Anliliy اساطیر ایـران و
Ir al canal en Telegram
زادهی خـاک و خورشــید 🌞 دانشجوی هوافـضا «و سرانجام روزی دختری که ریشه در خاک ایران داشت، خواست از شکفتن بنویسد.» message: @Anliliybot .. ̥✿ یه گپ کوچیک دورهمی برای اینجا https://t.me/+POztvByvTBplMWFk
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 124
Suscriptores
-124 horas
+637 días
+15630 días
Archivo de publicaciones
اول ماه یه سری کتاب سفارش دادم، الان رسیده و «خلیج همیشگی فارس» اسم یکیشونه. از فکر جنگ و جنوب درنمیام؛ منم از اینا خستم؛
ولی طفلی مردمم، طفلی خلیج پارس...
در اساطیر باستانی ایران داریم که میون دریای فراخکرت دو درخت سر از آب درآورده بودن؛ ویسپوبیش و گوکرن.
ویسپو: همه، بیش: درمان
- گو: گاو، کرن: شاخ یا برآمدگی (ریشه احتمالی)این دو درخت کارکرد متفاوتی داشتن. ویسپوبیش به عنوان درختی که تمام درمانها رو در خودش داره معرفی میشه، اما نه به این منظور که خودش مستقیم درمانکننده باشه، بلکه گفته میشه تخم تمام گیاهان روی زمین، از گلها و درختان میوه گرفته تا گیاهان دارویی، همگی روی شاخههای این درخت بودن. روی همین درخت، سیمرغ آشیانه داشت. البته سیمرغی که اینجا ازش حرف میزنیم، همون سیمرغ شاهنامه نیست؛ ریشهی اسطورهای اونه که در متون اوستایی با نام «سئن» شناخته میشه. هر بار که سیمرغ از روی شاخهها پرواز میکرد، درخت میلرزید و بذر تمام گیاهان رو داخل آبهای فراخکرت میریخت. همین درخت در متون اوستایی به نام ویسپوتوخم اومده که معنای «همهی تخم ها» رو داره. شاید به خاطر پیوند درمان با گیاهان دارویی، در متون پهلوی اسم این درخت «ویسپوبیش» یا «همهدرمان» شده.
گیرم که تنهایی من از هرچی مرزه رد بشه
جمع گلوله خورده رو، چِجور میشه ول کنم؟
کیهان شناسی ایرانیدریای فراخکرت در افسانههای ایرانی، ما یه دریای ندیده داریم به اسم فراخکرت، که در نبرد تیشتر و اپوش هم بهش اشاره کردیم؛ در اوستایی به نام Vourukaša و در پهلوی به شکل Fraxkard اومده.
فراخ یعنی پهن، گسترده؛ و کرت/کرد معنیِ جداشده میده. حتی امروز هم در کلماتی مثل «کرتبندی» در کشاورزی ازش استفاده میکنیم و به بخشی از زمین یا محدودهای اشاره داره که از بقیه جدا شده.در متون اوستایی و پهلوی، فراخکرت دریاییه که یکسوم زمین رو گرفته و تمام آبهای دنیا از اونجا سرچشمه میگیرن. در جهانبینی ایرانی، فراخکرت فراتر از یه دریای معمولی، در واقع یه اقیانوس کیهانیه. یا به روایت اسطورهها: رحم جهانه؛ اما نکتهای که این اسطوره رو از بقیه متمایز میکنه، درکِ عجیبیه که از «چرخه آب» دارن:
نیاکان ما با اطمینان میگفتن که تمام آبهای جهان به فراخکرت میریزه، اونجا تصفیه میشه و بعد از طریق ابرها به صورت باران به زمین برمیگرده. این یعنی سه هزار سال پیش، ایرانیها یک سیستم بازتولید آب رو توصیف کرده بودن که دقیقاً مشابه «چرخه هیدرولوژیک» در علم امروزه.حالا این دریا کجاست؟ اگه بخوایم از نگاه اسطوره روایت کنیم، پیشنهاد میکنم دوباره یه سر بزنید به پست ایرانویج، همونطور که گفتیم جهان هفت بوم بود، و خونیرس در مرکز قرار داشت. و اسطوره به ما میگه فراخکرت هم در همین خونیرس بوده؛ در قلب جهان.
