چایی بعد قُله!
Ir al canal en Telegram
. ˚ . ✦ ˚ . ★⋆. . ˚ ✦ . . ˚ . . ✦ ˚ . ★⋆. . ˚ Listen to me: FUCK UR MOOD FOLLOW THE PLAN !-
Mostrar másEl país no está especificadoLa categoría no está especificada
214
Suscriptores
-224 horas
-117 días
-3330 días
Archivo de publicaciones
کاش یه سلول سرطانی بودم که پروفورین به غشاش چسبیده و آنزیم القا کننده مرگ برنامه ریزی شده داره میره توش
و بعدش؟
ظاهر دون دون پیدا میکردم و درشت خوار میومد تیکه م میکرد
امروز شروع شه دیگه؟Part¹☕️
میخواستم سر خودمو بکوبم به دیوار از دست درسای مونده و نخونده
که یادم افتاد یه بستنی کیکی تو فریزر دارم.🍰
یک لحظه صبرکن ببینم
داری چیکار میکنی تو؟
چیا تو ذهنته؟
پس مفید بودنت برای جامعه چی میشه؟
مگه نباید دست دو نفرو بگیری و از زمین بلندشون کنی؟
مگه نباید پولی برای کمک داشته باشی؟
مگه نباید حس مفید بودن را تجربه کنی؟
تا یادم نرفته بگم که امروز در مورد مفید بودن خیلی فکر کردم-
باید یه سری چیزارو به خودم اثبات کنم
شاید حتی توی این چند روز و این یک ماه پیش رو...
اثبات کنم که هنوز هم من در من هست.
کجا بودیم؟؟
همونجا که باید مفید واقع شد.
چه برای خودت
چه دیگران.
آرزوی زمانِ بی زمانی میخواهی؟
صبر کن از قول شاه جمله هایش برایت بگویم..ای کاش از خدا پنجره ای به روی ما باز میشد، که تمام در های عالم را رو به ما باز میکرد و همه دره ها را بسته کاش. ای کاش... _🤍🦢
یه شب بیداری خوبمون نشه؟🥗
تا هر جا کشیدم از ۱۲ به بعد پارت میزارم>
یکی دو ساعتم قبل پیاده روی فردا میخوابم که بعدش بتونم بخونم...
Repost from 𝑳𝒊𝒇𝒆𝑺𝒚𝒏𝒄
حسود نباش،رقابت طلب باش.
میبینی یکی بیشتر از تو امکانات داره،باهاش سرِ جنگ و دعوا نداشته باش،به خودت نگاه کن،مشکل خودتی و میدونی چطور باید درستش کنی.
به نظرم فرق قدرت و حقارت اینجا معلوم میشه که میخوای توام داشته باشی یا میخوای فقط اون نداشته باشه؟!
My part of study🎯🎳Part¹
+1
ساعت 13:41ظهر روز جمعه ست.
هوا یه ابریه ملایمه
پنجره اتاقم بازه و پرده سفید رنگم که گلبرگ های آبی رنگ روشه آروم کشیده شده جلوی پنجره باز
نور آفتاب یکم سرک کشیده کف اتاق..
یه نسیم خنکم داره میاد،جوریه که احساس میکنی دیگه پاییز نزدیکه و سوز و سرماش حس میشه
صدای چن تا گنجشک از دور داره میاد که با صدای آهنگ یکی از همسایه هایِ دورِ توی محل که داره آهنگای خوش ریتم و نوستالژی گوش میده ترکیب شده
صداشون کل محله رو برداشته:)
ولی همه دارن لذت میبرن.
مامانم زرشک پلو درست کرده و پرش کرده از زعفرون
این طلای سرخ لعنتی خوش بو
بوش یه جوری خوبه که حس زندگی میده؛
حس زنده بودن و نفس کشیدن
از اونا که چشماتو ببندی و فقط بو بکشی و این صدا ها و عطر های به یاد موندنی یادت بمونه
بوی تابستون و هوای خنک نزدیک پاییز
بوی قهوه ای که قراره درست بشه و کل این بو ها رو تو خودش هضم کنه
چقدر زندگی تو یه سری لحظه ها بیشتر در جریانه واقعا
خداجونم؟
شکرت>>>
بریم ریاضی بخونیم؛ ببینیم قصه از چه قراره؛)
