blue hour !!
Ir al canal en Telegram
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 008
Suscriptores
-324 horas
+67 días
+4130 días
Archivo de publicaciones
1 010
عزیزان از اینجا به بعد اسپویل داره لطفا اگر سینرز نخوندید هنوز یا چپتر ۱۸ رو نخوندید، مراقب باشید.
1 010
یه نظره دیگه
اینکه ممکنه زمانی که سانتا جانشین پدرش بشه همه چیز رو درباره پرث بفهمه...
1 010
++++++ واقعا شرایط مهمه چون آدمها توی شرایط مختلف از خودشون واکنشهای مختلفی نشون میدن، اگه توی شرایط آرومی فرصت صحبت کردن داشتن و برای مثال خود پرث در آرامش براش ماجرا رو تعریف میکرد احتمالا سانتا هم درک میکرد که چرا چنین تصمیماتی گرفته
1 010
https://t.me/boylovetales/23155
کاملا موافقم با حرفت ، من فقط یک چیز کلی گفتم.
قطعا که نگار برنامههای خوبی چیده برامون
1 010
سانتا که میفهمه پرث برای چی بهش نزدیک شده
اما شرایط مهمه
شاید توی بدترین حالت سانتا بفهمه
یا زمانی بفهمه که اعتماد صددرصدی به پرث داره
یا برادر پرث حتی به سانتا بگه و سانتا فکر کنه تمام احساساتش دروغ بودن
و فکر کنه که هیچ کدوم از احساساتش واقعی نبودن و به بازی گرفته شدن
و به احتمال زیاد هم با پرث دعواش بشه اونم شدید
یا شاید واقعا نا امید بشه
و به کل تغییر کنه
تغییری که پرث ازش واحمه داره و دیگه سانتا رو نشناسه
1 010
:((((( دقیقا انون
واقعا سخت بود چون نوشتن برای من مثل نفس کشیدنه و این ۵ هفته نفسم قطع بود
خوشحالم که حداقل ارزشش رو داشته😭😭😭
1 010
https://t.me/boylovetales/23099
راستش حس میکنم با تکرار اینکه با حرف هات راجب پرث و نانون موافقم قرار نیست کمکی کنم ولی نمیدونم شاید چون کمی(خیلی خیلی خیلی خیلی خیلی کم) تجربهی خلق کردن چیزی غیر از نوشته و یک داستان رو البته داشتم فکر کنم دوست داشتم بهت بگم راجبش به خودت حق بدی حداقل برای من هنر چیزیه که از احساس سر چشمه میگیره و تنها چیزی که هیچ منطق و برنامه و نظمی نمیشناسه شاید احساسات انسان هستش برای همین فکر میکنم تا حد زیادی خارج از کنترلت بود و خیلی هم آزاردهنده برای خودت؟
یعنی خب من هرهفته منتظر جمعه میمونم و قطعا خوندن سینرز خوشحالم میکنه ولی من ماه ها و سال ها شاید ازش فاصله گرفتم و فکر میکنم اگر احساس شبیه به همی داشته باشیم
احساس پوچی و ناراحتی زیادی برات داشته چون بخشی از هویت ماست کاری که میکنیم
میخوام بدونی حداقل برای من خیلی لذت بخش و دردناک بود خوندن این چپتر و حداقل از نظر من ارزش اون همه پاک کردن و از اول شروع کردن رو داشت
پس کلی خسته نباشیییی
و ببخشید اندازهی قدم حرف زدم
1 010
معلومه که نه
اگه خودش بهش میگفت که سانتا نهایتا میگفتم آخ الهی من قربونت بشم اشکال نداره حالا جوب جوب
