نٌوِرا | 𝑵𝒐𝒗𝒆𝒓𝒂
Ir al canal en Telegram
میانِ سوال و دانستن نٌوِراست.
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
269
Suscriptores
Sin datos24 horas
-87 días
-830 días
Archivo de publicaciones
هدفم؟رتبهای که نتونه انتخابهای منو محدود کنه
دودل بودن و میذارم برای تایم انتخاب رشته
چقدر حاضرم بابتش تلاش کنم؟بعد اسباب کشی تو همین چنل نشون میدم که از یه انسان چه کارایی برمیاد.
Repost from slice of life🍓
یه چالشش
هدفت چیه؟ دوست داری چه رشته ای قبول بشی؟ چقدر حاضری بابتش تلاش کنی؟
دارم از خونهای که ۱۷ سال توش زندگی کردم خداحافظی میکنم
و یه حس عجیب الغریبی داره
حسی که تا حالا تجربش نکردم
چقدر همه چی یهویی داره تغییر میکنه
و من چقدر برای این اتفاق آماده نیستم
لیست اشتباهاتم تو سال اول کنکورم:
𝟭. ساعت خوابم نامنظم بود. (یه روز دو ساعت میخوابیدم یه روز ده ساعت)
𝟮. درگیر حاشیه بودم. (از حاشیه جنگ گرفته تا تعویق و اینجور چیزا)
𝟯️️. اهمالکار بودم. (حتما باید از شنبه ، از ساعت رُند ، از روز زوج شروع میکردم)
𝟰. درگیر فضای مجازی بودم.
𝟱. با خودم روراست نبودم.
𝟲. به نظرات و تفکرات بقیه خیلی توجه میکردم.
𝟳. منبع خیلی زیادی داشتم و در آخر هم هیچکدوم کامل نشد.
𝟴. ناامید بودم خیلی زیاد ، از همون اول که شروع کردم میگفتم نه نمیشه نه دیره نه من نمیتونم!
𝟵. کمالگرا بودم.
𝟭𝟬. وسواس داشتم.
𝟭𝟭. از تجربیات دیگران استفاده نمیکردم و معتقد بودم هر کسی مسیر خودشو داره و تجربه شون به دردم نمیخوره!!!
12. مدرسه میرفتم.
𝟭𝟯. با آدمای نادرست رقابت میکردم.
𝟭️️𝟰. جوگیر بودم. (یه روز ۱۷ ساعت درس میخوندم یه روز شش ساعت)
𝟭𝟱. دوست صمیمیم یکی از عامل های اصلی پشت موندنمه ، اوایل خوندن یا نخوندنش برام اهمیتی نداشت ولی کم کم با گفتن جمله هایی مثل ، بیخیال بعدا میخونیم ، هنوز زوده ، تو خیلی خودتو اذیت میکنی ، هیچکس سال اول قبول نمیشه و.. . کم کم بدون اینکه خودم بفهمم ذهنتیم تغییر کرده بود.
𝟭𝟲. درگیر مشاوره های زرد بودم..
𝟭𝟳. دوتا آزمون شرکت میکردم و تایم نمیکردم هر دو رو تحلیل کنم. (یه آزمون شرکت کنین و طبق برنامه اون پیش برین و همونو فقط تحلیل کنین)
𝟭𝟴. همیشه ناراضی بودم حتی زمانی که ترازم یازده هزار بود . اینجوری بودم که چرا الان تراز من ۱۲ هزار نیست.یکی نبود بهم بگه تو برای به دست آوردن اینم پوستت کَنده شده فعلا یه تشکری از خودت بکن تا بعد.کاری نکنید که خودتون با خودتون لج کنه چون سخت ترین نبرد ، نبرد من با منِ.
19. ورزش نمیکردم. (خیلی باعث اُفت روحیهم شد)
20. دیسیپلین خیلی مهمه!!
من سال اول نداشتمش.
میدونی دیسیپلین چیه؟
وقتیه که خسته ای و میخوای ساعتتو خاموش کنی و بگیری بخوابی؛ اما بلند میشی و هرکاری که لازمه رو انجام میدی بعد میخوابی.
دیسیپلین وقتیه که تو کاری رو که براش حس و حال نداری و توان انجامشو نداری، ولی باید انجام بدی رو هر طور شده انجام میدی.
پس بعداً میتونی هرچیزی رو از زندگی میخوای به دست بیاری.
دیسیپلین بزرگ ترین راز برای رسیدن به هدفه. دنبال انگیزه نباش،
دیسیپلین داشته باش.
21. از نقاط ضعفم فرار میکردم . میدونستم شیمی رو مشکل دارم ولی ازش دوری میکردم و همیشه خوندنش رو به بعدا منتقل میکردم ، که در نهایت اون بعدا هیچوقت نرسید.
از یه مدت به بعد ، درباره زیست که نقطه قوتم بود و تو آزمونها درصدم اغلب بالای هفتاد بود کوتاهی کردم . چرا؟! چون اعتماد به نفس کاذب داشتم و میگفتم بلدم. که باعث شد کم کم روند درصدم نزولی بشه و کلا دیگه ناامید شدم و تلاشی برای بالا آوردنش نکردم
22. کم کم آزمون دادن رو کنار گذاشتم و از اسفند به بعد هیچ آزمونی شرکت نکردم.
آپدیت میشه.
