Honeydoll 🍯
Ir al canal en Telegram
✉️ @Combatandcolorbot ⋆ 𝐍𝐲𝐱 - She/her 𖤐 Also find me here ↝ @Starbrotherz ( marauders ) @CarlisTomato ( Book Archive )
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
234
Suscriptores
-224 horas
-67 días
-630 días
Archivo de publicaciones
235
الانم میرم یک دور دیگه گریه کنم و بعدش غذا بخورم و سیتکام ببینم. نمیخوام راجع به این مسائل حرف بزنم و روی نقطهی منفی تمومش کنم. به زورم که شده غذا میخورم.
235
تنها چیزی که حواسمو پرت میکرد انلاین شدن بود. میخواستم مقایسه کنم ولی موفق نمیشم که حتی همین کارم انجام بدم. ولی حس میکنم که قابل دسترس و تکراریم. بخاطر همینه کهآنلاین شدنم عذابم میده. فکر کن تا این حد زندانی این کشور و این خونه و این خانواده و این بدن و این ذهنم که بیش از یک ماهه حتی نذاشتن من برم یک کافی نت که برای دل خودم چهل صفحه از کتاب کیریم رو چاپ کنم که انقدر برای نوشتن و کاور و صفحه آراییش ذوق به خرج دادم... انقدرم نمیتونم فرار کنم. بعد فرار به دنیایمجازیم بزرگترین فاک یوی ممکنه. الان چیکار کنم که نای پرت کردن حواس خودم رو هم ندارم؟ برعکسم. ذره ای اهمیت اگر به نفس کشیدن الان خودم میدم اینه که خودم اهمیتی برای خودم در حال حاضر قائل نیستم ولیمیدونمدو سه نفر دیگه لیاقتشون بیشتر ازایناست که جواب خوبیاشون رو با انتخابات نبودن، بدم. در نتیجه صبر میکنم تا اینم بگذره اگر قراره بگذره. روز بدیه. زندگی بدیه. ولی واقعا خستهام و حس میکنم بی پناهم. کاریم از دستم بر نمیاد. هیچکس از انسانهایی که فیزیکی پیشم هستن هم به دردم نمیخورن.
235
وسطش کتاب و فیک همگوش نمیدادم چون اگر گوش میدادم دلم میخواست جایی ذوقمو ثبت کنم و یادم اومد چنلیکه ذوقم رو ثبت میکردم کیرم کرده. لایک نمیدونم چرا... میدونم مقایسه اشتباهه ولی الان عصبانیم و میخوام یک کار اشتباه کنم. تریگر اوضاع روحی نامناسب و - ED - SH //// چون من سیگار نمیکشم. همیشه میترسیدم سیگار بکشم و معتاد بشم ولی از اعتیاد نمیترسیدم. از اینکه پول سیگار کشیدن رو نداشته باشم میترسیدم. چون ندارم. نمیتونم الکل بخورم مست شم یا هرچی که ذرهای کنده بشم از این مغز و حال کپک و گند زده تا بگذره. نمیتونم به خودم آسیب فیزیکی بزنم... با وجود اینکه دلم میخواد. با وجود اینکه وسط خفه شدن از گریههام امروز واقعا میخواستم بمیرم. کاتر ندارم. چاقو ندارم. قیچیم رو دوست دارم. صورتیه. یکی از معدود چیزاییه که خاطرهی روزی که خریدمش و چیزایی که باهاش درست کردم عزیزه. نمیخواستم قیچیم رو به حال کثافت امروزم آلوده کنم. دست بردم تو سرم موهامو کشیدم ولی حتی برای همونم جون نداشتم. اصلا یادم نمیاد آخرین باری که غذا خوردم کی بوده. قبلا حداقل حالم با خرت و پرت خوردن یا غذای خوشمزه خوردن خوب میشد. بستنی میخوردم خوشحال میشدم. حالم یکم کمتر عن باقی میموند. الان رژیمم همونم نمیتونم بخورم. هیچ لذتی نیست. هیچ کوپینگ مکانیسمی باقی نمونده. هیچراهی نیست ساده تر بگذره. هیچی... هیچی.... هشیارم. برای تکتک اورتینک ها و درد ها و اشکها... زجههایی که توی تاریکی اتاقم زدم هشیار بودم. غش نکردم. بی هوش نشدم. تشنج نکردم. دیوانه نشدم. هشیار بودم. حتی دستامم نمیلرزید. فقط جون نداشتم. دور دیدممسیاه نشد. فیلم و داستان نیست. واقعیته. و واقعیت کثافته. رفتم گوشیمو بردارمخواهرمدید صورتمو فقط پرسید چرا گریه میکنی و وقتی سرمو تکون دادم برگشتم تو اتاقم همون لحظه دنبالم نیومد. یک ساعت بعد چک نکرد. هنوزم چک نکرده. حتی براش وجود هم ندارم. و تهش دلم برای قیچی صورتیم بیشتر میسوزه. از ته دل آرزو کردم سکته کنمتوی خواب بمیرم ولی ای وای که خوابم بر من حرامه.
235
مغزم خالی همینطوری چند ساعت بی وقفه بازی کردم رسید به این همه که رکورد خودمم شکستم. لایک واقعا تک بعدی تر از این نبودم.
235
اینکه تو خونه هیچکس نمیبینتم که دردش تکراری نمیشه ولی حداقل تکرارِ آشنایی ئه. هر جای دیگهای هم اعلام حضور میکنم از حضور خودم متنفر میشم.
235
واقعا نفسم بالا نمیاد زیر این حجم از فشار. نمیدونم کیم. هیچ شباهتی به خودِ درب و داغون سه هفته پیشِ خودم هم ندارم.
235
اصلا یادم نمیاد اخرین باری که یک روز تخمیِ ملایم گذشته چه شکلی بود. تخمیِ ملایم.... به بد هم راضیم ات دیس پوینت بس که این روزا همهاشون بدترین گذشته.
235
اصلا مهم نیست اینجا چه چرت و پرتی پست میکنم. مهشاد این شکلیه که گو کایلی گو! یور دویینگ امیزینگ سوییتی! لوک ات هر گو!
