˙⋆ ડ𝗎𝐧𝗂'𝗌 ᥴ𝖺𝐕𝖾 ꩜ 。
Ir al canal en Telegram
「 Just a pirate and their random shits . She/he/they, whatever u want. Enxp - 🩷💛🩵 𝘐𝘧 𝘺𝘰𝘶 𝘦𝘷𝘦𝘳 𝘯𝘦𝘦𝘥 𝘵𝘰 𝘴𝘢𝘺 𝘢 𝘸𝘰𝘳𝘥: @TheCursedSunsCaVebotbot 」 𝘈𝘯𝘥 𝘩𝘦𝘳𝘦'𝘴 𝘮𝘺 𝘧𝘢𝘯𝘧𝘪𝘤: ✵﹝https://t.me/+6_b92oPeHT01NmFk ﹞✵
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
312
Suscriptores
Sin datos24 horas
+37 días
+2630 días
Archivo de publicaciones
▸𝘏𝘦𝘢𝘥𝘤𝘢𝘯𝘰𝘯 .✦´-
لوسیفر از دلقکا استفاده میکرد تا سمو عذاب بده چون از تمام اون اتفاق با خبر بود. بخشی از سم از این که لوسیفر میدونست اما اون جرعت نداشت حتی به دین بگه، متنفر بود.Ⅵ▮Ⅵ ▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾ - #𝘍𝘢𝘤𝘵 - #𝘚𝘢𝘮𝘮𝘺 ✵ 𝚂𝚞𝚗𝚒'𝚜 𝙲𝚊𝚅𝚎 ´-
▸𝘏𝘦𝘢𝘥𝘤𝘢𝘯𝘰𝘯 .✦´-
یه بار یه ماشین بستنی فروشی از کنارشون رد میشه و سم تقریبا حالش بد شد چون آهنگی که از ماشین پخش میشد، خیلی شبیه اون آهنگی بود که حین اون اتفاق درحال پخش شدن بود..Ⅴ▮Ⅵ ▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾ - #𝘍𝘢𝘤𝘵 - #𝘚𝘢𝘮𝘮𝘺 ✵ 𝚂𝚞𝚗𝚒'𝚜 𝙲𝚊𝚅𝚎 ´-
▸𝘏𝘦𝘢𝘥𝘤𝘢𝘯𝘰𝘯 .✦´-
هربار دین باهاش درمورد ترسش از دلقکا شوخی میکنه و مسخرهش میکنه، به طرز غیرمنطقی ای عصبانی میشه و مطلقا میدونه دین هیچ ایده ای نداره که علت ترسش چیه و چه اتفاقی افتاده براش ولی خب با خودش فکر میکنه دین به هر حال نباید شوخی کنه باهاش..Ⅳ▮Ⅵ ▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾ - #𝘍𝘢𝘤𝘵 - #𝘚𝘢𝘮𝘮𝘺 ✵ 𝚂𝚞𝚗𝚒'𝚜 𝙲𝚊𝚅𝚎 ´-
▸𝘏𝘦𝘢𝘥𝘤𝘢𝘯𝘰𝘯 .✦´-
وقتی اتفاق افتاد، سعی کرد به دین بگه اما هربار خواست درموردش صحبت کنه احساس میکرد نمیتونه حرف بزنه. و بیشتر مکالمه ساکت بود.Ⅲ▮Ⅵ ▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾ - #𝘍𝘢𝘤𝘵 - #𝘚𝘢𝘮𝘮𝘺 ✵ 𝚂𝚞𝚗𝚒'𝚜 𝙲𝚊𝚅𝚎 ´-
▸𝘏𝘦𝘢𝘥𝘤𝘢𝘯𝘰𝘯 .✦´-
بعضی وقتا وقتی رنگای زیادی روشن و جیغ رو میبینه، برمیگرده به زمانی که اون اتفاق افتاده (بخاطر فضای شهربازی و رنگ های جیغ و بچگونه و شادش...).Ⅱ▮Ⅵ ▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾▵▾ - #𝘍𝘢𝘤𝘵 - #𝘚𝘢𝘮𝘮𝘺 ✵ 𝚂𝚞𝚗𝚒'𝚜 𝙲𝚊𝚅𝚎 ´-
