ٖؒحُبٖؒ
Ir al canal en Telegram
🤍🦢
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
4 752
Suscriptores
-2924 horas
-2117 días
-39230 días
Archivo de publicaciones
4 672
جوری که برای آرامشم میتونم خودمو از آدما جدا کنم ترسناک ترین چیز راجب منه. به این صورت که من میتونم تا حد مرگ دوستت داشته باشم و دیگه دوباره منو نبینی.
4 672
بسه دیگه، دلم زود تاریک شدن و هوای ابری و بارون و بوت و سرما و هودی و قهوه گرم میخواد.
4 672
شاید بد ترین چیزی که مجبور به تجربه کردنش شدم، هدر رفتن بهترین ورژنم برای بد ترین آدم ها بود.
4 672
ناگهان به حال خود گریستم
چرا که بعد از هر خوشی، نگران بودم
که چقدر طول میکشد تا اندوه
دوباره به سراغم بیاید.
4 672
دقیقا همونجای زندگیام ك #شاملو میگه:
از هیاهویِ بسیارِ این روزگار پناه میبرم به خلوتِ
خویش ك آدمیان بیرحم و ترسناکند.🩶🫧
4 672
عاقبت قلب تورا با شعر
راضی می کنم
با ردیف و قافیه
دیوانه بازی می کنم
می روم
در مجلس مشروطه
ساکن می شوم
یک سخنرانی
علیه حزب و نازی می کنم
انقلابی می کنم
سبز و سفیدو سرخ
قلب خود را
باتو تقسیم اراضی می
کنم.
4 672
اهل شعرم ؛
اهل تنهایی و درد ،
پیشهام فریاد است
کاسبم ، کاسب دل !
صادراتم شادی ، وارداتم غم و درد !
دوستانی دارم ، سردتر از سردی برف
گاهگاهی یخشان میشکند ،
گاهگاهی دلشان میسوزد ،
ولی از روی ترحم !
سرزمینی دارم ،
مردمانش همه دوست
ولی از روی ریا . . !
4 672
اونی ك این و نوشته فکر کنم خیلی غمگینه:
◝سفیدی چشمانت را به کی دادی
ك زندگی ما این چنین سیاه شد؟ 🌊'🩶◟