«... زمین را هفت کشور است: خونیرس، ساوَه، فِرَدَدَفش، ویدَدَفش، ووروبرِش، ووروجَرِش، و ارضِنَوِز. خونیرس در میانهی آنهاست و آن شش کشورِ دیگر، گرداگردِ آن قرار دارند.....فراخکرد در میانهی خونیرس است، بدانگونه که آنجا دریایی است که یکسومِ زمین از آنِ اوست...» بندهشن، بخش هشتم.پژوهشگران مختلفی دنبال این بودن که یه تخمین نسبی از مکان واقعی دریای فراخکرت به دست بیارن. مثلا ابراهیم پور داوود معتقدن که فراخکرت همون دریای خزره؛
چون خزر برای ایرانیانِ باستان بزرگترین دریای شناختهشده بود. همچنین براساس متون، جهتهای جغرافیایی فراخکرت تا حدی با شمالِ ایران همخوانی داره(از جانب نیمروز، به سمت البرز)مهرداد بهار معتقدن که این دریا درواقع اقیانوس هنده،
پهناوری اقیانوس هند و پیوندش با جریانهای بارانزای موسمی این نظریه رو منطقی میکنه. در ذهن باستانی ها، اقیانوس هند دریایی بود که، انتهای جهان شناختهشده بود و آبهاش به کوه البرز (در اسطوره) میرسید.یه گروه دیگه هم چون خاستگاه اولیهی آریاییها رو در نواحی شمالشرقی در نظر میگیرن، دریای آرال رو فراخکرت میدونن. ولی نظریه های مدرن تر میگن این دریا یه مفهوم کیهانیه که ایرانیان باستان برای توضیح چرخه آب در کل جهان هستی ساخته بودن، و سعی میکردن با ابزار اسطوره مفاهیمِ پیچیدهای مثل اقیانوس اولیه، تبخیر،بارش و تنوع زیستی رو یکجا توضیح بدن. حالا سوال اینجاست:
این اقیانوس بزرگ کیهانی، چه چیزهایی رو در دل خودش پنهان کرده؟این رشته پست قراره ادامه داره بشه چون کلی اسطوره جذاب به این دریا گره میخورن. 🌊
Repost from مَهدیس.
📮فور کنید بزارمتون فولدر جذب بگیرید.🍋
این چنل هنری خوش وایبو 🌟 همه باید تو تلگرامشون داشته باشن.🧑🏻🩰
شما دو گروه مردم رو در نظر بگیرید
دامداران و دامدزدان
یه دامدار چی میخواد؟ یه جامعه بر پایهی یکجانشینی، کشاورزی و یه دامپروری سازمان یافته، درواقع نظم میخواد، قرارداد میخواد
در مقابلش دامدزدها گروههایی بودن که در فرهنگای کوچنشین و جنگجو باقی مونده بودن و به اون تحول تمدن نرسیده بودن. پس با غارت و یورش و خشونت افراطی معیشت میگذروندن.
گروه اول میشن اهوراپرستان و دومی، دیوپرستان.
همونطور که ستایش ایزدی که به زندگی نظم و امنیت میده برای ما منطقیه، برای یه جنگجو هم پرستش موجودی که بهش کمک میکنه در غارت و زمین زدن دشمنش پیروز باشه، منطقیه!
دیو خشم در ایران پلید دونسته میشه، ولی در هند تجلی قدرت(در جنگاوری) میشه.
پس این تفاوت معیشتی باعث میشه معنای دیو و اهورا تو دو ملت با ریشه تاریخی/زبانی مشترک کاملا متضاد بشه.
اول بگم که هیچ برداشت قاطعی وجود نداره. ولی رای بیشتر پژوهشگران روی این بوده که زرتشت میاد و یه اصلاح دینی بزرگ انجام میده. اهورامزدا رو به عنوان خدای یگانه نگه میداره و دیوهارو( که توسط مردم پیشین پرستش هم میشدن!) پلید میدونه و طرد میکنه.
حالا چرا؟ چون جامعه رفته سمت تمدن و نظم میخواسته
ارک سیاوش تا کیخسرو، بهتنهایی دو یا سه فصل سریال در حد Game of Thrones میطلبه.
فقط ارک سیاوش تا کیخسرو، بهتنهایی دو یا سه فصل سریال در حد Game of Thrones میطلبه.
