es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

دِرَفشـان|𝐃𝐞𝐫𝐚𝐟𝐬𝐡𝐚𝐧🩵✨

دِرَفشـان|𝐃𝐞𝐫𝐚𝐟𝐬𝐡𝐚𝐧🩵✨

Ir al canal en Telegram

در مسیر درخشیدن✨ نودانشجوی پزشکی. یه دختر معمولی با چالش‌های گاهی غیرمعمولی:) ربات برای صحبت‌هاتون: @Derafshanbot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
219
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-330 días
Archivo de publicaciones
ماکان‌بند منحل شد. من طرفدارشون نبودم ولی خب بعد حمید هیرادِ خدابیامرز این دومین خواننده‌های معروف نوجوونیِ منه که یجورایی دیگه نیستن.. یادش بخیر چقدر با هر بار این درو مسخره بازی درمی‌آوردیم:))

دیشب می‌خواستم درباره‌یِ این صحبت کنم ولی نت قطع شد. یکی از بدترین اخلاق‌هایی که من دارم همینه. اینکه از چیزی که می‌خرم استفاده نمی‌کنم. مخصوصا اگر گرون باشه. و معمولا به ضررم تموم می‌شه. فکر کنم ریشه‌ش از بچگی میاد، از اونجایی که وقتی لباس نو می‌خریدم مامانم می‌گفت نپوش تا وقتی بریم مهمونی یا مهمون بیاد و چون کلا ما زیاد مهمونی نمی‌ریم و مهمون نمیاد خیلی موقع‌ها اون لباس می‌موند و بهم کوچیک می‌شد. داستان روان‌نویس‌های زبرا رو گفتم اینجا، من خیلی دوستشون داشتم و گرون هم خریده بودم، برای اینکه زود تموم نشه ازشون خیلی کم استفاده می‌کردم و تمام ۲۰ رنگش تقریبا نو خشک شد. الان هروقت بهش فکر می‌کنم گریه‌م می‌گیره که من چجوری اونا رو به فنا دادم. یادمه داداشم بچه بود و عاشق رنگ سبزآبی، همش بهم می‌گفت توروخدا اون خودکار سبزآبی رو بده به من و منم نمی‌دادم.. الان تلاش می‌کنم بهتر باشم، هربار که یه‌چیزی رو می‌خوام بذارم خاک بخوره به اون خودکار‌ها فکر می‌کنم، به شادی‌ای که نشد داشته باشم، به چیزهایی که ننوشتم، به اینکه (احتمالا) دیگه نمی‌شه اون خودکار‌ها تکرار بشه.. تلاش می‌کنم از چیزی که می‌خرم یا هدیه می‌گیرم خوب استفاده کنم و ازش لذت ببرم، گاهی زندگی همین لحظه‌هایِ شادیِ استفاده از یه‌چیزِ قشنگه..

«یک عمر در انتظاری تا بیابی آن را که درکت کند و تو را همان گونه که هستی بپذیرد، و عاقبت در می یابی که او از همان آغاز "خودت"
«یک عمر در انتظاری تا بیابی آن را که درکت کند و تو را همان گونه که هستی بپذیرد، و عاقبت در می یابی که او از همان آغاز "خودت" بوده ای!» یادداشت های مرد فرزانه / ریچارد باخ

لمس کردن چیزها، استفاده کردنشون، حتی خراب کردنشون، شخصی سازی کردنشون، باهاشون خاطره ساختن خیلی بهتر از “فقط داشتنشون نیست”؟

اگه فقط یه چیزی میخواستم آدما از من یاد بگیرن همینه که از وسیله هاشون استفاده کنن و یه گوشه برای دکور نذارن

بریم با این کتابای عتیقه‌یِ بابا که از انباری پیدا کردم زبان بخونیم^^
+1
بریم با این کتابای عتیقه‌یِ بابا که از انباری پیدا کردم زبان بخونیم^^

