es
Feedback
𝐾𝖺ğı𝗍 𝐺𝖾𝖼𝖾𝗅𝖾𝗋 ָ࣪ ੭

𝐾𝖺ğı𝗍 𝐺𝖾𝖼𝖾𝗅𝖾𝗋 ָ࣪ ੭

Ir al canal en Telegram

‌ ‌ ‌t.me/Nwriter2bot

Mostrar más
El país no está especificadoLa categoría no está especificada
332
Suscriptores
+224 horas
+197 días
+8130 días
Archivo de publicaciones
𝖧𝖾'𝗌 𝗂𝗇 𝗅𝗈𝗏𝖾😭

𝖥𝖺𝗏 𝖽𝗎𝗈.

گفتیم خندیدیم

آدم عصبی میشه ببخشید

فکر کنم سوتفاهم پیش اومده. اولا محتوای این بخش از قبل مشخص و پوشش داده شده تا افرادی که به چنین محتوایی علاقه ندارن اصلا واردش نشن. اینکه کسی چنین محتوایی رو دوست نداشته باشه کاملا قابل احترامه ولی تفاوت بین یه داستان تخیلی و زندگی واقعی آدم‌ها نباید فراموش شه. دنیز داخل مصاحبه‌اش گفت که همسر و بچه نداره و اولاش و دنیز توی پروژه‌های خودشون صحنه بوسه داشتن🤷🏻‍♀اما حتی اگه خلاف این هم بود فکر نمی‌کنم یه فن‌فیکشن (با تأکید روی فیک بودنش) قرار باشه روی زندگی واقعی کسی تاثیری بذاره. به هر حال من درباره شخصیت‌ های داستانم می‌نویسم حتی اگه اسم یا ظاهر شخصیت‌ها از بازیگرها الهام گرفته شده باشه بیا فرض کنیم اسم دنیز و اولاش پریسا و شهرام باشه، اسم آوا آیدا باشه و ظاهر همشون هم کاملا متفاوت باشه. دقیقا چه چیزی داخل خود داستان تغییر می‌کنه؟ آیا اتفاقات داستان، شخصیت‌پردازی‌ها یا روابطی که نوشتم عوض می‌شن؟ نه. داستان دقیقا همون داستانه و با همون خط روایی بدون هیچ مشکلی ادامه پیدا می‌کنه. دوما این گاردی که بعضی‌ها نسبت به ارتباط جنسی دارن برام عجیبه چون بخش طبیعی از روابط و نیاز هر انسانیه. نه چیز عجیب و غریبیه و نه تابوعه و دائم داخل فیلم‌ها و سریال‌ها و داستان‌ها استفاده می‌شه. در مورد آوا هم متوجه نشدم چرا اسمش وارد شد؟ چون در صحنه اصلی طبیعتا حضوری نداشت. ضمن اینکه اگه من بخوام برای آوا و بوراک یا هر شخصیت دیگه‌ای هم بوسه بنویسم باز داریم درباره یه داستان صحبت می‌کنیم. اتفاقا داخل همرازم هم قصد داشتم برای آوا و بوراک بوسه عاشقانه مشابه دنیز و اولاش بنویسم اما بعد از مشورتی که با دوستم داشتم و با توجه به واکنش‌هایی از این دست، از نوشتنش صرف‌نظر کردم. با این حال داخل شب‌ های کاغذی چنین بخش‌هایی برای شخصیت‌های دیگه هم وجود خواهد داشت که مثل همین بار از قبل مشخص و پوشش داده می‌شه تا هر کسی که به چنین محتوایی علاقه نداره یا ترجیح می‌ده نخونه به‌راحتی ازش عبور کنه.

حالا اگه بخوام نظرم رو بگم

اذیت کننده ترین بخشش این بوذ

https://t.me/sirdasnovel/2420 این‌که همچین چیزایی می‌نویسید واسه کسی که هنوز طلاق نگرفته به کنار نظرت چیه دفعه بعد پای آوا رو نکشی وسط گلم رو همون اولاش و دنیز مانور بده

دلم خواست کامل جواب بدم

یه ناشناس دیدم بین ناشناساتون

بقیشو بلد نیستم اصلا

تا همینجاشم تعارفامون شکست

الان تنها کسی که بیچاره بود اینجا آوا تو اتاق بغلی بود ببخسید

به بقیه آمپول میزنه

درخواست پارت های اختیاری بیشتر و کامل تری داریم

یا علییااااا 😩❤️‍🔥 منم ببرین پیش دکتر کوروغلو منم مریضمممم😭 چقدر این پسر حفاظتیه دیوونم کرد دنیزم که رفت سرش رو گذاشت روی سینه‌اش اولاشم که با موهاش بازی کرد من الان چقدر به این جزئیات نیاز داشتم؟؟وقتی اولاش جوابش رو داد آتیش گرفتممم🔥🔥 یعنی سال‌ها منتظر بوده و حالا یهو ول می‌کنه خودش رو دنیزم که هلش داد و روش سوار شد اصلا آخیششششش 😭💔🔥 چقدر این دو تا برا هم دیوونن😭😭 واقعا خانوم آرکان دستت درد نکنه ولی یه کم به دست زخمیت رحم کن😂😂 گفت بهت اعتماد دارم یعنی اونقدر بهش اطمینان داره که با اون دست روش سوار میشه؟ جرعت میخواد والا😔 پسرک بیچارم داشت سکته میکرد اینجا🦦🦦 بعد اصن ولی من سال‌ها بدون تو نفس نکشیدم چی بوددددد؟؟؟ 😭😭😭 بدون پیرهن که شد نفس من بند اومدددد صدای زنش هم که دوست داره قربونش برم:()() آقا شما دکترین یا شاعرین یا سردبیرین؟؟؟ این دیالوگ‌ ها رو از کجا میارین؟؟ اصلا اون ادامه بده چی بود؟😭😭 یعنی تمومش کردی؟؟ الان باید چیکار کنم؟؟