blue hour !! (💤)
Ir al canal en Telegram
Just midnight thoughts turning into love stories Wanna talk ?? : @HelikaIsHerebot Archive : @bluehouranon
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
954
Suscriptores
-224 horas
-117 días
+1930 días
Archivo de publicaciones
سانتا از اون بچههایی بوده که مادرش واقعا تلاش کرده جای خالی پدرش رو براش پر کنه. مادرش همیشه سعی کرده هرچی که نیاز بوده رو براش فراهم و کاری کنه به رویاهاش برسه. چند ماه قبل از مرگش، به سانتا قول داده بوده که وقتی دانشگاهش تموم بشه بهش کمک میکنه یه گالری برای خودش بزنه.
"یه پسر لجباز خوشگل" !!! ناراویت یه کاری نکن یازده شب بهخاطر شخصیت غیرواقعی داستانی که خودم دارم مینویسم لبخند بزنم.
عاشق این روابطیام که برای همدیگه تلاش میکنن و پوندپووین سینرز واقعا این شکلی هستن.
ولی شاید براتون جالب باشه که بدونید پوند بهخاطر این افکاری که داشته، هیچوقت جلو نرفته. قدمهای اول رابطهشون رو پووین برداشته.
چون خانوادهش خیلی محترم بودن، خودش هم به لطف زحمت پدر و مادرش توی بهترین مدارس درس خونده، همیشه بهترین دانشآموز کلاس بوده، همه دوستش داشتن، سرشار از انرژی مثبت بوده و در مقابلش پوند حتی خانوادهای هم نداشته، از یک جایی به بعد حتی درسش رو هم ول کرده و این باعث شده احساس کنه لیاقتش رو نداره.
نمیدونم تا حالا به این موضوع دقت کردید یا نه، احتمالا زمانی که داشتیم به گذشته پووین و پونگساپاک اشاره میکردیم فهمیده باشید که پوند واقعا خودش رو در حد پووین نمیبینه.
در نهایت همیشه سمتش برمیگرده چون حداقل اون درد وسط دنیای تاریکش بهنظر آشنا میاد.
شنیدید که میگن آدم بهقدری وابسته به درد میشه و بهش عادت میکنه که اگه درد نداشته باشه احساس میکنه یک جای کار میلنگه؟ پوند برای پووین نقش چنین دردی رو داره.
زندگی است توی پدر و مادرش خلاصه شده و حتی خودش هم متوجه نیست این موضوع چقدر بهش آسیب زده. یادتونه زمانی که رفته بودن دیت، اولین دیتشون با ویلیام، است حتی غذا رو انتخاب نکرد. =))) "ترجیح میدم هرچی تو پیشنهاد میدی رو امتحان کنم" زر میزد. حتی نمیدونست چی دوست داره بخوره.
برعکس اکثر شخصیتهای سینرز که بچگیهاشون با رویاپردازی گذشته، است میتونه براتون از کتابهای موردعلاقه پدرش، غذاهای موردعلاقه مادرش، فعالیتهای موردعلاقهشون، جاهایی که دوست دارن بهش سفر کنن بگه اما اگه ازش بپرسید "خب تو دوست داری کجا بری؟" ساکت میشه.
برای همین پرث و پوند واقعا برای همدیگه احترام قائلن و البته پرث برای پوند واقعا آدم خاصیه.
