es
Feedback
مـدفـنِ سـرخ

مـدفـنِ سـرخ

Ir al canal en Telegram

‌ ‌ ‌ ‌ ˓ ₩𝗁ꤕ𝗋ꤕ 𝗌𝗍꤀𝗋𝗆𝗌 R̷ 𝖻𝗎г𝛊ꤕ𝖽 , 𝖻𝗎𝗍 𝗇ꤕ𝛎ꤕ𝗋 ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ ‌ 𝖿꤀𝗋ꤞ꤀𝗍𝗍ꤕ𝗇 ˒ 𝚪꤀𝗆𝖺𐔓 : @KLYNVOIDbot ‌ ‌𝚨𝖽𝗐𝗂𝗇 : @SeLENee1bot

Mostrar más
Irán138 262La categoría no está especificada
342
Suscriptores
+624 horas
+157 días
+5930 días
Archivo de publicaciones
نفس کشیدن بی‌تو شبیه جان دادنِ آرام زیرِ آوارِ سکوت است؛ انگار غمی عظیم، مثل سنگ قبری سرد، روی سینه‌ام افتاده و پنجه‌های نامرئیِ شب، گلوی مرا میان انگشتان یخ‌زده‌شان فشار می‌دهند. بی‌تو جهان بوی فراموشی گرفته؛ خیابان‌ها سردترند، ساعت‌ها کندتر می‌گذرند و ثانیه‌ها مثل قطره‌های خون از رگِ زمان چکه می‌کنند. در نبودنت، پوچی مثل مهی خاکستری درونِ ذهنم خزیده و تمام پنجره‌های روشنِ روحم را بلعیده است. حس گم‌شدن دارم؛ شبیه مسافری که در ایستگاهی متروک، میان مه و باران، سال‌ها منتظر قطاری مانده که هرگز نمی‌رسد. دیگر نمی‌توانم منطقی باشم؛ عقل، گوشه‌ای تاریک از ذهنم زانو زده و احساس، مثل دریایی طوفانی، تمام وجودم را غرق کرده است. انگار تکه‌ای از من، همان بخش زنده و آرامِ روحم، سال‌ها پیش در هزارتوی افکار ترسناک جا مانده؛ روحی زنجیرشده به ستونی پوسیده در اعماقِ شب، که نه توانِ فرار دارد و نه راهی برای بازگشت. زندگی وقتی او درونم نفس می‌کشید، قابل تحمل بود؛ اما حالا هر صبح، مرثیه‌ای برای نبودنش است و هر شب، مجلس عزای آدمی‌ست که هنوز نفس می‌کشد اما مدت‌هاست مرده است. من نه عشق می‌خواهم، نه محبت، نه آغوشی برای تسکین؛ من خودم را می‌خواهم، همان آدمی که سال‌ها پیش میان سایه‌های هولناکِ ذهنش گم شد، در سیاه‌چالِ افکارش زندانی شد
و دیگر هیچ‌وقت راهِ بازگشت به این جسمِ خسته را پیدا نکرد.

St

sticker.webp0.00 KB

مدت‌ها طول کشید تا بفهمد بعضی جدایی‌ها ناگهانی اتفاق نمی‌افتند؛ همه‌چیز از مدت‌ها قبل شروع شده است. از همان روزهایی که حرف‌ها کوتاه‌تر شدند، خنده‌ها مصنوعی‌تر و سکوت، جای تمامِ چیزهایی را گرفت که هیچ‌کدام جرئت گفتنش را نداشتند. آدم‌ها فکر می‌کنند سخت‌ترین بخشِ عشق، لحظه‌ی رفتن است؛ اما حقیقت این است که دردِ واقعی، خیلی بعدتر خودش را نشان می‌دهد. وقتی اتفاقی خنده‌ای شبیه خنده‌های او می‌شنوی، وقتی دستت ناخودآگاه می‌رود تا چیزی را برایش بفرستی و تازه یادت می‌آید که دیگر جایی در زندگیِ هم ندارید. بعضی آدم‌ها را نمی‌شود از یاد برد، نه به این خاطر که بی‌نقص بوده‌اند، بلکه چون روزی آن‌قدر به آن‌ها نزدیک شده‌ای که بخشی از خاطراتت بدون حضورشان معنایی ندارد. و تلخ‌ترین قسمتِ ماجرا این نیست که کسی می‌رود؛ تلخ‌ترین قسمت این است که زندگی ادامه پیدا می‌کند، خیابان‌ها شلوغ می‌مانند، فصل‌ها عوض می‌شوند و جهان، بی‌آنکه لحظه‌ای مکث کند، به حرکتش ادامه می‌دهد؛ انگار نه انگار که زمانی، تمامِ دنیایِ تو در وجودِ یک نفر خلاصه می‌شد.

sticker.webp0.00 KB

ـ

sticker.webp0.00 KB

اینجا رو 240 میکنید ومپایرز؟

sticker.webp0.00 KB

میدونم اسم مورد علاقه اشو گفته باشه هم مغزم ماهیه😭😭

sticker.webp0.00 KB

نانا پرایوتامونو که داری نظرته پرایوت منو رومنو شیپ کنی؟!

⠀‌ 𝒮ℎ𝒾℘ ℘𝒶𝓇𝓉𝒴 ᭄͜͡ فور کنید دو به دو چنلاتونو شیپ کنم به شیپی که ریکت بیشتر داشته باشن مودبر و پلی لیست تقدیم میکنم
Limit: Be join/چک میکنم پس جوین باشید

نانا پرایوتامونو که داری نظرته پرایوت منو رومنو شیپ کنی؟!

sticker.webp0.00 KB

Sometimes, I feel like my tears are the only thing that truly understands me. They carry every word I've swallowed, every scream I've silenced, every feeling I've hidden so no one would ever see how broken I really am. My heart aches for everything for what happened, for what never happened, for the people I lost, and even for the version of me that no longer exists. The pain has become so overwhelming that even crying until I can't breathe doesn't make it any lighter. The tears stop, but the ache stays, quietly tearing me apart from the inside. Maybe that's the cruelest part... realizing that even my tears are no longer enough to heal what my heart has been carrying for so long.

همه چنل ها چک شد اگه چنلی نیستم باتم تگ بفرستید.

sticker.webp0.00 KB

.