es
Feedback
24HRs txt

24HRs txt

Ir al canal en Telegram

"Written for no one" @txt24HRsbot

Mostrar más
Irán138 779La categoría no está especificada
320
Suscriptores
+1624 horas
+537 días
+9830 días
Archivo de publicaciones
من عذرخواهی کردم، حتی وقتی مقصر نبودم. اما تو طلبکار شدی، حتی وقتی که باید عذرخواهی می‌کردی.

گاهی نمی‌شه از دوست داشتن یکی دست برداشت، حتی زمانی که ازش متنفری.

شاید اشتیاق فراوان من بود که تو را ترساند من در نامهربانی تو هم خود را مقصر می‌دانم..

هیچوقت نمی‌تونی مجبورش کنی عاشقت باشه ولی می‌تونی یه روز به یادش بیاری که کی رو از دست داده!

تا حالا شده با یکی آشتی کنی بعد ببینی که اصلا نبخشیدیش؟ خیلی حس بدیه.

آن شب و شب‌های بعدیِ بسیاری نخوابیدم. و فهمیدم اندوهی که آدم را نمی‌کشد، به شکل‌های دیگری در می‌آید که از مرگ بدتر است.

فریدریش نیچه موافقم ،برای ما هنوز مشخص نشده که سوختن ستمگر در دوزخ آن دنیا چه سودی برای مردم این دنیا دارد!

کسی که سال‌ها کنار دریا زندگی کرده بالاخره به صدای موج‌ها عادت کرده موج‌ها نرفتن.. فقط اون یاد گرفته باهاشون زندگی کنه فکر کنم بزرگ شدن همین باشه نه فراموش کردن، نه عبور کردن

اون شب بیشتر از هر شب دیگه‌ای دلم میخواست بهت بگم چقد ناراحتم ولی تو منو فراموش کردی عزیزم.

داریوش عزیزم ، دل منم تا قیامت گریه میخواد

گاهی اوقات دلت واسه یه شخص تنگ نمیشه،درواقع دلت برای اون لحظات و خاطراتی که دوباره تکرار نمیشن تنگ میشه.

- نورا دوست داشت در جهانی خالی از هرگونه شرارت و ظلم زندگی کند، اما متأسفانه تمام دنیاهایی که می‌توانست انتخاب کند پر از انسان بودند.

حق با توعه پرفسور اسنیپ، بچه های احساساتی همیشه در مورد ناعادلانه بودن زندگیشون غر میزنن. ولی هیچ کدوم متوجه این نیستن که زندگی اصلا عادلانه نیست.

آنه، درسته، چیزهای شکسته زیبایی غم انگیزی دارن

بعضی وقتا آدما مجبورن به چشمای هم زل بزنن و وانمود کنن که هیچ خاطره ای باهم ندارن.

یه کتاب رو یه بار خوندی، دوباره برو بخونش، عوض میشه؟

خدایا وقتی اومدیم پیشت ما باید تورو ببخشیم یا تو مارو؟

«کسی ندانست من چقدر تلاش کرده بودم که روحم زیبا بماند وقتی جهان پر از رنج بود..»

یعنی هیچ بارونی ، هیچ تاریخی ، هیچ مکانی ، هیچ آهنگی ، حتی برای یک ثانیه هم منو یاد تو ننداخت ؟.

تصمیم گرفتم تا ظهر توی رختخواب بمانم شاید نصفی از آدم‌ها تا آن موقع مرده باشند و من مجبور باشم فقط نصف دیگرشان را تحمل کنم.