468
Suscriptores
-1024 horas
-307 días
+130 días
Archivo de publicaciones
468
از کودکی در گوشمان زمزمه شد خدا از مادر مهربان تر است
خدایا مادرانمان جگرشان خون شد میبینی؟
فکر نکنم
468
در تاریخ بنویسید در ایران مردمی بودن که برای نجات 3 هم وطن خود، تا ساعت 5 صبح دست خالی جنگیدن.
468
اون اذان صبحی که باهاش نماز میخونید، همون موقع یک نفر برای اعتراض به گرسنگی اعدام میشه.
468
آن شب و شبهای بعدیِ بسیاری نخوابیدم. و فهمیدم اندوهی که آدم را نمیکشد، به شکلهای دیگری در میآید که از مرگ بدتر است.
