namjun's legacy
Ir al canal en Telegram
a safe place for heo namjun's ass t.me/HidenChat_Bot?start=7861776368 t.me/HidenChat_Bot?start=418391642
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
246
Suscriptores
+124 horas
+107 días
+830 días
Archivo de publicaciones
+1
⟡ آپدیت b.stage نامجون از کیک تولدش
سلام من هئو نامجون هستم. هنوز خیلی تازه واردم و درست بلد نیستم چطوری باهاش کارکنم ولی میخوام خوب از پسش بربیارم.
+1
نامجون اکانتشو توی b.stage راهاندازی کرد.
'از طریق انجمن/صفحه ی رسمیش در b.stage از آخرین اخبار، محتوا و آپدیت های هئو نامجون باخبر بشین' ﹙ like : heonamjun.com ﹚
⠀⠀⠀⠀⠀⠀⢀⣰⣀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠀
⢀⣀⠀⠀⠀⢀⣄⠘⠀⠀⣶⡿⣷⣦⣾⣿⣧
⢺⣾⣶⣦⣰⡟⣿⡇⠀⠀⠻⣧⠀⠛⠀⡘⠏
⠈⢿⡆⠉⠛⠁⡷⠁⠀⠀⠀⠉⠳⣦⣮⠁⠀
⠀⠀⠛⢷⣄⣼⠃⠀⠀⠀⠀⠀⠀⠉⠀⠠⡧
⠀⠀⠀⠀⠉⠋⠀⠀⠀⠠⡥⠄⠀⠀⠀⠀⠀
⟡ تیزر کوتاه منتشر شده از برنامه 'you quiz'
بزارید همه باهم قلب هامون تند بزنه . یو کوییز
+1
نامجون درباره سریال بعدیش < #whalestar >
هنوز در اوایل داستان هستیم؛ مرحلهای که شخصیت رو میشناسیم و نسبت بهش احساس اضطراب و تردید داریم. وقتی از نیمهٔ داستان عبور کنیم، بیشتر باهاش همذاتپنداری خواهیم کرد. با این حال، من در زمینهٔ ظاهر و چنین جزئیاتی تموم تلاشم رو کردم. چون اثر اصلی وجود داره، طبیعتاً فشار هم هست. اما سعی کردم بیش از حد خودم رو درگیر این مسائل نکنم. حتی وبتون رو هم همین اواخر خوندم. در گذشته هم هنگام شرکت در آزمونهای بازیگری (اودیشن)، معمولاً آثار اصلی رو خیلی نمیخوندم. احساس میکنم اگه از قبل بیش از حد درش غرق بشم، ممکنه محدود بشم؛ بنابراین ترجیح میدم اول خودم آماده بشم و بعد با دیدگاهی تکمیلی به اثر اصلی نگاه کنم.
+1
واکنش نامجون درمورد شایعات دیتینگش با اکترس هونگ ییسول در طول مصاحبه:
اولش واقعاً خیلی بامزه بود. مدت زیادی خندیدم حتی کمپانی هم باهام شوخی کرد که 'حالا دیگه موفق شدی، چون شایعات دیتینگ ازت پخش شده.'
«هرگز فکر نمیکردم با اون دوست چنین شایعهای منتشر بشه. از یک طرف این شایعه برام عجیب بود، اما از طرف دیگه با خودم گفتم: واقعاً میشه اینطور هم به هم ربطمون بدن؟ خیلی شگفتزده شده بودم.' 'با خودم میگفتم من چه نقطه مشترکی با این دوست دارم؟ و این موضوع برام جالب بود. حتی فکر کردم شاید من هم بالاخره وارد شایعات عاشقانه شدم. اصلاً انتظار نداشتم چنین خبری منتشر بشه، اما خب منتشر شد. با خودم گفتم: پس من هم از اون آدمهایی هستم که دربارهشان شایعه رابطه عاشقانه درست میشه.
+1
حرفهای نامجون درباره دوقلو بودن و
واکنش برادر دوقلوش به شهرتش:
'حتی اگه مردم ما رو در خیابون ببینن احتمالاً متوجه نمیشن که ما دوقلو هستیم، چون اصلاً شبیه هم نیستیم. دوقلو بودن برای خیلیها موضوع جالبیه، برای همین در برنامههای سرگرمی یا مصاحبهها اغلب دربارش از من سؤال میکنن.'
من خودم این حرفه رو انتخاب کردم، بنابراین چیزهایی هست که باید تحملشون کنم. اما فقط میتونم تصور کنم که برادرم چقدر معذب و دستپاچه میشه. اون به من گفته که ترجیح میده اصلاً اسمی ازش برده نشه. میگفت وقتی مردم سعی میکنن اونو پیدا کنن یا در شبکههای اجتماعی دنبالش بگردن، میترسه و از استرس عرق میکنه. برادرم گفت خوشحاله که ظاهر ما انقدر با هم متفاوته. من هم دقیقاً همین احساس رو داشتم.
+1
نامجون گفت وقتی هنوز فقط کرکتر های کوچیک میگرفت، به برادر دوقلوش اینو میگفت: کاش تو هم شبیه من بودی، وقتی من خسته میشدم، تو میرفتی به جای من بازی میکردی.یننیتصتتست پررو بامزه 😭😭😭😭🤣
+1
هئو نامجون همچنین با خنده به واکنش کاربران اینترنت درباره این موضوع که 'اون با هر دو بازیگر کرکتر یونجین ( کرکتر سریال the glory ) همبازی بوده' اشاره کرد.
دلیل این شوخی اینه که شین یهاون و لیم جیون جفتشون کرکتر پارک یونجین رو توی گلوری بازی کردن ( یکیشون برای دوران جوانی کرکتر یکیشون بزرگسالی ) و نامجون توی سریال قبلیش یعنی '#ahundredmemories' با شین یهاون همبازی بود.
