es
Feedback
مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍

مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍

Ir al canal en Telegram

مرثیه ای برای وطن ، جایی برای بهتر زیستن کتاب‌‌من «تمام‌یک‌لحظه» در پیام های پین شده راه ارتباطی: بات ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7567490109 2-آیدی ربات شخصی: @Wectworld_bot 3-آیدی ما (موارد ضروری) : @Wectworld 4-پیج اینستاگرام ما : matin_poem

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada

📈 Análisis del canal de Telegram مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍

El canal مَرثیه‌ای برایِ وطن 🤍 (@mersiye_vatan) es un actor destacado. Actualmente la comunidad reúne a 18 694 suscriptores, ocupando la posición en la categoría Otro.

📊 Métricas de audiencia y dinámica

Desde su creación el невідомо, el proyecto ha mostrado un crecimiento acelerado, reuniendo a 18 694 suscriptores.

Según los últimos datos del 25 septiembre, 2026, el canal mantiene una actividad estable. En los últimos 30 días la variación de miembros fue de 2 716, y en las últimas 24 horas de -3, conservando un alto alcance.

  • Estado de verificación: No verificado
  • Tasa de interacción (ER): El promedio de interacción de la audiencia es 26.53%. Durante las primeras 24 horas tras publicar, el contenido suele obtener 27.18% de reacciones respecto al total de suscriptores.
  • Alcance de las publicaciones: Cada publicación recibe en promedio 4 960 visualizaciones. En el primer día suele acumular 5 081 visualizaciones.
  • Reacciones e interacción: La audiencia responde de forma activa: el promedio de reacciones por publicación es 94.

📝 Descripción y política de contenido

El autor describe el recurso como un espacio para expresar opiniones subjetivas:
“مرثیه ای برای وطن ، جایی برای بهتر زیستن کتاب‌‌من «تمام‌یک‌لحظه» در پیام های پین شده راه ارتباطی: بات ناشناس: http://t.me/HidenChat_Bot?start=7567490109 2-آیدی ربات شخصی: @Wectworld_bot 3-آیدی ما (موارد ضروری) : @Wectworld 4-پیج اینستاگرام ما : matin...”

Gracias a la alta frecuencia de actualizaciones (últimos datos recibidos el 26 septiembre, 2026), el canal mantiene la vigencia y un amplio alcance. La analítica demuestra que la audiencia interactúa activamente con el contenido, lo que lo convierte en un punto de referencia dentro de la categoría Otro.

18 694
Suscriptores
-324 horas
+1 2467 días
+2 71630 días
Archivo de publicaciones
دلیل این‌که در زندگی‌ام هیچ‌وقت خبری از حاشیه و دردسر نبوده ، این است که به دلقک‌ها صحنه ‌نمی‌دهم. وقت خود را صرف تحمل حرف های بیهوده، تفسیر رفتار های دو‌پهلو یا مراقبت از آدم های بزرگسالی که مسئولیت‌پذیر نیستند ، نمی‌کنم. انتخاب و حفظ آدم‌های با کیفیت در زندگی در زمان درست ، غرور نیست ؛ احترام به خود است، خودی که سال‌ها در حال ساخت آنم.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

روزی خواهد رسید که از زیر سایه‌ی سنگین ظلم بیرون می‌آییم؛ روزی که دیگر ترس، زبانمان را نخواهد دوخت و هیچ دیواری، رؤیاهایمان را حبس نخواهد کرد. آن روز، نخستین کارمان شاید این باشد که پنجره‌ها را باز کنیم؛ بگذاریم نور، پس از سال‌ها، بی‌اجازه وارد خانه‌هایمان شود. آن‌وقت از عشق خواهیم گفت؛ از دوست داشتن، بی‌هراس و بی‌پرده. از هنر خواهیم گفت؛ از نقاشی‌هایی که رنگشان را از زخم‌های این سرزمین نمی‌گیرند، از شعرهایی که دیگر برای زنده ماندن، مجبور به فریاد نیستند، از موسیقی‌هایی که در کوچه‌ها می‌پیچند و کسی از شنیدنشان نمی‌ترسد. آن روز، آزادی فقط واژه‌ای در کتاب‌ها نخواهد بود؛ در خنده‌ی کودکی خواهد بود که آینده‌اش را دوست دارد، در دست‌های پیرمردی که دیگر از فردا نمی‌ترسد، در چشمان جوانی که می‌تواند خودش باشد، و در شهری که مردمش دوباره یاد گرفته‌اند زیبایی را ببینند. ما پس از سال‌ها رنج، حق داریم زندگی را نه فقط برای زنده ماندن، که برای زیبا زیستن بخواهیم و شاید زیباترین انتقام از سال‌های سیاهی، این باشد که پس از رهایی، به جای نفرت، عشق را انتخاب کنیم؛ به جای ویرانی، هنر را؛ به جای سکوت، آواز را؛ و به جای ترس، آزادی را. آن روز، ما تازه زندگی را آغاز خواهیم کرد.
فرزند ایران ، متین https://t.me/Mersiye_vatan

