𝙋𝘼𝙕𝙀𝙇
Ir al canal en Telegram
𝐖𝐨𝐫𝐝𝐬 𝐟𝐫𝐨𝐦 𝐌𝐲 𝐁𝐥𝐚𝐜𝐤 𝐇𝐞𝐚𝐫𝐭 🖤 گپمون: https://t.me/+zhseW4eHo4Q5MGU0 Hi @durov Привет @durov, @Telegram Этот канал не нарушает закон. И в нем нет порнографических и гру
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 785
Suscriptores
-524 horas
+3487 días
+85130 días
Archivo de publicaciones
1 780
من آدم نرفتنم،
همیشه تلاش میکنم تا آخرین ذرهی احساسم پای آدما بمونم ولی وقتی دلسرد شدم، آتیشمم بزنن دیگه اون آدمی که برای خوشحالیشون هر کاری میکرد نمیشم.
1 780
عصبانیت من کوتاهه، سطحیه و بسیار تبخیرپذیر، دلشکسته شدنم اما طولانیه، عمیقه و مقاوم، همیشه اگه ازت عصبانی بشم خیلی بهتره تا دلخور.
1 780
برای جوونایی که دیگه به خونه بر نمیگردن
برای مادری که دیگه نمیتونه بچشو صفت بغل کنه
برای پدری که هنوزم منتظره بچش در و باز کنه و بیاد تو
برای دختری که تو قلب سرباز بود
برای کسایی که هر شب آینده رو تصور میکردن و میخوابیدن
برای ارزوهایی که نشد بهشون برسن
برای کسایی که ارزوی ۲۰۷ مشکی و پژو پارس سفید پنوماتیک تو دلشون موند
برای دختر و پسری که دیگه نمیتونن باباشونو بغل کنن
برای مادری که تا ابد مجبوره این غم رو تحمل کنه
برای فرزندانی که سهمشون از این وطن طناب دار بود
برای دانش آموزی که رفت مدرسه و برنگشت
برای سربازی که سربازی رفت ولی برنگشت
برای مادری که از بچش فقط یه لنگه کفش موند
برای بی گناهایی که تا بالای دار رفتن
برای وطنم
برای هم وطنم
برای ایرانم ، برای ایرانم ، برای ایرانم 🖤
1 780
هیچ مادری بچشو برای بدرقه چوبه دار بزرگ نمیکنه
و هیچ حکومتی با بیشتر کردن قبر ها موندگار نمیشه .
1 780
تو دلت برام تنگ نشد؟ صبحا وقتی بیدار شدی، شبا موقع خواب، نگاه نکردی ببینی من چی گفتم؟ هیچی نگفتنم دلتنگت نکرد؟ دلت نخواست آهنگایی که گوش کردی رو برام بفرستی؟ دوست نداشتی چیزایی که میبینی رو نشونم بدی؟ یعنی هیچ اتفاقی نیفتاد که دلت بخواد دربارهش باهام صحبت کنی؟ غذای موردعلاقهم رو نخوردی که یادم بیفتی؟ تو اصلا نگران حالم نشدی؟ دوست نداشتی بدونی دارم چیکار میکنم؟ اطرافم چی میگذره و اصلا کجام؟ تو دلت تنگ نشد؟ تو نگران نشدی؟ تو مثل من هرشب فکر نکردی به شبایی که باهم صبحشون میکردیم؟ تو نخواستی بدونی چی شده؟ نخواستی بگی؟ نخواستی بشنوی؟ جدی جدی دل تو تنگ نشد؟
1 780
کسایی که «برام آهنگ میفرستن، چند وقت یه بار یادم میافتن زنگ میزنن حالمو میپرسن، تولدمو یادشون میمونه، علاقه مندیامو میدونن، برام کتاب میخونن، هودیا و تیشرتاشونو باهام شریک میشن، اگه ازم ناراحتن میان بهم میگن، همونقدر که براشون ارزش قائلم برام ارزش قائلن، بهم احساس ناکافی بودن نمیدن، منو به چیزی نمیفروشن و برای حفظ رابطهمون اندازهی من تلاش میکنن»؛ قلبمو لمس میکنن.
