i'm busy obsessing over gay boys❕
Ir al canal en Telegram
به این کاربر دست بزنید جیغ میزنه. 💬 @ilistenidontjudgebot
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
633
Suscriptores
+424 horas
+257 días
+21830 días
Archivo de publicaciones
خیلی حرف زدم لعنتی!! ولی آره تمام این افکار داشت مغزم رو میخورد. الان که گفتمشون راحت شدم. حالا هم مشتاقانه منتظر شنبه میمونیم تا ببینیم کدومش درست از آب درمیاد.
با تمام اینا بنظرم وجود این دختر و کارای متناقضش یه حقهست که باعث بشه بخوای برای چیزی مقصر بدونیش ولی اون فقط یه دختر ۱۷ ساله بود که تکلیفش با احساساتش مشخص نیست اما اینو میدونه که خیلی عاشق پیاو ـه! و وقتی بزرگ شد هم بلاخره راهی پیدا کرد تا همیشه کنار این پسر باشه. همین.
تنها کسی که میتونست پیاو رو خوشحال کنه تشویق پدربزرگش بود چون میدونست اون حقیقت رو بهش میگه.
در حقيقت پیاو حالش با هیچ تشویقی و حمایتی خوب نمیشد چون میدونست دارن بهش دروغ میگن. احساس واقعی همه درست تو صورتشون مشخص بود و با همون چهره سعی میکردن بهش دروغ بگن و این احمق فرض شدن روانیش کرده بود. چه استادش چه دوستش و چه بقیه!
+3
پستی که از جونگیو تعریف کرده بود رو لایک کرده بود و سر اجرا کلی ازش عکس گرفته بود و با دیدن پیاو و حرف زدن باهاش مثل کسی که یادش بیاد پسری که بهش علاقه داره رو هم باید لحاظ کنه، یهویی رفتارش رو عوض میکرد :
ازش عکس میگرفت، تشویقش میکرد و ازش تعریف میکرد. دقیقاً مثل کسی که دیوانهوار فن یه پیانوئیسته و واسش فنگرلی میکنه اما این بین مثل آدمی که خودش هم تکلیفش با احساساتش مشخصه نیست! نمیخواست پیاو این احساس رو بفهمه و قلبش بشکنه.
+3
با اینحال، با تمام علاقهاش به پیاو، انگار جونگیو هم جذبش کرده بود! و همین موضوعه که مخاطب رو گیج میکنه و برمیگردونه به همون سوال که "بلاخره تو چه احساسی داری دختر؟!"
+1
اینجا مشخصه از این اتفاق کاملاً هیجانزدهست و حتی از اینکه جونگیو دیده شده، خوشحاله! بنظر شبیه کسی نمیاد که فکر کنه گند زده و بخواد جلوی جونگیو رو بگیره تا مانعی برای پیاو نباشه!
از طرفی!! این دختر دلیل دیده شدن جونگیوعه! اگر جونگیو رو برای همنوازی انتخاب نکرده بود شاید هیچوقت استعدادش کشف نمیشد چون خود جونگیو قرار نبود تلاشی برای دیده شدن خودش بکنه.
ولی دلت میخواد ازش بپرسی "پیانو زدنش رو دوست داری چون واقعاً فوقالعادهست یا چون عاشق خودشی؟!" و جواب مشخصه.
از همون ابتدای سریال هم مشخص بود این دختر روی پیاو کراش داره چون نه تنها همکلاسی بودن بلکه آشنایی خانوادگی داشتن. خشک و بیاحساس بودن پیانو زدن پیاو همیشه برای همه مشخص بوده حتی برای این دختر که خودش هم موسیقی میخونه ولی همیشه خودش رو مشتاق اجرای پیاو نشون میده و میگه کارش حرف نداره.
+3
میگم "اینبار" چون یه چیزی توی این دو صحنه و اتفاق داره دژاوو میشه!
+5
این زن یه مسیحیه تمام عیاره. از گردنبند صلیبش تا تنهایی دعا کردنش توی اتاق و شمع های مریم مقدس! منطق میگه چنین آدمی نمیتونه قاتل باشه، وقتی برای اینکه پسرش به بهترین جایگاه برسه حاضره کارهای ریسکیای انجام بده که شاید به چیزای خوبی ختم نشن.
این آخرین تلاش پیاوی خسته برای گرفتن رضایت پدربزرگش بود متأسفانه با نقشهی شوم مادرش همزمان شد و اصلاً جونگیویی نیومد تا بتونه اجرا کنه. و تمام این مسئله الان داره آزارش میده!