خطاب به پسران با شرف سرزمینم؛
هیچ‌گاه به دختری تنها به خاطر زیباییِ تنش نزدیک نشوید، و هرگز اعتماد و احساس یک زن را وسیله‌ای برای خواسته‌های زودگذر خود نکنید. بدن یک زن، مجوزِ نزدیک شدن نیست؛ و زیباییِ او، حقِ تملک یا سوءاستفاده به کسی نمی‌دهد. اگر زنی به شما اعتماد کرد، حرمت آن اعتماد را نگه دارید؛ مردانگی در به‌دست آوردن نیست، در دست نگه داشتن است. زن را پیش از آنکه تن ببینید، انسان ببینید؛ و اگر روزی میان خواهشِ خود و شرافتِ او قرار گرفتید، بی‌درنگ شرافت را انتخاب کنید.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

نیایش شامگاهی آدینه به درگاه اهورامزدا❤️ فرزند ایران ، متین https://t.me/Mersiye_vatan
نیایش شامگاهی آدینه به درگاه اهورامزدا❤️ فرزند ایران ، متین https://t.me/Mersiye_vatan

هشت ماه گذشت از ۱۸ و ۱۹ دی؛ هشت ماه از آن دو شب که خیابان‌های ایران، به جای چراغ، از شراره‌ی گلوله روشن شدند و خاک، میزبان جو
+1
هشت ماه گذشت از ۱۸ و ۱۹ دی؛ هشت ماه از آن دو شب که خیابان‌های ایران، به جای چراغ، از شراره‌ی گلوله روشن شدند و خاک، میزبان جوانانی شد که هنوز برای زندگی رؤیا داشتند. آن شب‌ها، فقط چند خیابان و چند خانه نبود که در سکوت فرو رفت؛ بخشی از قلب ایران خاموش شد. هشت ماه گذشته است، اما برای آنان که عزیز از دست داده‌اند، هنوز همان شب است؛ هنوز همان در بسته است، همان تلفن خاموش، همان چشم‌های منتظر و همان پرسشی که هیچ پاسخی نتوانسته خاموشش کند: چرا؟ ۱۸ و ۱۹ دی را نباید تنها به خاطر سپرد؛ باید به تاریخ سپرد. تا نسل‌های بعد بدانند در روزگاری که حقیقت را در تاریکی دفن می‌کردند، کسانی بودند که ایستادند؛ کسانی که ترسیدند، اما تسلیم نشدند؛ کسانی که رفتند، اما نامشان ماند. هشت ماه گذشته است... ایران هنوز داغدار است؛ اما سوگ، پایان قصه نیست. بعضی خون‌ها بر زمین می‌ریزند تا یک ملت بفهمد چه چیزی را نباید فراموش کند و ما فراموش نخواهیم کرد. سوگند بر خون پاکشان که هستیم بر آن عهدی که بستیم.❤️
متن کامل در تصویر اول
فرزند ایران و  ای‌کاش جان‌فدای میهن ، متین https://t.me/Mersiye_vatan

