es
Feedback
وَرطه

وَرطه

Ir al canal en Telegram

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 027
Suscriptores
-124 horas
+57 días
+530 días
Archivo de publicaciones
ممکنه نظر نامحبوبی باشه، ولی به نظرم آدمی که تو رابطه‌ست نباید لینک ناشناس داشته باشه. یه جور حس ناامنی و عدم اعتماد می‌ده این کار.

چه می‌دانم! بگیر ترجمه‌های آتش‌برآبِ کتابخونه‌ت رو آتیش بزن بگو بخاطر تو کردم.

«من تو را یک سال پیش از زندگی‌ام بیرون گذاشتم. تصمیم خودم بود. شاید همین دردناک‌ترین بخش ماجرا باشد. اگر زندگی تو را از من گرفته بود، می‌توانستم از آن متنفر باشم. اگر مرگ یا فاصله یا حادثه‌ای میان ما ایستاده بود، می‌توانستم تقصیر را به گردن جهان بیندازم. اما این‌بار جهان بی‌تقصیر بود. من بودم که در را بستم. و حالا بعد از مدت‌ها، تو از دری وارد می‌شوی که دیگر در بیداری وجود ندارد.»

«لحظه‌ای می‌رسد که آدم از همه‌چیز دست می‌کشد؛ چون عاقلانه‌ترین کار هم همین است.»

photo content

رپ هم خواستید گوش کنید، درست و حسابیشو گوش کنید.

حالا کاری نداریم؛ ولی سیتیزن دل پا‌کتم من چه کسشریه دیگه؟!

فضای مجازی و ماراتن جذابیت داره چه بلایی سر آدم‌ها میاره؟! این ولع و عطش کی از همه خوشگل‌تره روی موج ترندهای اینستاگرام هرروز
فضای مجازی و ماراتن جذابیت داره چه بلایی سر آدم‌ها میاره؟! این ولع و عطش کی از همه خوشگل‌تره روی موج ترندهای اینستاگرام هرروز داره ترسناک و ترسناک‌تر می‌شه. مواظب خودتون باشید.

من حس می‌کنم عده‌ای برداشت غلطی از جریان زن، زندگی، آزادی داشتن. این افراد معتقدن زن، زندگی، آزادی به این معناست که همه‌ی زنان باید حجاب از سر و تن بردارن و این وسط هرکسی این کارو نکنه، به این جریان و خون افرادی که طی این جنبش کشته شدن، خیانت کرده. درحالی‌که بزرگ‌ترین و مهم‌ترین پیام و رسالت این جنبش آزادی حق انتخاب بود. و آزادی در این موضوع یعنی شما حق داری با هر نوع نگرش و باور مذهبی و سیاسی، هر پوششی که صلاح دونستی رو بدون دخالت بقیه انتخاب کنی و بپوشی. و این یعنی لزومی نداره همه‌ی افرادی که به این جنبش باور داشتن و دارن بخوان حجاب از سر بردارن. خیلی‌ها به زن، زندگی، آزادی اعتقاد دارن و در کنارش باورهای مذهبی خودشونو دارن. زیبایی این جنبش هم در همین آزادی حق انتخاب و تنوع طیف فکری و عقیده‌ای اشخاصیه که اونو به وجود آوردن و باعث شدن جون بگیره و تنومند بشه. اگه بنا رو بر تحمیل عقیده و یکسان‌سازی شکل و شمایل ظاهری آدم‌ها بذاریم، هیچ فرقی با تفکر مریض و مسموم و مستبد حاکم بر حکومت و انسان‌های افراطی که یک عمر ازشون بیزاریم نداریم و انگار این جنبش رو قربانی خودخواهی و باورهای شخصی خودمون کردیم.

بهترین پاسخ به پیام شخصی که فینگلیش تایپ کرده، نخوندن اون پیامه‌.

اینم از اون کسشرهای انگیزشی زرد بود! دلقک همه رو جنتی فرض کرده که تازه تو شروع قرن اول زندگیش شکوفایی انفجاری داشت.
+1
اینم از اون کسشرهای انگیزشی زرد بود! دلقک همه رو جنتی فرض کرده که تازه تو شروع قرن اول زندگیش شکوفایی انفجاری داشت.

«من درگیر طولانی‌ترین و در عین حال بی‌نوید‌ترین عصیان روی زمین هستم؛ علیه خودم؛ علیه محدودیت و درماندگی خودم.»

«و چیز دیگری از ما باقی مانده که مرگ با خود ببرد؟!»

