Narwhal
Ir al canal en Telegram
"Life with extera art pls" انلاین شاپ دست سازه های من ✨ پشتیبانی: @narwhalshop لینک اینستا: https://www.instagram.com/lastnarwhal?igsh=dnR0NDJtdzlubHZ0
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
435
Suscriptores
+1224 horas
+107 días
+1030 días
Archivo de publicaciones
435
+1
دستبند آلفا با طرح فلفل نبین چه ریزه بشکن ببین چه تیزه🤭
فروخته شدد (سه روز داشتم میبافتمش)
با کلی عشق بافته شده✨
435
+1
گردنبند تورمالین ساده با نخ بلند✨💜🖤
✨گردنبند تماما بافت کار شده و سادس بند بلندی داره و دارای نخ تنظیمیه میتونید روی مانتو هم استفاده اش کنید.
✨همچنین سنگش هم قابلیت تعویض داره و با نخ تنظیمی میتونید جای سنگ رو سفت کنید و سنگ متفاوت استفاده کنید یا برای دور گردنتون تنظیمش کنید.
✨چون نخش نخ موم خورده اس بسیار محکم و مقاومه و عمر بالایی داره.
تورمالین سیاه🖤 🛡️ ایجاد حس محافظت در برابر فشار و انرژیهای سنگین 🚧 تقویت مرزبندی با آدمها و محیطهای فرساینده 🌑 کمک به حفظ آرامش در موقعیتهای پرتنش ⚓ ایجاد حس زمینگیری و ثبات وقتی ذهنت پراکنده است 🖤 کمک به جدا شدن از احساسات و انرژیهای منفی اطراف 🔒 مناسب برای افرادی که زود تحتتأثیر فضای اطراف قرار میگیرندفروخته شد 🖤 برای سفارش @narwhalshop 🖤
435
گردنبند جذاب تورمالین🥲🪸
یه گردنبند تمام بافت جذاب و ناز تورمالین با اویزهای خوشگل گل بنفش و نخ موم خورده جذاب 🪻
تورمالین سیاه🖤 🛡️ ایجاد حس محافظت در برابر فشار و انرژیهای سنگین 🚧 تقویت مرزبندی با آدمها و محیطهای فرساینده 🌑 کمک به حفظ آرامش در موقعیتهای پرتنش ⚓ ایجاد حس زمینگیری و ثبات وقتی ذهنت پراکنده است 🖤 کمک به جدا شدن از احساسات و انرژیهای منفی اطراف 🔒 مناسب برای افرادی که زود تحتتأثیر فضای اطراف قرار میگیرندبند آزاد داره و قابل استفاده به طور دستبند بازوبند و سربنده💜 فروخته شد🖤 برای سفارش @narwhalshop 💜
435
Repost from ' R̶a̶i̶n̶y̶S̶o̶u̶l̶s̶
آن روز یک گوسفند در سرشماری کم بود. یک گوسفند و من شباش در طویله را باز گذاشتم. بفرمائید بروید. بروید به درک. من مسئول هیچ کدامتان نیستم. به بار رفتم. دختری که میخواستماش آنجا بود. به رفیقم باخته بودماش. رفیقم را در دوئل کشتم. برو و دربارهی خواستناش بمیر. من رفیق هیچکدامتان نیستم. نوشیدنیهارا یک به یک چشیدم. من ضامن عقل سلیم خود نیستم. کلاهم بر سر کج شد. زمین انداختمش و لگد زدمش و لگد زدمش. آنقدر که زمین کج شد. از جنازهاش پا براشتم و زین اسب را کشیدم. کشیدم و سابیدم و جا زدم، من متعلق به این انگشتها نیستم. آهای مردمانِ آواره، بروید یا بمانید، من پابند هیچکدامتان نیستم.
