یاران را چه شد؟
Ir al canal en Telegram
+الو؟من مریض تخت ۱۳ تو اتاق ۸ ام.دارم سعی میکنم با دنیای بیرون ارتباط برقرار کنم،اگه بذارن! الو؟با شمام!صدای منو میشنوین؟! 🪿چنل اکسسوری: @ilda_accessory ~ 🕯️چنل خیریه: @bavancharity1 ~ ناشناس: t.me/HidenChat_Bot?start=1724687883
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
399
Suscriptores
+424 horas
+407 días
+6730 días
Archivo de publicaciones
امروز یه خانم سن بالای باکلاس و ناز و بسیار باادب و محترم اومد گفت من از اینجا خیلی خوشم میاد چون هم تمیزه هم پرسنلش باکلاسن دوست دارم هر وقت مریض میشم سریع بیام اینجا.اینم خیلی واسم مهمه که پرستار چاق نباشه.
مصبتو شکر زن! ببینم میتونی یه کار کنی از این به بعد هر ماه ما رو وزنکشی کنن یا نه.
حالا اینو که مزاح فرمودم،
ولی یه پرستاری هست اینجا واقعاً داف حقه؛ اگه حلقه نداشت هر روز میومدم یه کوفتی بهم بزنه.
نصفهشب یادم افتاد از کافه کوکی خریدم؛
از کیفم درآوردمش و با چشمای خمار کوکی خوردم با یه لیوان شیر و آمادهی دریافت هر نوع موشکی تو فرق سرم بودم.
مامان بابام یهویی دارن میان گرگان و خونهی من با یه تیکه گوه فرقی نداره و حدس بزن چی شد؟
آفرین برقا رفت :)
موندنی دلیلشو پیدا میکنه
رفتنی بهونهشو.
(خیلی ربط نداشت ولی خواستم استفادهش کنم)
پام به هر مرکز درمانیای (حتی بیمارستان) باز میشه یا همه شفا گرفتهان و کلاً خلوته، یا من میرم بالا سرشون شفا میگیرن.
دیشب که تو پارک نشسته بودیم و روپوشامون کنارمون بود دو تا پیرزن رو یه نیمکت با فاصله از ما نشسته بودن.
بعد از همون دور صدامون کردن گفتن ما شرط بستیم و اینا، شما دکترین؟ بعد ما گفتیم نه پرستاریم. بعد خانومه گفت خب آخر دکتر میشین دیگه بعد ما باز اصرار که نه و اون اصرار که میشین.
بعد ما تصمیم گرفتیم رها کنیم که باز از همون دور دستشو گذاشت پشت سرش گفت من چند وقته اینجام درد میگیره واسه فشارمه؟ :)))))))))))