‌ به نظر من این آثار قرار نیست زیبایی رو در مقابل زشتی قرار بدن؛ بلکه قراره تماما زشتیِ نهادینه در فرهنگ رو نشون بدن. بدون تعارف یا خوش‌بینی یا «این فرهنگ مشکل داره ولی خب یه چیزای قشنگی هم توش هست»ها. فرهنگ کریه کم‌کم همه‌ی عناصرش رو کریه میکنه، حتی قربانی رو.‌ در حدی که فاصله‌ی زمانیِ بین تولد و شروع تعفن و عفونتِ شخصیتی رفته‌رفته کمتر میشه، جوری که انگار شاید اینطور به نظر برسه که بچه‌ای که تازه از مادر هم متولد میشه، از ابتدا متعفن متولد میشه(نه به این خاطر که انسان ذاتا متعفن میشه، چون شخصا همچنان باور دارم انسان مثل صفحه‌ی خالی و پاک متولد میشه، اما از اونجایی که اون فاصله‌ی زمانی خیلی کم شده، عفونتِ سرسخت و نهادینه‌ی فرهنگی خیلی زود خودش رو در انسان تثبیت میکنه و عملا فرقی با فاسد متولد شدن نداره در تقریبا اکثر مواقع.) در واقع به نظرم میخواد برسونه که از فرهنگ کریه و فاسد و متعفن گریزی نیست اگر درش بمونی و خودتو بیرون نکشی، حتی به عنوان قربانی هم فاسد میشی(باز هم نه به این دلیل که «تقصیر خودت بود» و انواع قربانی‌نکوهی‌ها، بلکه به این دلیل که این یک حقیقته؛ در کنار زشتی‌ها، روح تو هم فاسد میشه.)

اگه در شهر و فرهنگی به دنیا اومده باشید که سرِ قربانی سوءاستفاده‌ی جنسی رو می‌بُرن و هیچ ابایی از نشون دادن و اعلام کردنش ندارن، باز هم با چنین طرز فکری با این موضوع برخورد می‌کنید؟!

‌ خیلی اوقات یک فرهنگ همه رو دیو بار میاره. چه مجرم چه قربانی... قربانی هم با پذیرش، با سکوت، با خواستن این تعرض برای دیگران می‌تونه دیو بشه.

‌ برداشت من اینطور بود که داره نشون می‌ده کسایی که تن به چنین چیزی دادن و اعتراضی هم نکردن تو این عمل شنیع دست کمی از دیوی که واضحاً داره مرتکبش می‌شه ندارن. و البته این فکر رو هم می‌کنم که علاقه داره زشتی‌های بازهٔ زمانی به خصوصی رو عامدانه بولد کنه و کاملاً به مخاطبش نشون بده.

‌ حس میکنم یکی از پیام‌هایی که میشه نتیجه گرفت اینه که مهم نیست حتما زیبا باشی تا مورد آزار و اذیت قرار بگیری یا مثلا حتما بی‌حجاب باشی تا مورد آزار قرار بگیری. همین که زن باشی برای بعضی مردها کافیه.

متوجه بُعد انتقادی و ساختارشکن آثار مهرنوش بادپر هستم و اینو هم می‌دونم که هنر لزوماً در زیبایی محدود و خلاصه نمی‌شه؛ ولی چیز
متوجه بُعد انتقادی و ساختارشکن آثار مهرنوش بادپر هستم و اینو هم می‌دونم که هنر لزوماً در زیبایی محدود و خلاصه نمی‌شه؛ ولی چیزی که واسم سؤاله اینه که چرا همه‌ی شخصیت‌های آثارش زشت و کریه‌المنظرن؟! یعنی اگه بحث نماد و استعاره رو هم در نظر بگیریم، یه جوری باید تفاوت‌ها رو در قالب تصویر نشون داد یا نه؟ اما تو آثار بادپر مرد و زن، اونی که قربانی کرده و کسی که قربانی شده. همه چرک و زشت و زننده‌ان. تو همین اثر هم که به شکل واضحی مرد رو یه شخصیت منفی و دیوصفت نشون داده که داره از زن سوءاستفاده‌ی جنسی می‌کنه و اونو مورد آزار قرار می‌ده و یه جورایی تحت سیطره‌ی خودش گرفته، خود زن رو هم دیو و زشت تصویرسازی کرده (مدل دندون‌هاش و این‌که زیر روسریش شاخ داره).

از کارهای مهرنوش بادپر. "این آثار از تاریک‌ترین روزهای زندگی‌ام یعنی دوران کودکی نشئت گرفته است که فکر می‌کنم بین افراد دهه‌ی
از کارهای مهرنوش بادپر. "این آثار از تاریک‌ترین روزهای زندگی‌ام یعنی دوران کودکی نشئت گرفته است که فکر می‌کنم بین افراد دهه‌ی شصت در ایران این تجربه مشترک باشد."