es
Feedback
انجمن شاعران ولگرد

انجمن شاعران ولگرد

Ir al canal en Telegram

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
142
Suscriptores
Sin datos24 horas
-197 días
-5930 días
Archivo de publicaciones
دور گردون،گر دو روزی بر مراد ما نرفت ، عمر ما رفت و دو روز حسرتش بر ما گذشت؛ هر چه گشتیم و دویدیم ، جز رَه تاریک نرفت هر چه حاصل شد ز عمر ، جز غصه‌ای بر باد نرفت...

دور گردون،گر دو روزی بر مراد ما نرفت عمر ما رفت و دو روز حسرتش بر ما گذشت هر چه گشتیم و دویدیم ، جر ره تاریک نرفت هر چه حاصل شد ز عمر ، جز غصه‌ای بر باد نرفت :)

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دائما یکسان نباشد حال دوران غم مخور...

دور گردون گر دو روزی بر مراد ما نرفت دائما یکسان نباشدحال دوران غم مخور

رویِ زمین هیچ شرابی شبیهِ آن‌چه در چشمان‌ِ توست، وجود ندارد...

یا مرا با خود ببر آنجا که هستی، یا بیا.

گهی گریان، گهی خندان، گهی چون ابر سرگردان گهی عاقل‌تر از عاقل، گهی نادان‌تر از نادان...

گهی گریان، گهی خندان، گهی چون ابر سرگردان گهی عاقل‌تر از عاقل، گهی نادان‌تر از نادان...

تو مهم بود بمانی که نماندی رفتی ؛ جان که باید برود سفت به من چسبیده...

اکه هی

یکی دیگه پیامش پینه بمنچه

ماشالا بعد کنکورم زیاد وقت تلف نکن سریع شروع کن دوباره

یروز زود تر هم تازه تموم میکنم

به کوری چشات

زنده ایی

ندریمون غورد

گرگِ هاری شده‌ام! هرزه‌پوی و دَله‌دو شب درین دشتِ زمستان زده‌ی بی‌همه‌چیز می‌دوم، بُرده ز هر باد گِرو چشم‌هایم چو دو کانونِ شرار صفِ تاریکیِ شب را شکند همه بی‌رحمی و فرمانِ فرار

انسانهای بسیار باهوش نمی‌توانند شرور باشند، زیرا شر نیازمند نوعی حماقت و محدودیت در اندیشه است.