es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete

دِرَفشـان|𝐃𝐞𝐫𝐚𝐟𝐬𝐡𝐚𝐧🩵✨

دِرَفشـان|𝐃𝐞𝐫𝐚𝐟𝐬𝐡𝐚𝐧🩵✨

Ir al canal en Telegram

در مسیر درخشیدن✨ نودانشجوی پزشکی. یه دختر معمولی با چالش‌های گاهی غیرمعمولی:) ربات برای صحبت‌هاتون: @Derafshanbot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
219
Suscriptores
Sin datos24 horas
-37 días
-330 días
Archivo de publicaciones
خوابیدن بعد یه‌پیاده‌روی طولانی و وقتی داری از خستگی می‌‌میری یه‌جور دیگه می‌چسبه.

ولی مرگ بر پیاز نگینی خرد کردن👌🏻

از صبح بی‌وقفه کار کردم و بالاخره Done✅ حالا نوبت خودمه🙂‍↔️

آهنگِ خیلی قشنگ!✨ #Mu

<من آن گلبرگ مغرورم که می‌میرم ز بی‌آبی ولی با ذلت و خواری پیِ شبنم نمی‌گردم 🌱🥲

چرا کارای خونه تموم نمی‌شه؟ من خسته‌م آقا عه همین برقا نبود تو تاریکی کلی ظرف شستم، الان دوباره کلی شستم، صبح تا ظهر ۳بار شستم. تازه امروز ناهار غذایی نداشتیم که🤣💔

تولدت مبااارککک مبینای زیباا!🥳🥹 برات آرزوی سلامتی و شادی زیاااد دارم🩵✨

من از بچگی بارها قصه‌های جزیره رو دیدم. این آخرین بار که پخش شد بعد از سال‌ها دلم می‌خواست ببینم ولی نشد. چون ما اصلا تلویزیون نمی‌بینیم و فراموش می‌کردم. اما چند قسمتی دیدم که هرکدوم مربوط به زمان‌های مختلف سریال بود. بچگی، نوجوونی و جوانی شخصیت‌ها. چیزی که برام خیلی جالب بود شخصیت زیبا و ستودنی خاله هتی بود که بچگیم اصلا دوستش نداشتم و به‌نظرم خیلی بداخلاق بود. اما این‌بار و با همین چند قسمت و چیز‌هایی که یادم بود، متوجه شدم چقدررر این زن نمونه کامل و بارز یک زن قویه! زنی که مدیر و مدبره و تمام امور خانواده‌ رو مدیریت می‌کنه. هیچ‌وقت برای ازدواج و رابطه حتی با یه آدم پولدار از چیزهایی که دوستشون داره مثل معلم بودن و کنار بچه‌ها بودن دست نمی‌کشه. اما وقتی خواهرش بچه‌دار می‌شه و برای کارش نمی‌تونه درست کنار بچه‌ش باشه، مدتی خودش رو بازنشسته می‌کنه تا از بچه‌ی خواهرش مراقبت کنه و به حفظ زندگیش کمک. برای پیدا کردن مردی که برادرزاده‌ش بهش علاقه داره به‌ یه‌سفر طولانی می‌ره و بهش کمک می‌‌کنه. در تمام سریال، باوجود مسن بودن، بچه‌هایی توی خونه‌ش هستن که بزرگشون می‌کنه. سارا، بچه‌ی خواهرش، اون خواهر و برادر و.. در عین‌حال که زیبایی و عشق و قرار گذاشتن رو هم دوست داره، چیزهای مختلف رو امتحان می‌کنه و خودش رو محدود به معلم بودن نمی‌کنه. علایق خودش مثل تئاتر رو کنارش داره. بچه‌ها رو درست تربیت می‌کنه، و علاوه‌بر خانواده حواسش به دوستاش و مردم جزیره و نیازمندان هم هست. زنی که دوست دارم باشم، خاله هتیه. حتی اگر هیچ‌وقت ازدواج نکنم، حداقل می‌دونم که زندگیم رو درست استفاده کردم و آدم مفیدی بودم‌..

به‌نظرتون برم توی تاریکی و با آب سرد ظرف بشورم؟

که دیگه خاموشی برنامه‌ریزی شده نداریم؟
که دیگه خاموشی برنامه‌ریزی شده نداریم؟

اومدم بالکن لباس پهن کنم، بوی نعنای مامان همه‌‌جا پیچیده🥹🌿 این تقریبا آخرین‌ روزاییه که حیاط سرسبزه، پاییز که بشه تمومه.
+3
اومدم بالکن لباس پهن کنم، بوی نعنای مامان همه‌‌جا پیچیده🥹🌿 این تقریبا آخرین‌ روزاییه که حیاط سرسبزه، پاییز که بشه تمومه.

باخت‌هات باید درس بشن نه ترمز! _صبح جمعه با نشاط_

دیشب از چنل کیمیا با ایشون آشنا شدم. هنوز داستان زندگیش رو نخوندم اما همین که یک انسان پرتلاش به کمک ما نیاز داره کافی بود که بخوام اینجا بذارم و از شما هم خواهش کنم همه باهم کمک کنیم🩵✨

Repost from N/a
اسد یا آقای رنگو رو می شناسین متاسفانه مبتلا به آسیب شنوایی هست و نیاز به سمعک داره. کمترین هزینه یک جفت سمعک معمولی 180- 200میلیون هست.. شاید بخواد بره سرکار، یا دوباره کنکور بده، یا هرچیز دیگه ای‌... میدونم که درک میکنید زندگی بدون شنیدن چقدر سخته! بیاید کنارهم جمع بشیم، بتونیم به این دوست عزیزمون کمک کنیم، هرچند کم، اما بتونیم حداقل کمک هزینه ای باشیم براش... هر چقدر که در توانتون هست کمک کنید ، نگید این مبالغ کمه و به درد نمیخوره، به لطف خدا همه چیز درست میشه ان شاءالله... بسم الله... 5022291591206659 و شبا بانک پاسارگاد 540570077700010807926001 بانک پاسارگاد- اسدالله اسماعیلی اگر شماره کارت بالا مشکل داشت و محدودیت خورده بود به این واریز کنید: 6219861981656340 بلو بانک_اسدالله اسماعیلی (روی شماره کارت بزنید کپی میشه) اگر بازهم محدودیت داشت به شبای بلو بانک انتقال بدید: IR160560611828005843529101 بلوبانک_اسدالله اسماعیلی (روی شماره شبا بزنید کپی میشه) مدارک برای کسانی که میخوان مطمئن بشن ای که دستت میرسد، کاری بکن...

به‌نظرم یکی از بهترین‌ تراپی‌ها خیار خرُد کردن با چاقوی تیز و تخته‌ است🙂‍↔️

من از خود ۵ سال پیشم برای قطع ارتباط کردن با آدم‌هایی که اول دبیرستان باهاشون آشنا شدم و هم‌لول من نبودن ممنونم. برای اینکه با همون دوستای راهنماییم تا آخر دبیرستان موندم. برای اینکه قاطی خیلی داستان‌ها نشدم و خیلی تجربه‌ها رو ندارم. برای اینکه همیشه سعی کردم کمکِ مامانم باشم، و برای اینکه همیشه امیدوار مونم به اینکه بالاخره نوبت منم می‌شه.