عجیب است که بعضی‌ها از شکستن دل آدم‌ها، از فریب دادن احساساتشان و از شمردنِ آدم‌هایی که از زندگی‌شان گذشته‌اند، برای خود افتخارنامه می‌سازند؛ گویی هر قلبی که زخمی‌تر باشد، مدال بیشتری بر سینه‌ی آنان است. اما بازی با احساس انسان‌ها نه نشانه‌ی جذابیت است، نه مردانگی و نه پیروزی؛ تنها نشان می‌دهد که آدمی تا چه اندازه حاضر است برای چند لحظه غرورِ پوچ، از شرافت خویش خرج کند. آن‌کس که به اعتماد دیگری خیانت می‌کند، پیش از آنکه دل او را بشکند، چیزی از خودش را می‌شکند؛ اصالتش را، اعتبارش را و آن بخش نجیبی از وجودش را که دیگر به آسانی بازنمی‌گردد. و چه تلخ است روزی که بفهمی آدم‌هایی که زمانی احساساتشان را بازیچه کردی، دیگر چیزی برای از دست دادن تو ندارند؛ اما تو، بی‌آنکه بفهمی، سال‌هاست تکه‌تکه از ارزش خودت را فروخته‌ای. با دل آدم‌ها بازی نکنید و نامش را افتخار نگذارید؛ بعضی پیروزی‌ها، در حقیقت شکست‌هایی هستند که فقط دیرتر گریبانِ خودِ پیروز را می‌گیرند.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

شعر جدید من با نام «انزوای نجیب» روایتی از تنهاییِ خودخواسته در جهانی که گاهی فاصله گرفتن از آدم‌ها، نه از سرِ نفرت، که برای
+1
شعر جدید من با نام «انزوای نجیب» روایتی از تنهاییِ خودخواسته در جهانی که گاهی فاصله گرفتن از آدم‌ها، نه از سرِ نفرت، که برای حفظِ اصالت خویشتن است. این شعر درباره‌ی انتخابِ خلوت است؛ جایی که انسان ترجیح می‌دهد تنها بماند، اما خودش را در هیاهوی یک جمعِ بیگانه گم نکند. امید دارم که این اثر باب میل همگان باشد ، از حمایت ها و همراهی شما سپاسگزارم🩵
پیج ما : matin_poem
فرزند ایران ؛ متین

گاهی با خودم فکر می‌کنم شاید افکارم، احساساتم، خواسته‌هایم و حتی شیوه‌ی زیستنم، دیگر با این عصر و زمانه هم‌خوانی ندارد؛ انگار
گاهی با خودم فکر می‌کنم شاید افکارم، احساساتم، خواسته‌هایم و حتی شیوه‌ی زیستنم، دیگر با این عصر و زمانه هم‌خوانی ندارد؛ انگار بخشی از وجودم هنوز در گذشته جا مانده است؛ در روزگاری که قول‌ها حرمت داشتند و کلمه‌ها هنوز آن‌قدر بی‌ارزش نشده بودند که به آسانی شکسته شوند.
ادامه متن در تصویر
فرزند ایران ، متین https://t.me/Mersiye_vatan

بلوغ احساسی یعنی اجازه بدهی بعضی آدم‌ها برداشت اشتباهی از تو داشته باشند. این که لازم نباشد برای هر سوءتفاهمی توضیح بدهی، خودت را ثابت کنی یا همه را وادار به فهمیدن خودت کنی. چون در نهایت تصویری که بعضی ها از تو می‌سازند، بیشتر بازتاب ذهن سطحی نگر خودشان است تا حقیقت وجود تو.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

من از دیدن رنجِ یک حیوان، دلم می‌گیرد؛ از اشکِ کودکی، چیزی درونم فرو می‌ریزد؛ از دیدن پیرمردی که درد را به دوش می‌کشد، غمگین می‌شوم؛ و صدای آمبولانس، گاهی تمام آرامشم را برهم می‌زند. من با دیدن زخمی که بر تنِ انسانی نشسته، حتی اگر او را نشناسم، درد می‌کشم؛ و اگر بدانم دستی از سرِ ظلم بر او فرود آمده، قلبم بیشتر به درد می‌آید. حال چگونه می‌توانم در برابر ظلم، به ظلم پناه ببرم؟ چگونه می‌توانم چشم‌انتظار روزی باشم که رنجِ دیگری، پاسخِ رنجِ من باشد؟ مگر نه اینکه پیش از آنکه انسان‌ها دشمن یکدیگر شوند، انسان بودند؟ شاید بزرگ‌ترین اندوهِ این جهان همین باشد؛ اینکه گاهی انسان، چنان از انسان زخم می‌خورد که فراموش می‌کند خودش نیز از همان جنس است. من از رنج بیزارم، نه فقط از رنجِ خودم؛ از هر رنجی که بر موجودی روا شود و شاید همین است که نمی‌گذارد برای خاموش کردن یک آتش، آتش دیگری روشن کنم.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