نامجون گفت: 'اون کامنت رو دیدم. واقعاً خوششانس هستم.. هر دوی اونا انسانهای بسیار مهربونی هستن.' 'هر دوی اونا بازیگرانی هستن که بهخوبی ویژگیها و سبک بازی طرف مقابل رو درک میکنن و با ملاحظه و توجه با همبازی هاشون رفتار میکنن. هنگام بازی در کنارشون کمکهای زیادی دریافت کردم.'
+1
💭 دیتینگ استایل هو نامجون به گفته خودش :
این اولین تجربم در نقشآفرینی در یک سریال عاشقانه بود، اما با بازی در نقش یک شخصیت مرد جذاب، توجه بسیاری به این موضوع جلب شد که آیا سبک واقعی عشق و رابطه اون هم شبیه شخصیت چا سهگه هست یا نه.. در این باره، نامجون گفت: 'فکر میکنم آدم سادهای هستم. از وقت گذروندن با دوستان و خانواده، خوردن غذای خوشمزه، قدم زدن در هوای آزاد و تماشای دوباره برنامههایی که قبلاً دیدم لذت میبرم و از همین چیزهای کوچک احساس خوشبختی میکنم.'
«'من اصلاً از اون تیپ آدمهایی نیستم که مثل چا سهگه ناگهانی سراغ کسی برن یا قرارهای پرزرقوبرق و سوپرکارگونه داشته باشن. حتی پول خرید یک سوپراسپرت رو هم ندارم' و خندید. 'فکر نمیکنم اهل ناز و کرشمه و بازیهای کششی در رابطه باشم. اگه کسی رو دوست داشته باشم، از رفتارم مشخص میشه. اما اگه احساساتم بیش از حد عمیق بشه، حتی ممکنه نتونم اونو ابراز کنم.' ( کاملا برعکس چا سهگه )
+1
نامجون در این مصاحبه، درباره روزهای اول کریر خودش گفت: 'مدت طولانیای بود که فقط از طریق بازیگری نمیتونستم هزینه زندگیم رو تأمین کنم.' و توضیح داد که هر زمان بین پروژههای کاری فاصله میوفتاد، برای تأمین هزینههای زندگی مجبور بود کارهای پارهوقت انجام بده.
اون در مکانهای مختلفی مثل کافه و رستورانها کار میکرد و زندگی خودشو میگذروند و بارها ساعات کاریش رو با زمانهای اودیشن و فیلمبرداری هماهنگ میکرد: 'هر وقت یک پروژه تموم میشد، دوباره دنبال کار پارهوقت میگشتم، در اودیشنها شرکت میکردم و برای پروژه بعدی آماده میشدم. این روند مدام تکرار میشد.'
نامجون همچنین گفت که نگرانی درباره آینده نامعلوم کم نبوده. اطرافیانش گاهی اونو به انتخاب مسیر شغلی دیگهای تشویق میکردن، اما نامجون هرگز از رویای بازیگر شدن دست نکشید: 'با این فکر که روزی فرصتی برام پیش خواهد اومد، دووم آوردم. حتی وقتی نتیجهای در کوتاهمدت دیده نمیشد، اشتیاقم برای ادامه بازیگری بیشتر بود.' پس از سالها گمنامی، در چند سال اخیر شرایط اون تغییر کرد. اون با حضور در چندین اثر هنری شناخته شد و با ایفای نقش "چا سهگه" توجه زیادی رو به خودش جلب کرد.
+1
نامجون درمورد همکاریش با یون بیونگهی ( آقای سون ) گفت : واقعاً چند بار هنگام بازی با بیونگ هی سونبه بخاطر خنده برداشت خراب شد. آخر سر بعد از تموم شدن دیالوگها، هر دو سعی میکردیم به چشمهای هم نگاه نکنیم چون مدام خندمون میگرفت. کارگردان هم کات داد و گفت: "شما دو نفر فقط کافیه به هم نگاه کنید تا بخندید؟!"» این حرف اون باعث خندهٔ حاضران شد.
+1
سکانس مشهور کیس' روی مچ دست' که قلب بسیاری از بینندگان رو به تپش انداخت، به گفتهی نامجون هرگز تصور نمیکرده تا این اندازه مورد استقبال قرار بگیره.
هو نامجون گفت: 'از همون تمرینها یک چیزی بود که باعث میشد کمی مردد بشم. درامها معمولاً صحنههایی دارن که بارها دیدیم، اما بوسیدن مچ دست برای من حس آشنایی نداشت. خودِ تصویر این صحنه عجیب بود؛ نمیدونستم وقتی دیگران یا بینندگان منو در حال انجامش ببینن چه احساسی خواهند داشت. بازیگرها درحال بازی نمیتونن خودشون رو ببینن و مانیتور هم نمیکردم، برای همین کمی احساس معذب بودن داشتم. مدام با خودم فکر میکردم: "واقعاً دارم درست انجامش میدم؟" نویسنده این صحنه رو نوشته بود، اما فکر میکنم حتی کارگردان هم از واکنش انفجاری مخاطبان کمی غافلگیر شده بود. احتمالاً ایشونم تصور نمیکرد این صحنه تا این حد مورد توجه قرار بگیره. هنگام فیلمبرداری فقط با خودم میگفتم: "باید تا جای ممکن ساده و طبیعی اجراش کنم. اگه این و ساده بازی نکنم، اصلاً نمیدونم چطور باید انجامش بدم. حتماً کارگردان در تدوین بهخوبی از آب درمیاره؛ فعلاً فقط روی بازی تمرکز کنم!" به همین خاطر نتونستم تصویر کلی صحنه رو ببینم.'
