blue hour !!
Ir al canal en Telegram
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
808
Suscriptores
+524 horas
+267 días
+2630 días
Archivo de publicaciones
https://t.me/boylovetales/12903
من هم همینطور
زندگی کردنم انداختم بعد نیست شدنشون
و امیدوارم جدی زودتر .. خستهشین دیگه
خستهشین شاید تونستیم نگار و قانع کنیم خیلیم در حد کتاب نوشتن هست 🗣️🗣️
سانتا حسادت کردنش جالبه. شاید در خفا ناراحت بشه و واقعا اورثینک کنه اما ظاهر خودش رو حفظ میکنه و این یعنی وای به حال پرث و اون نفر سوم.
و من هم:)))) واقعا دلم میخواد چیزی که نوشتم و براش وقت گذاشتم رو دستم بگیرم و نتیجه زحمتم رو ببینم اما خب فعلا خوشحالم که اینجام و شما رو دارم😭
😭😭 کیه که چنین چیزی رو دوست نداشته باشه؟ اما اگه اینکه فکر نمیکنم در حد کتاب نوشتن باشم رو نادیده بگیریم، باز هم دلم نمیخواد ایدههام رو تغییر بدم... دلم نمیخواد مجبور بشم مثلا یک اثری مثل سینرز که اینقدر عاشقشم رو استریت کنم و یک عالمه تغییرات الکی بدم پس نمیدونم؟ شاید خیلی رویایی باشه اما نشستهام به این امید که ایران از چنگ آخوند رها بشه.
ولی نگار امیدوارم یک روز نسخهی چاپی اولین کتابتو بخرم :) البته اگه این کاریه که خودت هم دوست داری بکنی؟
و اصلا منظورم این نیست که عاشق سینرز یا بقیه فیکشن هایی که قراره بنویسی نیستم
صرفا حس میکنم هر چیزی که مینویسی بخشی از وجودتو تو خودش داره و خیلی دوست دارم من هم اونو به طور فیزیکی تو اتاقم داشته باشم
قرار نیست از اون شخصیت جدید متنفر بشید. من از مثلثهای عشقی وقتی یکی از طرفین خیلی آویزونه و رفتار خوبی نداره و یک حالت پیکمی ماننده خوشم نمیاد پس مطمئن باشید قرار نیست اینطور باشه. تقریبا مطمئنم همهتون قراره از طرف خوشتون بیاد و میتونیم سر اینکه بدیمش به کی دعوا کنیم.
نمیشه صبر کنید و ببینید؟ آخه شما که میدونید تهش پرثسانتا قراره به هم برسن پس این یعنی پرث حتی فرصتی به اون شخص نخواهد داد. اما اینکه چه اتفاقی اون وسطها میفته رو دیگه اسپویل کنم بیمزه میشه.