شلیک کن به سینه‌ام ؛ ما نمی‌ترسیم. اگر گلوله به قلبمان برسد از زخم آن صبح خواهد رویید. ما آخرین فصل شب های تاریک شماییم ؛ زمستان تمام شده است. بهار ، نام کتاب تازه‌ای‌ست که با عشق ، امید و اگر لازم باشد خون خود خواهیم نوشت...
فرزند ایران و ای‌کاش جان‌فدای میهن ؛ متین https://t.me/Mersiye_vatan

همه آدم‌ها ممکن است در کالبد انسان آفریده شده باشند، اما وجدان همگان در یک تراز نیست. یکی از شکستن دلی بیمناک است و دیگری، بی‌تناسب و بی‌درنگ، آوار می‌شود بر جان دیگران. یکی تا واپیسین نفس، حرمت قطره‌ای نیکی را پاس می‌دارد و دیگری، همه‌ی فداکاری هارا در یک چشم به هم زدن به باد فراموشی می‌دهد. آنچه آدمی را به مقام انسان می‌رساند، نه لعاب ظاهر، که ژرفای وجدان ، عیار مهربانی و جوهره‌ی اخلاق اوست. پناه آوردن به کسی که بویی از وجدان نبرده‌ست ، خطاست ؛ چه عشقش ، چه دوستی‌اش و چه حتی کلامش، هرگز خانه امنی برای آرامش نخواهد بود.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

هنرمند شدن، جرأت می‌خواهد؛ جرأتِ متفاوت دیدن، متفاوت اندیشیدن و متفاوت آفریدن. باید آن‌قدر به نگاه و ایمانِ خویش باور داشته باشی که از قضاوتِ دیگران نهراسی؛ چرا که هنر، جایی متولد می‌شود که جرأت کنی خودِ واقعی‌ات باشی، نه آن‌چه دیگران و جامعه از تو می‌خواهند. هنر، زاده‌ی تقلید نیست؛ از دلِ کسی برمی‌آید که جرأت دارد متفاوت باشد، جرأت دارد دیده نشود و با این همه، دست از آفرینش نکشد.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

مدام می‌گفتند آدم‌های اصیل دیگر پیدا نمی‌شوند؛ آدم‌هایی که بلد باشند بی‌چشمداشت دوست بدارند، راست بگویند و حرمت دل دیگران را نگه دارند. اما مگر اصالت را کجا جست‌وجو می‌کردند؟ میان هیاهوی شهرت؟ در مسابقه بی‌پایان خودنمایی؟ لابه‌لای لبخندهایی که برای دوربین ساخته شده‌اند؟ نمی‌دانستند که آدم‌های اصیل معمولاً پر سر و صدا نیستند. شاید همین حالا پشت میزی نشسته‌اند و برای آینده‌شان تلاش می‌کنند؛ شاید کنار پدر و مادرشان چای می‌نوشند؛ شاید کتابی ورق می‌زنند یا بی‌آنکه کسی بفهمد، گره‌ای از کار انسانی باز می‌کنند. خوبی همیشه فریاد نمی‌زند؛ گاهی آن‌قدر آرام راه می‌رود که جهانِ شیفته‌ی هیاهو، از کنار آن عبور می‌کند و حتی نمی‌بیندش.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

عزم پولادین می‌خواهد پاک ماندن در روزگاری که پلیدی، سایه به سایه تعقیب می‌کند و همرنگ جماعت شدن، آسان‌ترین راه گم شدن در سیاه
عزم پولادین می‌خواهد پاک ماندن در روزگاری که پلیدی، سایه به سایه تعقیب می‌کند و همرنگ جماعت شدن، آسان‌ترین راه گم شدن در سیاهی است. در بزنگاه‌هایی که مسیر لغزش هموار است و وسوسه‌ی خطا دهان گشوده، صیانت از خویش هنر نیست، که استلزام اصالت است. فرو غلتیدن در سراشیبی آلودگی، به هیچ تقلایی نیاز ندارد؛ اما سربالا رفتن و دست‌نیاز دراز نکردن به سوی تباهی، اراده‌ای پولادین و ریشه‌هایی عمیق در خاک نجابت می‌طلبد. بگذار تاوان این تفاوت، غریبی در میان این نسخه‌های تکراری باشد؛ مهم این است که نامت تداعی‌گر اصالتی باشد که پدر و مادر، روز و شب به داشتنش بر خود می‌بالند.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

