دِرَفشـان|𝐃𝐞𝐫𝐚𝐟𝐬𝐡𝐚𝐧🩵✨
Ir al canal en Telegram
در مسیر درخشیدن✨ نودانشجوی پزشکی. یه دختر معمولی با چالشهای گاهی غیرمعمولی:) ربات برای صحبتهاتون: @Derafshanbot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
219
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-330 días
Archivo de publicaciones
اگر شهامت نداری با مشکلات بجنگی، همینجا بمون و بمیر؛
اونوقت ببین برای کی اهمیت داره!
_خاله هتی، قصههای جزیره_
اولین باره دارم اینو گوش میدم، البته من دارم ظهر جمعه گوش میدم ولی خب:))
باحاله بهنظرم..
یعنی آرزو به دلم موند یهبار چاییم رو داغ بخورم.
همیشه یادم میره، سرد میشه، دوباره باید برم روش آبجوش بریزم.
اَه😒
حتی اگر پزشکی باشه که این همه ازش بد میگن، دندون باشه که میگن اشباع شده، روانشناسی باشه، هنر باشه..
هرکاری، اگر براش تلاش کنی، جانزنی، باهوش باشی، اطلاعات جمع کنی، شبکهسازی کنی، میتونی موفق باشی. حالا چه ایران، چه خارج از ایران.
من یه دوستی داشتم به نام غزل؛
خانواده غزل خیلی پولدار و اصیل بودن.
مادرش پزشک متخصص داخلی بود و توی شهرمون خیلی معروف!
پدرش هم مهندس برق بود و اون هم معروف بود. پروژههای بزرگ و مهمی میگرفت. اینجوری که ازش خواهش میکردن بیاد سر پروژهها.
بچه که بودیم و توی مدرسه از غزل میپرسیدیم میخوای چیکاره بشی، میگفت من میخوام پروفسور بشم. میخوام چیزهای جدید اختراع کنم.
درسش هم خیلی خوب بود، همیشه جز برترینهای مرآت و مسابقات و اینا بود.
از کلاس هفتم هم رفت سمپاد.
کلاس دوازدهم که که ما هممدرسهای شده بودیم و من دیدمش، بهکل تغییر کرده بود.
بکگراند گوشی و تبلتش عکس نیویورک بود، و همه فکر و ذکرش مهاجرت.
میگفت من کلاس دهم و یازدهم زیاد درس نخوندم و فقط اطلاعات جمع کردم. اندازهی یه موسسه مهاجرتی از کشورای مختلف اطلاعات داشت.
درآخر، آدمی که همه فکر میکردن به دنبالهروی خانواده موفقش حتما پزشکی یا دندون میخونه، بدون توجه به حرف هیچکس، دانشجوی بیوتکنولوژی کاشان شد. حتی پشت کنکور نموند که بیوتکنولوژی تهران بیاره. حتی میگفت من دکترا پیوسته نمیخوام که زودتر بتونم برم.
الانم داره کارای مهاجرتش رو میکنه.
میخوام بگم اگر بتونید تحتتاثیر هیچچیزی جز علایق و چیزی که خودتون دوست دارین نباشین، و براش با تمام وجود تلاش کنید، موفقیت و پول زیاد هم براتون پیش میاد.
من نتونستم؛ ولی شما بتونید.
اول از همه، باید ببینی آیا واقعا هدفت رو دوست داری یا بهخاطر فشار خانواده و فامیل میخوای مسیری رو انتخاب کنی، اگر خانواده اونقدر تحت فشار نمیذارنت برو دنبال چیزی که خودت دوست داری. چون من معتقدم اگر مسیری رو دوست داشته باشی و براش تلاش کنی، به احتمال زیاد میتونی موفق باشی.
توی شرایط الان کشور، بهنظرم راهی رو انتخاب کن که بشه باهاش مهاجرت کرد. سریع! من چنلنویسی رو میشناسم که محیط زیست خونده و با نمرات خوب مهاجرت کرده انگلیس. پس فکر نکنین باید فقط رشتههای تاپ و یا مهندسی و برنامهنویسی بخونین برای مهاجرت.
و بهنظرم فقط در شرایطی پشت کنکور بمون با شرایط الان کشور که هم حمایت خانواده رو داشته باشین، و هم بتونین یکسال مداوم بدون توجه به حاشیهها درس بخونین. جنگ شد بخونین، قحطی شد بخونین و..
تحتتاثیر رویافروشها و کلیپهای خوشگل اینستاگرام و زندگیِ پینترستی بعضی چنلنویسها هم رشتهای رو انتخاب نکنین.
با بدگوییهای الکی بعضیها هم ردش نکنین.
با آگاهی به همهی سختیهاش واردش بشین.
+1
اولین سفری که بعد قبولیِ کنکور رفتم و خیلی زیاد خوب بود.
انگار یهدستی گلوم رو گرفته بود و بالاخره رها شده بودم.
شاید باورتون نشه ولی وقتی داشتم این وبینار رو توی ماشین گوش میدادم، یهجوری گریه میکردم که بیا و ببین:)))
وقتی خانوادگی دارین اخبار میبینین و تصمیم میگیره درباره اصلیترین عامل بیماری x که در سال ۱۴۰۴ رابطهی جنسی بوده صحبت کنه و یه کارشناس بیاد قشنگ قضیه رو بشکافه:
بزگترین ایکاشهای زندگیِ من این بودن که کاش از پایه دهم درست درس میخوندم. کاش سال اول پشت کنکوری اونقدر به خودم سخت نمیگرفتم که ببرم. کاش سال دوم زودتر با چنل یوحنا یا علی یا.. آشنا میشدم و اون مشاورای مزخرف به تورم نمیخوردن. کاش توی جنگ رها نمیکردم.
و کاش آدمی بود که بتونم باهاش صحبت کنم. کاش ورزش و زبان خوندن رو رها نمیکردم. کاش اونقدر خانوادهم برام مهم نبودن که از برای شادی اونا از خیلی چیزا بگذرم. کاش پدرم انقدر سختگیر نبود.
تا صبح کاش دارم، همشون هم بزرگن:))
