا وقتی که جان داشته باشی،به دنبال توست. اما هر چه که شد،تو به مزار من بیا.به مزارم بیا و اتفاقی،شاخه گلی جا بگذار؛حتی اگر به نیت من نباشد.اگر برای من نیاورده بودی هم اشکالی ندارد،فقط جایش بگذار.جایش بگذار،و من پیش خودم فکر میکنم که برای من اورده بودی و صاحبش من بودم. اگر هم نیامدی،خیالی نیست.به فدای یک تار موی زیبا و خوش عطرت.به باد ها میسپارم که عطرت را برایم بیاورند.ستاره ها را مامور میکنم که شب ها تماشایت کنند و خبرهایت را به من برسانند،به من بگویند چه میکنی و چه خیالی داری. من هر چه باشم،هر کجا که باشم،به دنبال تو ام؛حتی اگر نباشم. نمیدانم،هیچ چیز نمیدانم.فقط میدانم که تو در اغوش منی؛بی ان که باشی. ‌ “به جای من، یه قاصدک یه روز،میاد تو خونتون تو قدرشو بدون.” ‌ “تمام من، بیا ولی تو به مزار من، یه لاله جا بذار.”

Shervin.m4a5.45 MB

ریکت بدید ها

از این به بعد میخوام هر چی نوشتم بذارم اینجا

اقا امروز یهو یه ایده به سرم زد این که از اهنگای رندوم متن بنویسم و متنه رو یه جوری به اون اهنگ ربط بدم

به به

نکنید این کارو با من من فیتیش لپ دارم

photo content

photo content
+1

photo content

photo content
+1

Mensaje de video00:10

Mensaje de video00:05