به آیندگان بگویید؛ ما نسلی بودیم که جوانی‌مان را زندگی نکردیم، آن را میانِ اضطرابِ فردا و حسرتِ امروز جا گذاشتیم. بگویید رؤیاهایمان بزرگ بود، اما سهممان از زندگی، گاهی فقط جنگیدن برای ساده‌ترین حقِ زیستن بود. بگویید بسیاری از ما رفتیم؛ نه از سرِ بی‌مهری به وطن، که از فرطِ خستگی از روزگاری که هر بار امید بستیم، چیزی از ما کم کرد. اما اگر روزی پرسیدند آیا هنوز وطن را دوست داشتیم، بگویید: آری؛ آن‌قدر که دردهایش را دردِ خود دانستیم، زخم‌هایش را بر جان خریدیم و اگر روزی دوباره نوبتِ فدا شدن برایش باشد، باز هم از جانمان خواهیم گذشت؛ چرا که بعضی عشق‌ها را نمی‌توان ترک کرد، حتی وقتی تمامِ زندگی، دلیلِ رفتن باشد.
فرزند ایران و ‌ای‌کاش جان‌فدای میهن ، متین https://t.me/Mersiye_vatan

آدم‌های شلوغ ، دل های تنها... در جستجوی یک دل امن و شناخت آدم ها در فصل های گوناگون... با نهایت فروتنی و احترام ، به همه توصی
+2
آدم‌های شلوغ ، دل های تنها... در جستجوی یک دل امن و شناخت آدم ها در فصل های گوناگون...
با نهایت فروتنی و احترام ، به همه توصیه می‌کنم متن این سه تصویر را بخوانید ، بسیار مهم و پر اهمیت در دنیای امروزی ما.
فرزند ایران ، متین
اینستاگرام ما : matin_poem
https://t.me/Mersiye_vatan

آدمی، آن چیزی نیست که در روشناییِ جهان از خود نشان می‌دهد؛ حقیقتش را باید در تاریک‌ترین اتاقِ خویش جست، جایی که هیچ دستی برای تشویق بالا نمی‌رود و هیچ چشمی شاهدِ انتخاب‌هایش نیست. بعضی آدم‌ها از میانِ رنج عبور می‌کنند و زخم می‌شوند؛ بعضی، عبور می‌کنند و زخم می‌مانند؛ اما نادرند آنان که از دلِ آتش برمی‌گردند و هنوز بوی باران می‌دهند. شاید معنای انسان ماندن همین باشد؛ این‌که جهان، هرقدر از تو چیزی کم کرد، نتواند روشناییِ درونت را به تاریکیِ خودش شبیه کند.
متین https://t.me/Mersiye_vatan

+3
کوروش، شاه بزرگ! اگر قرن‌ها پیش در این خاک ایستادی و نام ایران را بلند کردی، امروز ما ایستاده‌ایم تا بگوییم: ایران هنوز زنده است و تا هنگامی که یک ایرانی، در هر گوشهٔ این جهان، با شنیدن نام میهنش قلبش به تپش درمی‌آید، این نام جاودانه خواهد ماند. پاسارگاد گواه باشد، تاریخ گواه باشد، این خاک گواه باشد: ایران را از یاد نخواهیم برد.
متن کامل در تصویر چهارم
#پاینده_ایران و #جاویدشاه فرزند ایران و ای‌کاش جان‌فدای میهن ، متین 2585/6/13 https://t.me/Mersiye_vatan

شاید از بس مهربان بودیم، دل بعضی‌ها را زدیم؛ شاید آن‌قدر بخشیدیم که بخشش برایشان عادت شد و خوبی، چیزی بدیهی. اما من هنوز دست از مهربانی نمی‌کشم؛ نه برای آن‌که دیگران قدرش را بدانند، بلکه برای آن‌که شبی، وقتی همهٔ هیاهوی دنیا خاموش شد و من ماندم و وجدانم، از آدمی که در این جهان بوده‌ام، شرمنده نباشم. من خوب می‌مانم، حتی اگر خوبی‌ام گاهی به چشم نیاید ، چون نمی‌خواهم تلخیِ آدم‌ها، چیزی را در من خاموش کند که سال‌ها برای زنده نگه‌داشتنش جنگیده‌ام.
متین https://t.me/Mersiye_vatan