- تکـہ راـہ๛
Ir al canal en Telegram
جایی برای نگهداری آنچه از ما باقی می ماند... تقطیر لحظه ها؛ در نقطه برخورد تاریکی و نور! کپی؟ نه. اگه خواستین از متنا بدون فوروارد استفاده کنین، با ذکر نام "نرگس صنوبری" باشه حتما* و الا راضی نیستم. آرشیو: @Tekkeraharshiv ناشناس تو آرشیو پینه✨
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
435
Suscriptores
-224 horas
-127 días
+8230 días
Archivo de publicaciones
433
جهانم گشتی و جانم به احوالت گره خورده
نباشی دیگری آید؟ نه جانم قبل اینها قلب من مرده!
433
آقا نمردیم و بداهه یه بیت شعرم گفتیم😔😂
بار اولمه و جدی از رسیدن ایده اولین کلمه شاید فقط3 دقیقه گذشته
ولی جالب شد به عنوان اولین بار، بیاین بخونین😔🎀
433
این واقعا عمیق بود...
گاهی جدی حسای ما تو کلمه نمی گنجن و این یه سطح دلتنگی زیادو نشون میده🫂🤍
433
📧 پیام جدید از طرف #98dea9ff20 :
راستش فکر کردم اما بعد فکر فقط دلم گرفت و فهمیدم دلتنگیم بیشتر از اونه که بخوام حرفی بزنم
شاید فقط بهش میگفتم دلم خیلی واست تنگ شده
اگرم میشد ببینمش که خیلی سفت بغلش میکردم
433
📧 پیام جدید از طرف #60bafab9a3 :
https://t.me/Tekkerah/1211
عمو من هنوز میرم تو یخچال با ذوق میرم تو فریزر ببینم بستنی خریدی دزدکی بخورمش؟
(خیلی وقته فوت کرده)
-نباتی
433
اگر براتون جالب بود برای دوستاتونم بفرستین تا بتونیم حرفای بیشتریو بخونیم و یه مقدار هم شاید حس سبکی بده این کار✨
433
📧 پیام جدید از طرف #8e0cd1c2df :
اون من رو نمیخواست و جرعتِ گفتنش رو نداشت. پس طوری باهام رفتار کرد که خودم مجبور بشم برم..
شب بهم میگفت دوستم داره و فرداش طوری رفتار میکرد که یه دختر حالبهم زن و آویزون و بی درکم 😔😂
433
📧 پیام جدید از طرف #4eb122b7ec :
به هر حال این دوستی یه روزی تموم می شد. از همون اولم میدونستم اما خیلی تلتش کردم نگهش دارم خنده داره... مثل این بود که بخوام با دستام سنگهایی که میخوان از پرتگاه بیوفتن رو نگه دارم. کنارت حس خوبی نداشتم اما حس میکردم تین دوستی باید پا برجا بمونه... تمام تلاشمو کردم نشد... الان میخندم و با خودم میگم چقدر بی فکر بودم که همچین دوستی رو انتخاب کردم ولی من به جای این خنده ها...
تنهایی کشیدم اونم وقتی تو جلوی چشم خودم داشتی با دوستات وقت میگذروندی...
من گریه میکردم ولی تو داشتی میخندیدی...
اما عیبی نداره...
به هر حال مشکل از اونجا بود که من نمیشناختمت... اولش فکر میکردم از بیایی نزدیکم با هم دوباره دوستی خوبی خواهیم داشت اما حالا بهتره نزدیکم نیایی چون اگه بتونم کاری میکنم که درد تک تک لحظه هایی که به خاطر تو کشیدم رو تجربه کنی...
433
📧 پیام جدید از طرف #4eb122b7ec :
آااا اولش بابا بزرگم که ما بهش میگفتیم باباحجی🫠
خقیقتا خیلی دلم واست تنگ شده...اونقدر نتونستم پیشت باشم واسه همین خیلی ازت خاطره ندارم اما... همون یکوچولو واسم قد دنیا می ارزه چون خیلی خیلییی مهربون بودی و من خیای خیلییی زیاد دوست داشتم:)
وقنی از پیشمون رفتی من هنوز بچه بودم. ولی با هموم بچگی پیدونستم جای خوبی قراره بری واسه همین ناراحت نبودم چون اونقدر مهربون بودیی که هیچوقت از یادم نمیره🥲 کاش میشد دوباره حتی یه بارم که شده برت گردونم اینجا:)
433
📧 پیام جدید از طرف #09b49da3be :
بابا کاش بودی موفقیت بـچه ها تو میدیدی:)
اگه بودی بچه هات قطعا موفق تر از الان بودن.
