es
Feedback

¡No caigas en manos de tramposos! Telemetrio encuentra y marca estos canales 👉 Si quieres ver la etiqueta, suscríbete 👈

یاران را چه شد؟

یاران را چه شد؟

Ir al canal en Telegram

+الو؟من مریض تخت ۱۳ تو اتاق ۸ ام.دارم سعی می‌کنم با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنم،اگه بذارن! الو؟با شمام!صدای منو می‌شنوین؟! 🪿چنل اکسسوری: @ilda_accessory ~ 🕯️چنل خیریه: @bavancharity1 ~ ناشناس: t.me/HidenChat_Bot?start=1724687883

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
431
Suscriptores
Sin datos24 horas
-27 días
Sin datos30 días
Archivo de publicaciones
من عذر می‌‌خوام این خبر رو بهتون میدم ولی ابوطالب هم خیلی وقته حلقه رو انداخته.

خیلی وقته پر شده همه‌جا دختر آقای طهماسبن

https://telegram.me/yaranracheshod/867 از کجا متوجه شدیم؟ کی هستن دوست دختر فاب ایشون؟

لطفاً ممارست کنین این دو گل به هم برسن.

الان که متوجه شدیم سینا ساعی دوست‌دختر فاب داره از این روز به بعد من همسر ابوطالب حسینی‌ام.

رندوم پیکچر و این کوفتا.
+3
رندوم پیکچر و این کوفتا.

نه دعای بستن دهن مادرشوهره.

دعای بازگشت معشوقه؟! https://t.me/yaranracheshod/858

اگر می‌شد با کله این‌کارو انجام می‌دادم چون من عاشق ادبیاتم.

کاش میشد بیای به جام ادبیات بخونی میدونم اگر میشد تو ادم مهربونی بودی و میخوندی چون بخاطر فرجه و ۱۶درس دلت به رحم میومد

photo content
+1

همراه‌های مرد امون منو می‌برن و باعث می‌شن که جامه بدرم و جیغ‌زنان به سوی خیابان روانه بشم و خودمو پرت کنم زیر ماشین‌ها. اون ماتحت گوز به گوریتو بذار رو صندلی و بشین و دندون به جیگر به درد نخورت بگیر و اعصاب منو به هم نریز که سرم کی تموم می‌شه.

این داستان: وقتی تیسا تصمیم می‌گیرد بچه‌ی من را در شکم بیندازد.
این داستان: وقتی تیسا تصمیم می‌گیرد بچه‌ی من را در شکم بیندازد.

🪽🕯️

گفتم عکسام خوشگله و نمی‌دونم چرا همون لحظه این عکس اومد تو ذهنم :)))))

عکسام که خوشگله خودم هم که بامزه‌ام حالا جوین نمی‌دین که هیچی لفت هم می‌دین؟ چصناله دوست دارین؟

امروز یه خانم سن بالای باکلاس و ناز و بسیار باادب و محترم اومد گفت من از اینجا خیلی خوشم میاد چون هم تمیزه هم پرسنلش باکلاسن دوست دارم هر وقت مریض می‌شم سریع بیام اینجا.اینم خیلی واسم مهمه که پرستار چاق نباشه. مصبتو شکر زن! ببینم می‌تونی یه کار کنی از این به بعد هر ماه ما رو وزن‌کشی کنن یا نه.

حالا اینو که مزاح فرمودم، ولی یه پرستاری هست اینجا واقعاً داف حقه؛ اگه حلقه نداشت هر روز میومدم یه کوفتی بهم بزنه.

ببین چه داف حقی مشغول کاره.
ببین چه داف حقی مشغول کاره.

نصفه‌شب یادم افتاد از کافه کوکی خریدم؛ از کیفم درآوردمش و با چشمای خمار کوکی خوردم با یه لیوان شیر و آماده‌ی دریافت هر نوع موشکی تو فرق سرم بودم.