_ترانهیِ بارون زده
Ir al canal en Telegram
پناهگاهی برای دلهای خسته چند خط درد، چند قاب خاطره ترانه بارون زده . . . 🌧☔✨
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
805
Suscriptores
-524 horas
-227 días
-15330 días
Archivo de publicaciones
اگه خواستيد درباره من صحبت كنيد، داستان رو از ابتدا تعريف كنيد، نه از جايى كه تحملم تمام شد و شبيه خودتون شدم.
با مردی ازدواج کنید:
که حاضر باشه در بحث به شما ببازه
که خنده شما رو به دست بیاره.
ما زنان نیاز داریم تا کسی بهمان بگوید؛
لازم نیست خودت را آتش بزنی
تا دیگران را گرم نگه داری.
- فرسودگی | امیلی و امیلیا نگاسکی
در آخر، آن چه در درون آدم میماند
بسیار بیشتر از آن چیزیست
که با کلمات بیرون میآید.
- داستایفسکی
جوانیات از بین میرود و آینده هم نوید بهتری نمیدهد.
- سه سال | آنتوان چخوف
در آخرین نامهاش نوشت:
ایرانی هر کجای این دنیا هم که باشد فرقی نمیکند، خاکِ سرنوشتش را از غمگینترین قسمت خاورمیانه برداشتهاند.
پ.ن: "بغض، اندوه، حسرت و امید" در یک قاب.
«من زنهایی را میشناسم که از دور خشک و مغرور، از نزدیک سرخوش و مست، و از خیلی نزدیک بسیار غمگیناند.»
|کیمیا رجبی|
ممنونم از رفیقی که اجازه داد۵۷۸ بار در مورد یه موضوع که اذیتم میکرد و روانم رو بهم ریخته بود گفتگو کنیم تا بلاخره آروم شم به نتیجه برسیم و بتونیم ازش عبور کنیم. ممنونم که رها نکرد و بره
واقعا ممنونم
مود الانم اونجايه كه
صادق هدايت تو كتاب بوف كور ميگه؛
حس ميكردم كه اين دنيا براى من نبود!
براى يک دسته آدمهاى بى حيا، پررو،
گدامنش ، نامرد و چشم و دل گرسنه بود...
“و ناگهان نوبت تو میشود و خداوند با دستانی پر از نور، تمام نبودن ها را جبران میکند، بمان در ایمان حتی وقتی چیزی نمیبینی”
