« کتابفروشی آبی »
Ir al canal en Telegram
آبی، خونهی امن کتابخونها🩵✨. ☁️ رضایت: @blue_reall 🌸 جهت ارتباط و ثبت سفارش: @blue_add
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
487
Suscriptores
+424 horas
+267 días
+26730 días
Archivo de publicaciones
عاشق داستان شکل گرفتن اسم هلیا ام🙂↔️،
نادر ابراهیمی یه تنه باعث شد خیل عظیمی از مادرها اسم دخترشون رو هلیا بذارن🥹🌸.
+1
🪴 نام کتاب: بار دیگر شهری که دوست می داشتم
🪴 نشر: امیرکبیر
🪴 تعداد صفحات: 99
🪴 بها: 134,000
جهت ثبت سفارش:
@blue_add .💙.
بار دیگر شهری که دوست می داشتمعشقی که به پایان رسید، شهری که دیگر همان شهر نیست. پسری از خانوادهای کشاورز، دختری از طبقهٔ خان. آنها از کودکی با هم بزرگ شدند، در جوانی عاشق شدند و چون خانوادهها مخالف بودند، به ساحل چمخاله گریختند تا زندگی مشترکشان را از صفر بسازند. اما هلیا دوام نیاورد. او میان عقل و احساس، عقبنشینی را انتخاب کرد و به زادگاهش بازگشت. پسر ماند، یازده سال ماند. کتاب سه بخش دارد: «باران رؤیای پاییز»، «پنج نامه از ساحل چمخاله به ستارهآباد» و «پایان باران رؤیا». بخش میانی، همان نامههایی است که هرگز فرستاده نشدند؛ جایی که راوی میان خاطره و حال معلق است و هر جملهاش مثل زخمی تازه است. نثر ابراهیمی در این کتاب از جنس دیگری است. او با جریان سیال ذهن پیش میرود؛ فکرها پرواز میکنند، زمان جابهجا میشود و خواننده گامبهگام خط اصلی داستان را کشف میکند. نتیجه، روایتی شاعرانه و آهنگین است که گاهی مرز میان شعر و داستان را محو میکند.
و نکتهای که این کتاب را فراتر از ادبیات میبرد: نام «هلیا» را نادر ابراهیمی ساخت. او در سفری با اتوبوس، حروف واژهٔ «الهی» را به هم ریخت و از دل آن نامی بیرون آورد که تا امروز در ایران ماندگار شده است. او این نام را روی قهرمان زن داستانش گذاشت و بعدها روی دختر خودش هم.
+1
🦋 نام کتاب: یک عاشقانه آرام
🦋 نشر: روزبهان
🦋 تعداد صفحات: 239
🦋 بها: 264,000
جهت ثبت سفارش:
@blue_add .💙.
«یک عاشقانه آرام»فقط یک داستان عاشقانه نیست؛ روایت مقاومت در برابر بزرگترین دشمن عشق است: عادت. ماجرا در ایرانِ سال ۱۳۵۶ و در آستانه انقلاب میگذرد. معلمی اهل گیلان که در تبعید و زندان سرگردان است، عاشق دختری آذربایجانی به نام «آسار» میشود. با هم ازدواج میکنند، مهاجرت میکنند، زندانی میشوند، دعوا و آشتی میکنند و در دل تاریخِ متلاطم زندگیشان را میسازند. اما نقطه قوت کتاب اینجاست که به «رسیدن» بسنده نمیکند؛ میپرسد: بعد از رسیدن چه؟ نادر ابراهیمی از زبان راوی جملهای میگوید که آدم را تکان میدهد: «نگذار عشق، عادت شود.» و تمام کتاب تلاشی است برای اثبات همین حرف؛ اینکه عشق یک جرقه نیست، جنگی روزانه است که هر روز باید از نو فتحش کرد. اگر به داستانهایی از جنس حقیقت علاقه دارید، این رمان دویست و چند صفحهای بیشتر از حجمش برای شما حرف دارد.
هنوزم همه حدساتون اشتباهه😭😂
ساعت ۶ معرفیشو میذارم تا اونموقع ببینم چه میکنیدددد
