サッフィック🍭
Ir al canal en Telegram
Sunrise 🌞 like free women 🧘🏻♀️ @Saphhicbot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
619
Suscriptores
+624 horas
+277 días
+11630 días
Archivo de publicaciones
619
Repost from Sāvis
چرا بعضی از اعضای بدن زنان جنسی تلقی میشوند؟
جنسی و جذاب تلقی شدن بخشهایی از بدن زنان، مثل سینه و باسن، صرفا نتیجه ویژگیهای زیستی بدن انسان نیست. اینکه یک بخش از بدن زن را جنسی و تحریککننده بدانیم، تا حد زیادی به فرهنگی بستگی دارد که در آن زندگی میکنیم.
برای فهم این موضوع کافی است به فرهنگهای مختلف نگاه کنیم: در بسیاری از جوامع آفریقایی، زنان بالاتنه خود را نمیپوشانند و برهنه بودن سینهها لزوماً مسئلهای جنسی محسوب نمیشود. در بعضی از این جوامع، سینه بیشتر به عنوان بخشی عادی از بدن زن دیده میشود و برهنه بودن آن معنای جنسی خاصی ندارد. در آمریکا نیز برهنه بودن شانهها معمولاً مسئله خاصی ایجاد نمیکند. اما در برخی فرهنگهای آسیای شرقی، همین بخش از بدن میتواند معنای متفاوتی داشته باشد. برای مثال، در فرهنگ ژاپنی شانه و گردن زنان در برخی تصاویر و سنتهای فرهنگی به شکل خاصی زیبا و جذاب به تصویر کشیده شدهاند. این تفاوتها یک سؤال ساده ایجاد میکنند: اگر یک بخش از بدن زن ذاتاً جنسی بود، چرا معنای آن از یک جامعه به جامعه دیگر اینقدر تغییر میکند؟ ما حتی میتوانیم رابطهای میان میزان پوشاندن یک بخش از بدن و جنسی شدن آن ببینیم. هرچه جامعهای بیشتر بر پوشاندن یک قسمت خاص از بدن زن تأکید کند و دیدن آن را ناپسند بداند، همان قسمت میتواند بیشتر به چیزی جنسی تبدیل شود. در واقع، ممنوعیت دیدن یک بخش از بدن گاهی دقیقاً همان چیزی است که آن را برجستهتر میکند. وقتی به مردم گفته میشود دیدن یک قسمت از بدن زن نادرست است، همان قسمت به چیزی تبدیل میشود که بیشتر از سایر بخشهای بدن مورد توجه قرار میگیرد. به همین دلیل، پوشاندن بدن لزوما به معنای کمتر شدن نگاه جنسی به زنان نیست. افغانستان نمونه روشنی از این مسئله است. در جامعهای که زنان مجبورند تقریباً تمام بدن خود را بپوشانند و حتی چهره آنان نیز در بسیاری از موقعیتها پوشیده باشد، بدن زن همچنان ابژهای برای نگاه جنسی میشود. پس مسئله فقط این نیست که چه مقدار از بدن زن دیده میشود. مسئله این است که چه کسی تعیین میکند بدن زن چگونه دیده شود. وقتی جامعه برای پوشش زنان قانون تعیین میکند و مشخص میکند کدام بخش از بدن باید پوشیده باشد و کدام بخش را میتوان نشان داد، در واقع فقط درباره مدل لباس مناسب تصمیم نمیگیرد، بلکه درباره اختیار زن بر بدن خودش هم تصمیم میگیرد. اینجاست که پوشش میتواند از یک انتخاب شخصی به وسیلهای برای کنترل زنان تبدیل شود. اگر هر بار جامعه یک بخش از بدن زن را جنسی دانست و زنان را مجبور کرد برای جلوگیری از این نگاه آن را بپوشانند، در نهایت این جامعه است که تعیین میکند زن با بدن خودش چه کند. در مقابل، وقتی زنان خودشان درباره بدن و پوشششان تصمیم میگیرند، تعریف جامعه از "پوشیده" و "برهنه" نیز میتواند به مرور تغییر کند. چیزی که امروز بیحیایی محسوب میشود، ممکن است چند سال بعد کاملاً عادی باشد. البته این حرف به این معنی نیست که هر زنی که پوشش بیشتری دارد، تحت اجبار است یا پوشش او لزوماً نشانه سرکوب است. مسئله اصلی، اختیار است. زن باید بتواند هم پوشیده باشد و هم نباشد، بدون اینکه انتخابش وسیلهای برای کنترل یا تنبیه او شود. در نهایت، اگر بدن زن ذاتا چیزی جنسی و تحریککننده بود، فرهنگها نمیتوانستند تا این اندازه درباره اینکه کدام قسمت بدن زن باید پوشیده باشد و کدام قسمت میتواند دیده شود، با یکدیگر تفاوت داشته باشند. این تفاوتها نشان میدهند که بخش بزرگی از معنایی که به بدن زنان نسبت میدهیم، ساخته جامعه است. و شاید مهمتر از همه این باشد که مردان یاد بگیرند دیدن بدن یک زن به معنای داشتن حق کنترل و تصرف آن نیست. زن میتواند لباس کوتاه بپوشد، لباس بلند بپوشد، حجاب داشته باشد یا نداشته باشد و در هیچکدام از این حالتها بدنش به دیگران تعلق پیدا نمیکند. ممکن است زنی به خاطر انتخاب پوشش خودش با برچسبهایی مثل "جنده" روبهرو شود. اما اگر قرار باشد آزادی زنان را با فحشی که برای کنترل و تنبیه آنها ساخته شده بسنجیم، از همان ابتدا پذیرفتهایم که دیگران حق دارند درباره بدن زنان تصمیم بگیرند.
619
نمیدونید که چقدر قراره رو اعتماد بنفسش تاثیر بزاره و دیگه نتونه خودشو دوست داشته باشه و از خودش متنفر میشه و احساس کمبود میکنه فقط به خاطر رفتار بیشعورانه اینا الهی نابود بشید)))
619
مثل اینکه تو کنسرت یک خواننده چینی این خانومی و روی بیگ اسکرین نشون میدن همه چی خوب تا اینکه افکت کرگردن روش میندازن و مسخره و بولیش میکنن😐😐😐