داداش بازی می‌کنه ما تماشا می‌کنیم^^ مبل رو هم برداشته برده اون جلو😂🤦🏻‍♀
داداش بازی می‌کنه ما تماشا می‌کنیم^^ مبل رو هم برداشته برده اون جلو😂🤦🏻‍♀

اینجا ماهی‌ای که کشیدم انداخت تو آب مثلا:)))

من یک ساعت با یه اپ باحال نقاشی یاد گرفتم و بعد مدت‌ها نقاشی کشیدم:)) البته فعلا خیلی ساده و مبتدیه ولی کم‌کم بهتر می‌شه^^
+4
من یک ساعت با یه اپ باحال نقاشی یاد گرفتم و بعد مدت‌ها نقاشی کشیدم:)) البته فعلا خیلی ساده و مبتدیه ولی کم‌کم بهتر می‌شه^^

ولی چقدر این خانم نازه، اصلا ترکیب صورتش درسته، حتی با همون بینی!

تا زمانی که خودت خودتو دوست نداشته باشی هیچکس اون بیرون تحویلت نمی‌گیره! از قشنگ‌ترین چیزایی که توی یوتیوب دیدم^^

روزم مبارک🙂‍↔️

به استاد ادبیات گفتم برای نمره‌یِ اضافه یه‌کاری بهمون بده؛ حالا ایشون برای ۲نمره، ۶تا تحقیق داده:)) هیچی دیگه، وقت مشق نوشتنه
به استاد ادبیات گفتم برای نمره‌یِ اضافه یه‌کاری بهمون بده؛ حالا ایشون برای ۲نمره، ۶تا تحقیق داده:)) هیچی دیگه، وقت مشق نوشتنه^^

🔖 - از جایی میانِ صفحاتِ کتابِ کار عمیق : مشغول بودن، همیشه به معنای مفید بودن نیست.
+1
🔖 - از جایی میانِ صفحاتِ کتابِ کار عمیق : مشغول بودن، همیشه به معنای مفید بودن نیست.

عرضم به‌حضور اَنوَر شما که فقط بخش ظرف شستن انجام شد، یعنی حتی برقا نرفت😂😂 دیگه غذا هم پختم، کتاب هم قبل خواب می‌خونم حتما^^ شب شما خوش♥️

من نودل رو ایجوری درست می‌کنم، البته امروز سوسیس نداشتم و کنارش همبرگر گذاشتم ولی بازم خوشمزه بود^^

امشب غذا پختم، همزمان ۳تا غذا، آش و نودل و همبرگر. البته همش غذای آماده بود و من فقط آماده‌سازی انجام دادم ولی خب من همینقدر
+4
امشب غذا پختم، همزمان ۳تا غذا، آش و نودل و همبرگر. البته همش غذای آماده بود و من فقط آماده‌سازی انجام دادم ولی خب من همینقدر بلدم فعلا:)) جالب اینجاست که مامان من از کارای خونه متنفره ولی عاشق آشپزیه، من دقیقا برعکس، از آشپزی بدم میاد ولی کارای خونه رو دوست دارم و واقعا عالی انجامشون می‌دم. حتی مامانم اعتقادی به مرتب بودن و نظم نداره زیاد و زندگی رو سخت نمی‌گیره ولی من به‌عنوان یه وسواسی همش حرص می‌خورم و درحال جمع‌‌وجور کردنم😂😭 مثلا اینجوریه که می‌خوام شام بخورم، اول باید آشپزخونه رو مرتب کنم دورم تمیز باشه بعد، یا درس خوندن هم همینجور.. و البته واقعا اذیتم، این ویژگی‌ رو دوست ندارم اصلا. می‌خوام به‌زودی تلاش کنم کمترش کنم..

وای تولد دکترِ قلبِ سوپراستارِ معروفههه🔥🥳 تولدتون مبارک، براتون آرزوی سلامتی و شادی دارم♥️