es
Feedback
ɴᴏᴛʜɪɴɢ

ɴᴏᴛʜɪɴɢ

Ir al canal en Telegram

گمشده در هیچ ! From Nothing, to everything.) گپ: https://t.me/+QXVgvgObzeEwMWY0 ناشناس: t.me/HidenChat_Bot?start=6472952777

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
1 240
Suscriptores
-5524 horas
+157 días
+35930 días
Archivo de publicaciones
در سن عیاشی هستم اما ذهن ارامش طلب و سالمندی دارم.

دیدی نتونستی؟ .mp33.18 MB

راستش من از اعتماد کردن نمیترسم، از ناامید شدن میترسم ،از اینکه آدم رو باور کنم و بهم ثابت کنه که اشتباه کردم.

دردی که به دلم انداختی هم یک‌روز جذب پوست می‌شه؛ ملالی نیست. زخم‌ها یادگاری باقی می‌مونه اما جاش یک‌روز خوب می‌شه؛ این هم ملالی نیست.

photo content

جنگ پایان خواهد یافت و رهبران با هم گرم خواهند گرفت و باقی میماند آن مادر پیری که چشم به راه فرزند شهیدش است و آن دختر جوانی که منتظر معشوق خویش است و فرزندانی که به انتظار پدر قهرمانشان نشسته اند نمیدانم چه کسی وطن را فروخت اما دیدم چه کسی بهای آن را پرداخت

«من هرگز کسی را در زندگی‌ام حذف نکردم. همه‌ی‌ آنها در حادثه‌ی اعتماد مردند.»
داستایوفسکی

شاید نباید میزاشتم بفهمی وابستت شدم و چقدر دوستت داشتم ، واسه دوست داشتنم خیلی ترسو و بی لیاقت بودی .

خیلی خوشگله، سرما میخوره صداش میگیره خوشگله، رنگش بپره خوشگله، تو ویدیو مسیجاش خوشگله، تو عکساش خوشگله، به شوخی ازش عکس میگیرن تو خنده دار ترین حالتشم خوشگله، راه می‌ره خوشگله، میشینه خوشگله، نفس می‌کشه خوشگله، اصلا وجود داشتنش خوشگله، خیلی خوشگله.

واسه تو چشام تا خود صبح بیداره

گاهی وقتا دلتنگی نه با دیدن آروم می‌شه، نه گریه سبکت می‌کنه! فقط یه سکوت سنگینه که بغضتو می‌بلعه. و تو میمونی و یه عالمه حرف نزده...!

آخرین بار ...

دوست داشتنشو یاد گرفتم، فراموش کردنشو نه ! ولی دارم وانمود می‌کنم که خوبم.

دلم می‌خواد تا ته جاده برم و هیشکی نپرسه کدوم گوری می‌ری.

چرا نخوابیدم؟ من داشتم سعی میکردم بخوابم و هی یادم اومد و هی یادم اومد و هی یادم اومد!

"نمی‌دونم قراره چی بشه... همه‌چی یه‌جوریه، انگار روی مه قدم می‌زنم. نه می‌دونم قراره کجا برم، نه اینکه چی در انتظارمه! فقط یه حس سنگینِ بی‌جواب توی دلمه! یه آینده‌ی مبهم که هرچی بهش فکر می‌کنم، بیشتر گم میشم!

ی تئوری مغرور تومه که میگه تو خاک دشمن دنبال زندگی بگرد .

مردم و زنده شدم تا بفهمم ته وجودت پر از خالیه!

گفتم: «عیبی نداره.» ‏اما عیب داشت. کم هم نه، تا دلت بخواهد عیب داشت. اگر عیب‌ نداشتن را زمین بگیریم فاصله‌ی‌ حرف من با آن تا کره‌ی ماه بود. ‏-شرمن الکسی

آدمیزاد تو یه سنی، یه قبر می‌کنه، آرزوهاشو می‌ریزه توش و می‌شینه به نگاه کردن. باور کنید حال سوگواری‌ام نداره. بهت‌زده به مرگ آرزوهاش زل می‌زنه. گیج و منگ. می‌دونه هم که دیگه نمی‌شه. به قول فروغ؛ «چه می‌شود کرد؟ مگر می‌شود دنیا را پاره کرد و از تویش خوشبختی درآورد؟ همین است که هست».